كُلُّ نَفۡسِۭ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ
هر کسی در گرو دستاوردِ خویش است،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۸ و ۳۹ با هم
حاصلِ مجموع مستثنیٰمنه و مستثنیٰ این است که جانهای صاحبکسب و عمل، به دو دسته تقسیم میشوند: جانهایی که در گروِ دستاورد خویشاند و آنها همان جانهای مجرمان هستند؛ و جانهایی که از گرو رها و آزاد شدهاند و آنها جانهای اصحاب یمیناند. اما پیشگامانِ مقرّب (السابقون المقربون) که خداوند در چند جای کلامش از آنان یاد کرده و آنان را دستهای سوم در کنار آن دو دسته و متمایز از آنها شمرده است، چنانکه خدای متعال میفرماید: « وَ كُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَهً -إلي أن قال- وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه: ۱۱؛ «و شما سه گروه شدید... و پیشگامانِ پیشگام، آنان همان مقرباناند»)، اینان در جایگاه بندگی چنان استقرار یافتهاند که نه مالکِ جانی هستند و نه مالکِ عملِ جانی؛ از این رو جانها و کردارهایشان از آنِ خداست و در نتیجه، نه برای بازخواست احضار میشوند و نه به پای حساب کشیده میشوند؛ خدای متعال میفرماید: «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِينَ» (صافات: ۱۲۸؛ «آنان همگی احضار خواهند شد، مگر بندگانِ اخلاصیافتهٔ خدا»). بنابراین، آنان از اساس از دایرهٔ این تقسیمبندی بیرون هستند.
تفسیر آیهٔ ۳۸ سورهٔ مدثر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۹۵ تا ۹۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/74/38/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَهٌ » (هر کسی در گرو دستاوردِ خویش است)؛ حرف «باء» به معنای همراهی، یا برای سببيّت (به سببِ)، یا برای مقابله (در ازاىِ) است؛ و دربارهٔ واژهٔ « رَهِينَهٌ »:
بنا بر آنچه زمخشری گفته است، «رهینة» به معنای «رَهْن» (گرو) است. او در «کشاف» گفته است: «رهینة» مؤنثِ «رهین» در آیهٔ « كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ » بهخاطر مؤنثبودنِ کلمهٔ «نَفْس» نیست؛ زیرا اگر قصد مؤنثکردنِ آن در میان بود، باز هم «رهین» گفته میشد، چون وزنِ «فَعیل» در معنای اسم مفعول برای مذکر و مؤنث یکسان به کار میرود؛ بلکه اسمی است به معنای رهن، مانند «شتیمة» به معنای «شتم» (دشنام)؛ گویی گفته شده است: «كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهْنٌ» (هر جانی در برابر دستاورد خویش در گرو است). پایان سخن زمخشری.
نکته در بهشمارآوردنِ هر جانی به عنوان «رهینه» (در گرو) این است که خداوند بر گردنِ آن، حقِ بندگی از راه ایمان و عمل صالح دارد؛ پس آن جان نزد خدا محفوظ و در بازداشت است تا بدهیاش به او را بپردازد و حق خدای متعال را ادا کند؛ اگر ایمان آورد و عمل شایسته انجام داد، از گرو رها و آزاد میشود، و اگر کفر ورزید و گناه کرد و بر همین حال مُرد، برای همیشه در گرو و بازداشت خواهد ماند. و این معنا، غیر از آن است که جان، در گرو عمل خویش و همراه با دستاورد خیر و شر خود باشد، چنانکه پیشتر ذیل این کلام خدای متعال گذشت که:
«كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ» (طور: ۲۱؛ «هر انسانی در گرو چیزی است که کسب کرده است»).
و این آیه در مقام بیانِ وجه و چراییِ عمومیتیافتنی است که از این سخن فهمیده میشود: « نَذِيراً لِلْبَشَرِ لِمَنْ شٰاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ » (هشداردهندهای برای بشر؛ برای هر کس از شما که بخواهد پیش بیفتد یا پس بماند)؛ زیرا در گرو بودنِ جان آدمی به سبب آنچه به دست آورده، بر هر کسی لازم میگرداند از آتشی بپرهیزد که اگر گناه کند و از حق پیروی ننماید، در آن بازداشت و زندانی خواهد شد.