يُرِيدُونَ لِيُطۡفِـُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ
میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، در حالی که خداوند کاملکنندهٔ نور خویش است، هرچند کافران ناخشنود باشند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ و ۹ با هم
این آیه و آیهٔ پس از آن، گویا شرحی است بر معنای آنچه در آیهٔ گذشته بیان شد؛ یعنی ستمگریِ آنان با جادو خواندن این دعوت، و هدایت نکردنِ خدای متعال نسبت به آنان از آن رو که ستمکارند. حاصل آنکه آنان میخواهند نور خدا را با دمیدنِ دهانهایشان خاموش کنند، ولی خدا آنان را به مقصودشان نمیرساند، بلکه نور خود را کامل میسازد و دینش را بر همهٔ دینها پیروز میگرداند.
از این دو آیه استفاده میشود که دینِ حق، همان نور خدا در زمین است؛ چنانکه این نکته از کلام الهی نیز به دست میآید که فرمود: «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكٰاهٍ فِيهٰا مِصْبٰاحٌ» تا آخر آیه (نور: ۳۵)، و توضیح آن پیشتر در تفسیر همان آیه گذشت.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸ و ۹ با هم
میگویم: مراد از «عالم»، همان امام است که حجت خداست؛ و روایاتی دربارهٔ این سخن خدای متعال وارد شده است که:
تفسیر آیههای ۶، ۸ و ۹ با هم
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ » (میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند) و سخن او: « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُديٰ وَ دِينِ الْحَقِّ » (اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد)، که بیان میکنند نور، هدایت و دین حق، همان ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. این روایات از باب جَری و تطبیق (انطباق مفهوم آیه بر مصداق) یا از بطون قرآن است و در مقام تفسیر لفظی نیست. همچنین شمارش فاصلهٔ میان مسیح و محمد (صلیاللهعلیهوآله) به پانصد سال، با نظر مشهور تاریخنگاران ناسازگار است؛ اما پژوهشگران گفتهاند که در تاریخ میلادی خطاهایی رخ داده است و در جلد سوم این کتاب اشارهای به آن گذشت.
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ صف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۲۵۵ تا ۲۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/61/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ » (میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند...)، خاموش کردنِ نور، باطل ساختن و از بین بردن درخششِ آن است، و خاموش کردن نور با دهانها، تنها با دمیدن به وسیلهٔ آنها انجام میپذیرد.
این آیه در سورهٔ توبه [توبه: ۳۲] نیز آمده و در آنجا چنین است: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ » (میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند). راغب گفته است: خدای متعال میفرماید: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ » و « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ »؛ و تفاوت میان این دو جایگاه آن است که در کلام خدای متعال: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا »، قصدِ آنان خودِ خاموش کردن نور خداست، و در این کلام الهی:
« لِيُطْفِؤُا » مقصودشان کاری است که با آن به خاموش کردن نور خدا دست یابند. پایان سخن راغب. و چکیدهٔ کلام این است که متعلَّقِ اراده در سخن خدای متعال: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ »، خودِ خاموش کردن است، و در سخن او: « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ »، سببی است که به خاموشی میرساند ــ یعنی دمیدن با دهانها ــ و خاموش کردن، هدف و غایت است.
بنابراین سخن خدای متعال: « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ » یعنی با دمیدنِ دهانها، همانگونه که شمع با یک فوت خاموش میشود؛ کنایه از اینکه پنداشتند نور خدا ــ که همان دین اوست ــ نوری ناتوان چون نور شمع است که با کمترین دمیدنی خاموش میشود؛ از این رو به آن تهمت جادو زدند و پیوندش را با خدا گسسته دانستند.
و آنان در پندار خود سخت به خطا رفتهاند؛ چرا که این نور، همان نور الهی است که هرگز خاموش نمیشود و خداوند اراده فرموده است که آن را کامل سازد، هرچند کافران ناخشنود باشند، و خدا فرمانش را به انجام میرساند؛ و این همان سخن اوست که: « وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكٰافِرُونَ » (و خدا کاملکنندهٔ نور خویش است، هرچند کافران خوش ندارند).