مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشۡرُ أَمۡثَالِهَاۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ
هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن پاداش دارد؛ و هر کس کار بدی بیاورد، جز همانند آن کیفر نمیبیند، و به آنان ستمی نخواهد شد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۵۸ تا ۱۶۰ با هم
این آیات به آیاتِ پیشین پیوستهاند و دربردارندهٔ تهدید مشرکانی است که از صراط مستقیم سر باز زدند و فرقه فرقه شدند، و نیز اعلام بیزاری پیامبر (ص) از کسانی که دین خود را دستخوش تفرقه کردند، و نویدی نیک به کسانی که کار شایسته بیاورند، و قطعی بودن تحقق پاداش و کیفر الهی.
تفسیر آیهٔ ۱۶۰ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۳۸۶ تا ۳۹۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/160/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا وَ مَنْ جٰاءَ بِالسَّيِّئَهِ فَلاٰ يُجْزيٰ إِلاّٰ مِثْلَهٰا وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ » (هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابرِ آن پاداش دارد و هر کس کار بدی بیاورد، جز مانند آن کیفر نمیبیند و به آنان ستم نمیشود). این آیه بهخودیخود کلامی کامل است و از منّتی الهی پرده برمیدارد که خداوند بر بندگانش مینهد؛ اینکه کار نیک را ده برابر پاداش میدهد و کار بد را جز به مانندِ آن کیفر نمیدهد؛ یعنی حسنه را ده برابر و سیئه را یکی به شمار میآورد و در پرداخت پاداش و کیفر هیچ ستمی روا نمیدارد، بهگونهای که نه از آن پاداش میکاهد و نه بر این کیفر میافزاید. هرچند ممکن است بر پاداش حسنه بیفزاید و آن را از ده برابر نیز بیشتر کند؛ چنانکه این سخن خداوند بر آن دلالت دارد: «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ كَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنٰابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللّٰهُ يُضٰاعِفُ لِمَنْ يَشٰاءُ» (بقره: ۲۶۱؛ مَثَل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا برای هر کس بخواهد چند برابر میکند)، و نیز ممکن است از گناه درگذرد و همان کیفرِ یکبرابر را هم منظور نکند.
اما این آیه به سبب پیوستگیاش با آیات پیشین و قرار گرفتن در یک سیاق، معنای دیگری را نیز میرساند؛ گویی پس از بیان سخن در آیات گذشته دربارهٔ یکدلی و گردآمدن بر گرد حق و پراکندگی در آن، چنین گفته شده است: این دو، دو خصلت نیک و بد هستند که متناسب با خود جزا داده میشوند و ستمی در کار نیست؛ چراکه کیفر و پاداش، همتای عمل است. پس هر کس کار نیک بیاورد، پاداشی همتای آن دریافت میکند و برایش چند برابر میشود، و هر کس کار بد — یعنی همان تفرقهافکنیِ نهیشده — را بیاورد، جز بدیای مانند آن کیفر نخواهد دید و نباید به پاداش نیک چشم بدوزد. بدین ترتیب، معنای آیه به چیزی شبیه آنچه از آیهٔ «وَ جَزٰاءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثْلُهٰا» (شوری: ۴۰؛ و سزای بدی، بدیای مانند آن است) استفاده میشود بازمیگردد؛ که مراد از آن، بیان همتاییِ کیفرِ بدی با خودِ آن در ناخوشایند بودن و نامطلوب بودنش است، نه اثبات یکبرابر بودنِ عددی و نفیِ چندبرابری.
بحث روایی
در تفسیر البرهان از بَرقی، از پدرش، از نضر، از یحیی بن حَلَبی، از ابنمَسکان، از زُراره روایت شده است که گفت: در حالی که من نشسته بودم، از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدای تبارک و تعالی پرسیده شد: « مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا » (هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن پاداش خواهد داشت)؛ آیا این پاداش برای کسانی از آنان هم که این امر (ولایت اهلبیت) را نمیشناسند، جاری است؟ فرمود: «این پاداش تنها ویژهٔ مؤمنان است». به ایشان عرض کردم: خدا کارت را سامان دهد، نظرتان دربارهٔ کسی چیست که روزه میگیرد و نماز میخواند و از گناهان دوری میورزد و پارسایی نیکویی دارد، از میان کسانی که نه ولایت را میشناسند و نه با آن دشمنی میورزند؟ فرمود: «خداوند آنان را با رحمت خویش به بهشت وارد میکند».
میگویم: این روایت نشان میدهد که پاداش، به اندازهٔ معرفت و شناخت است؛ و دربارهٔ این معنا روایاتی از طریق هر دو گروه (شیعه و اهلسنت) وارد شده است.
و روایات فراوانی در معنای این سخن خداوند: « مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا » هست که هر دو فریق آن را نقل کرده و در تفسیر آیه آوردهاند؛ جز اینکه این روایات در بیان تعیین مصداقهایی مانند روزه و نماز و جز اینها وارد شده است و به همین سبب از آوردن آنها خودداری کردیم.