مَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡۚ وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ
آنچه خدا از [اموالِ] مردم آن آبادیها به پیامبرش بازگرداند، ویژهٔ خدا، پیامبر، خویشاوندان [او]، یتیمان، بینوایان و درراهماندگان است تا مبادا تنها میان توانگران شما دستبهدست شود؛ و هرچه را پیامبر به شما داد بگیرید و از هرچه شما را بازداشت دست بکشید، و از خدا پروا بدارید که خدا سختکیفر است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲ تا ۱۰ با هم
پس خداوند دربارهٔ آنان این آیه را فروفرستاد: « هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا -إلي قوله- فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِيدُ الْعِقٰابِ » (اوست کسی که کافران را بیرون راند... ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ حشر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۲۰۳ تا ۲۱۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/59/7/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَليٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُريٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبيٰ وَ الْيَتٰاميٰ وَ الْمَسٰاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ » (آنچه را خدا از اهل آبادیها به پیامبرش بازگرداند، از آنِ خدا و پیامبر و خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و درراهماندگان است...). ظاهر آیه نشان میدهد که موارد مصرفِ فیءِ یادشده در آیهٔ پیشین را بیان میکند و در عین حال، حکم فیء را به غنیمتهای بدون جنگِ همهٔ آبادیها—اعم از بنینضیر و دیگران—گسترش میدهد.
و این سخن خدا که: « فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ »؛ یعنی بخشی از این اموال ویژهٔ خداست که مقصود، خرجکردن و انفاق آن در راه خدا بنا بر نظر پیامبر است، و بخشی از آن را پیامبر برای خود برمیدارد. و نباید به سخن کسی اعتنا کرد که گفته است ذکر نام خدای متعال در کنار صاحبانِ سهم، تنها برای تبرک است.
و این سخن او که: « وَ لِذِي الْقُرْبيٰ »؛ مقصود از خویشاوندان، خویشاوندان پیامبر (ص) است و حملِ آن بر خویشاوندانِ عموم مؤمنان معنایی ندارد و این مطلب روشن است. مقصود از یتیمان نیز یتیمانِ نیازمندِ آنان است، چنانکه سیاق آیه بر آن دلالت دارد؛ و اینکه «الْيَتَامَى» بهصورت جداگانه و پیش از « اَلْمَسٰاكِينِ » ذکر شده، با اینکه عنوان مساکین شاملِ یتیمان هم میشود، به سبب اهمّیتدادن به کارِ یتیمان بوده است.
و از امامان اهلبیت (ع) روایت شده است که مقصود از «ذیالقربی»، اهلبیت است و یتیمان، بینوایان و درراهماندگان نیز از میان خودِ آنان هستند.
و این سخن خدا که: « كَيْ لاٰ يَكُونَ دُولَهً بَيْنَ الْأَغْنِيٰاءِ مِنْكُمْ »؛ یعنی ما دربارهٔ فیء بدان سبب چنین حکمی کردیم تا این اموال تنها میان ثروتمندان شما دستبهدست نشود؛ و «دُولَة» چیزی است که میان مردم دستبهدست میشود و دست به دست میچرخد.
و این سخن او که: « وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا »؛ یعنی آنچه را پیامبر از مال فیء به شما داد، بگیرید—چنانکه بخشی از آن را به مهاجران و چند تن از انصار داد—و از آنچه شما را از آن بازداشت و منع کرد، خودداری کنید و آن را نخواهید. در این عبارت این اشاره هست که مسلمانان از پیامبر (ص) خواسته بودند فیء را میان همهٔ آنها تقسیم کند، اما خداوند آن را به پیامبرش واگذاشت و موارد مصرفش را همان قرار داد که در آیه بیان کرده است، و برای پیامبر (ص) این اختیار را قرار داد که آن را بر پایهٔ نظر خود در این موارد به مصرف برساند.
این آیه صرفنظر از سیاق، عام است و هر حکمی را که پیامبر آورده، چه به آن امر کرده باشد و چه از آن بازداشته باشد، دربرمیگیرد.
و این سخن خدا که: « وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِيدُ الْعِقٰابِ » (و از خدا پروا کنید که خدا سختکیفر است)، هشداری به آنان در برابر مخالفت با پیامبر (ص) و تأکیدی بر این سخن است که: « وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ ».
بحث روایی
و در همان کتاب از ابنعباس روایت است: این سخن خدای متعال که میفرماید: « مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَليٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُريٰ » (آنچه خدا از [اموالِ] ساکنان آن آبادیها به پیامبرش بازگرداند...) [حشر: ۷] تا پایان آیه، دربارهٔ اموال کافرانِ اهل آبادیها نازل شد؛ و آنان بنیقُرَیظه و بنینضیر بودند که در مدینه قرار داشتند، و فدک که در سه میلیِ مدینه بود، و نیز خیبر و آبادیهای عُرَینه و یَنبُع. خداوند این اموال را به پیامبرش اختصاص داد تا هر گونه بخواهد در آنها حکم کند، و خبر داد که همهٔ آنها از آنِ اوست. پس گروهی گفتند: «چرا آنها را تقسیم نمیکند؟» و بدین جهت این آیه نازل شد.
در کتاب «مجمع البیان»، مِنْهال بن عَمرو از امام علی بن الحسین (ع) روایت کرده است که گفت: دربارهٔ این سخن خداوند پرسیدم که: « وَ لِذِي الْقُرْبيٰ وَ الْيَتٰاميٰ-وَ الْمَسٰاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ » (و برای خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و درراهماندگان)؛ فرمود: «آنان، خویشاوندانِ ما، مسکینانِ ما و درراهماندگانِ ما هستند».
میگویم: این معنا در کتاب «التهذیب» نیز از سُلَیم بن قَیس از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است. مؤلف «مجمع البیان» پس از نقل روایت گذشته میگوید: «همهٔ فقها گفتهاند: مقصود، یتیمانِ عموم مردم و همچنین مسکینان و درراهماندگانِ آنان هستند؛ و این معنا نیز از اهلبیت (ع) روایت شده است».
در کتاب «الکافی» به سند خود از زُراره روایت کرده است که از امام باقر و امام صادق (ع) شنید که میفرمودند:
«همانا خداوند عزّوجلّ ادارهٔ کار آفریدگانش را به پیامبرش (ص) واگذار کرد تا ببیند فرمانبرداریِ آنان چگونه است»؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود [در یادداشت منبع آمده: ظاهراً باید «تَلَیا؛ آن دو بزرگوار تلاوت کردند» باشد]: « مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا » (آنچه را پیامبر به شما داد بگیرید و از آنچه شما را از آن بازداشت، دست بردارید).
میگویم: روایات از اهلبیت (ع) در این معنا بسیار است. و چنانکه از روایات آشکار میشود، مراد از واگذاریِ کار خلق به پیامبر (ص)، امضا و تنفیذِ آن چیزهایی است که پیامبر (ص) برای مردم تشریع و احکام آن را بیان فرمود و نیز واجبگردانیدنِ اطاعت از ایشان در آن موارد و واگذاریِ ولایت و تدبیر امور مردم به آن حضرت است؛ اما تفویض به این معنا که خدای متعال این اختیار را از خویش سلب کرده و آن را تماماً به عهدهٔ پیامبر (ص) گذاشته باشد، امری محال است.