ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَۖ وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا مَا كَتَبۡنَٰهَا عَلَيۡهِمۡ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ رِضۡوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَاۖ فَـَٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ
سپس در پیِ آنان پیامبران خود را پیاپی فرستادیم، و عیسی بن مریم را به دنبالشان روانه کردیم و به او انجیل دادیم، و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و رحمت نهادیم؛ و رهبانیتی را که خود بدعت نهادند، ما بر آنان مقرّر نکرده بودیم؛ آنان آن را تنها در پی خشنودی خدا نهادند، ولی حقِ پاسداشت آن را به جا نیاوردند؛ پس به کسانی از آنان که ایمان آورده بودند پاداششان را دادیم و بسیاری از آنان نافرماناند.
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ حدید، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۷۲ تا ۱۷۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/57/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « ثُمَّ قَفَّيْنٰا عَليٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّيْنٰا بِعِيسَي ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْنٰاهُ الْإِنْجِيلَ » (سپس در پیِ آنان پیامبران خود را پیاپی فرستادیم، و عیسی بن مریم را به دنبالشان روانه کردیم و به او انجیل دادیم). در «مجمعالبیان» آمده است: «تقفیه» آن است که چیزی را به طور مداوم در پی چیزی دیگر قرار دهند، و از همین رو به پایانههای ابیات شعر «قوافی» (قافیهها) گفتهاند؛ زیرا بر همان سبک و روش، پیدرپی از پیِ بیت میآیند. [پایان نقل از مجمعالبیان].
ضمیر در « عَليٰ آثٰارِهِمْ » (به دنبال آنان) به نوح و ابراهیم و پیشینیان از دودمان آن دو برمیگردد؛ دلیلش هم این است که هیچ پیامبری پس از نوح نیامده است مگر از دودمان او، زیرا نسلِ پس از وی منحصر به اوست. گذشته از این، عیسی نیز از نسل ابراهیم است. خدای متعال دربارهٔ نوح میفرماید: «وَ جَعَلْنٰا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبٰاقِينَ» (صافات: ۷۷؛ و تنها فرزندان او را باقیماندگان [زمین] قرار دادیم) و میفرماید: «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ -إلي أن قال- وَ عِيسيٰ» (انعام: ۸۵؛ و از دودمان او داوود و سلیمان... و عیسی را [هدایت کردیم]). بنابراین مراد از سخن خداوند که میفرماید: « ثُمَّ قَفَّيْنٰا عَليٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا » (سپس در پی آنان پیامبران خود را پیاپی فرستادیم)، فرستادنِ پیاپیِ پیامبرانِ پسین از نسل آن دو، بر ردّپای خودِ آن دو و پیشینیان از دودمانشان است.
و در عبارت « عَليٰ آثٰارِهِمْ » (در پی آنان) اشارهای است به اینکه راهِ پیمودهشده یکی است و در آن، هر پیامبری گام جای گامِ پیامبر پیشین میگذارد.
و کلام الهی: « وَ قَفَّيْنٰا بِعِيسَي ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْنٰاهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنٰا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً » (و در پی آنان عیسی بن مریم را فرستادیم و به او انجیل دادیم و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهر و رحمت قرار دادیم)؛ بنا بر گفتهٔ اهل لغت و مفسران، «رأفت» (مهر و نرمدلی) و «رحمت» مترادف و هممعنایند. از برخی نیز نقل شده است که «رأفت» در دفع گزند و شر، و «رحمت» در رساندن خیر به کار میرود.
ظاهر آن است که مقصود از قرار دادن رأفت و رحمت در دلهای پیروان عیسی، توفیق دادن به آنان برای مهرورزی و مهربانی میان خودشان است، بهگونهای که بر پایهٔ همیاری و سازگاری با یکدیگر زندگی میکردند؛ همانگونه که خدای پاک و منزه همراهان پیامبر (ص) را به رحمت توصیف کرده و فرموده است: «رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ» (فتح: ۲۹؛ در میان خود مهربانند). و برخی گفتهاند: مراد از قرار دادن رأفت و رحمت در دلهایشان، فرمان دادن به این دو خصلت، ترغیب به آنها و وعده دادن پاداش بر انجام دادنشان است.
و کلام الهی: « وَ رَهْبٰانِيَّهً ابْتَدَعُوهٰا مٰا كَتَبْنٰاهٰا عَلَيْهِمْ » (و رهبانیتی که خود پدید آوردند و ما بر آنان مقرّر نکرده بودیم)؛ «رهبانیت» از ریشهٔ «رهبت» به معنای ترس و خشیت است و در عرف به گوشهگیری و بریدن انسان از مردم برای عبادت خدا از سرِ ترس از او گفته میشود. «ابتداع» (بدعتگذاری و نوآوری) پدید آوردن چیزی است که در دین یا سنّت یا حرفهای، سابقهای نداشته باشد. و جملهٔ « مٰا كَتَبْنٰاهٰا عَلَيْهِمْ » (ما آن را بر آنان واجب نکرده بودیم) در معنای پاسخ به پرسشی فرضی است؛ گویی پرسیده شده: معنای بدعت گذاشتنِ آنان در این کار چیست؟ پس پاسخ داده شد: ما آن را بر ایشان مقرّر نکرده بودیم.
و معنای آیه این است که آنان از پیشِ خود رهبانیتی ساختند، بیآنکه ما آن را برایشان تشریع کرده باشیم.
و کلام الهی: « إِلاَّ ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللّٰهِ فَمٰا رَعَوْهٰا حَقَّ رِعٰايَتِهٰا » (مگر در پی خشنودی خدا [که خود نهادند]، ولی حقِّ رعایت آن را نگه نداشتند)، استثنای منقطع است؛ به این معنا که ما آن را بر آنان واجب نکردیم، بلکه خودشان آن را برای بهدست آوردن خشنودی خدا و طلب رضای او پایهگذاری کردند، اما با گذر از مرزهایش، چنانکه باید از آن پاسداری نکردند.
در این آیه اشارهای است به اینکه اصل این کار نزد خدای متعال پسندیده بود، هرچند خود آن را تشریع نکرده بود، بلکه خودِ آنان آن را بدعت نهاده بودند.
و کلام الهی: « فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ » (پس به کسانی از آنان که ایمان آوردند، پاداششان را دادیم و بسیاری از آنان نافرماناند)، اشاره به این است که آنان نیز مانند امتهای پیشینِ پیامبران هستند؛ برخی از آنان مؤمناند و پاداش ایمانشان را میگیرند، و بسیاری از آنان فاسق و نافرماناند، و غلبه با فسق است.
بحث روایی
در مجمعالبیان از ابنمسعود روایت شده است که گفت: بر الاغی پشت سر پیامبر خدا سوار بودم، فرمود: ای پسر امّعبد، آیا میدانی بنیاسرائیل رهبانیت را از کجا پدید آوردند؟ گفتم: خدا و پیامبرش داناترند. فرمود:
پس از عیسی (ع) زورگویان و ستمگران بر آنان چیره شدند و به نافرمانیِ خدا پرداختند؛ پس اهل ایمان خشمگین شدند و با آنان جنگیدند، اما اهل ایمان سه بار شکست خوردند و جز اندکی از آنان باقی نماندند.
پس گفتند: اگر در برابر اینان آشکار شویم نابودمان میکنند و کسی برای دین باقی نمیماند که به سوی آن دعوت کند؛ پس بیایید در زمین پراکنده شویم تا زمانی که خداوند پیامبری را که عیسی به ما وعده داده است—یعنی محمد (ص)—برانگیزد. پس در غارهای کوهها پراکنده شدند [یادداشت منبع: «غیران» جمع غار است] و رهبانیتی پدید آوردند؛ برخی از آنان به دین خود پایبند ماندند و برخی کافر شدند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: « وَ رَهْبٰانِيَّهً ابْتَدَعُوهٰا-مٰا كَتَبْنٰاهٰا عَلَيْهِمْ » (و رهبانیتی که خود پدید آوردند، ما آن را بر آنان واجب نکرده بودیم...) تا آخر آیه.
سپس فرمود: ای پسر امّعبد، آیا میدانی رهبانیت امت من چیست؟ گفتم: خدا و پیامبرش داناترند. فرمود:
هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره.