يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ
روزی که به دوزخ میگوییم: «آیا پُر شدی؟» و میگوید: «آیا باز هم بیشتری هست؟»
تفسیر آیهٔ ۳۰ سورهٔ ق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۳۵۳ تا ۳۵۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/50/30/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » (روزی که به دوزخ میگوییم: آیا پر شدی؟ و میگوید: آیا باز هم هست؟). این خطابی از سوی خدای متعال به دوزخ و پاسخی از سوی دوزخ است. در حقیقتِ این گفتگو و سخنگفتن اختلاف شده است؛ برخی گفتهاند: خطاب و پاسخ با زبانِ حال (بیانِ وضعیت، نه گفتار با زبان) است. اما این دیدگاه رد میشود؛ زیرا اگر با زبانِ حال بود، به خدای متعال اختصاص نمییافت، بلکه هر کس دوزخ را در آن حال میدید، میتوانست از پر شدنش بپرسد و دوزخ نیز با گفتنِ «هَلْ مِنْ مَزِيدٍ؟» (آیا باز هم هست؟) پاسخش را بدهد؛ بنابراین، برای اختصاصیافتنِ خطاب به خدای متعال، نکتهٔ روشنی وجود نخواهد داشت.
و برخی گفتهاند: حقیقتِ این خطاب متوجه نگاهبانانِ دوزخ است و پاسخ نیز از سوی آنان داده میشود، هرچند خطاب و پاسخ به خودِ دوزخ نسبت داده شده است. اشکال این سخن آن است که خلافِ ظاهر است و جز با دلیلی روشن نمیتوان بدان روی آورد.
و برخی گفتهاند: خطاب و پاسخ بر همان ظاهرِ خود است و هیچ دلیلی بر ناممکنبودنش وجود ندارد؛ خدای پاک و منزه از سخنگفتنِ دستها، پاها، پوستها و جز آنها نیز خبر داده است. سخنِ درست همین است، و پیشتر در تفسیر سورهٔ فصّلت گذشت که آگاهی و درک در همهٔ موجودات جریان دارد.
سخن او: « هَلِ امْتَلَأْتِ » (آیا پر شدی؟) پرسشی تقریری (پرسشی برای اقرار گرفتن و بیانِ واقعیت) است، و همچنین است سخنِ او در حکایت از دوزخ: « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » (آیا باز هم هست؟). چه بسا آوردن این پرسش و پاسخ برای اشاره به این باشد که قهر و عذاب الهی از فراگرفتنِ مجرمان و دادنِ کاملِ کیفری که سزاوار آن هستند بازنمیماند؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَهٌ بِالْكٰافِرِينَ» (و بیتردید دوزخ کافران را در میان گرفته است؛ توبه: ۴۹).
بر این دیدگاه خرده گرفتهاند که با صریح سخن خدای متعال ناسازگار است که میفرماید: « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ » (قطعاً دوزخ را پر خواهم کرد)؛ و در پاسخ گفتهاند که گاه مراد از پر شدن این است که هیچیک از طبقههای آن از ساکنان خالی نماند، چنانکه میگویند: «شهر از مردمش پر است» (با اینکه هنوز گنجایش افراد بیشتری را دارد).
افزون بر این، ممکن است این سخنِ دوزخ، پیش از درآمدنِ همهٔ دوزخیان به آن باشد.
برخی نیز گفتهاند: استفهام در سخن دوزخ: « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » برای انکار است و معنایش این است که: «دیگر جایی برای افزون بر این نیست»؛ یعنی در من جای بیشتری برای کسانی افزون بر مجرمانی که در من افکنده شدهاند نمانده، زیرا پر شدهام. پس اشاره به همان قضای حتمی خواهد بود که در این سخن آمده است: «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِينَ» (قطعاً دوزخ را از جن و انس همگی پر خواهم کرد؛ سجده: ۱۳)، و سخن خداوند: « هَلِ امْتَلَأْتِ » (آیا پر شدی؟) به این معناست که گویی گفته شود: « حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ » (سخنِ من که حتماً دوزخ را پر خواهم کرد تحقق یافت)، و سخن دوزخ: « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » (آیا باز هم هست؟) اقرار و تصدیقی بر آن است.
شاید مؤید این وجه، سخنِ پیشینِ خدای متعال باشد که فرمود: « مٰا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ » (سخن نزد من تغییر نمییابد)، البته بر این فرض که مراد از «قول» (سخن)، همین کلام خدای متعال باشد: « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِينَ » (قطعاً دوزخ را از جن و انس همگی پر خواهم کرد).
بحث روایی
و در تفسیر قمی دربارهٔ سخن خدای متعال که میفرماید: « يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ-وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » (روزی که به جهنم میگوییم: آیا پر شدی؟ و میگوید: آیا افزون بر این هم هست؟؛ ق: ۳۰) آمده است: این سخن پرسش انکاری است؛ زیرا خداوند به آتش وعده داده بود که آن را پر سازد، پس آتش پر میشود و سپس خداوند به آن میفرماید: «هَلِ امْتَلَأْتِ؟» (آیا پر شدی؟) و جهنم در مقام پرسش [انکاری] میگوید: «هَلْ مِنْ مَزِيدٍ؟» (آیا افزونی هست؟)؛ یعنی دیگر در من جایی برای افزودن وجود ندارد.
میگویم: این برداشت بر این پایه استوار است که پرسشِ [دوزخ]، استفهام انکاری (پرسش در معنای انکار و نفی) باشد؛ یعنی جایی برای فزونی نیست.
در کتاب «الدر المنثور»، احمد، بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، ابنجریر، ابنمردویه و بیهقی در «الاسماء و الصفات» از انس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمودند: «لا تزال جهنم يلقى فيها و تقول:هل من مزيد؟حتى تضع رب العزه فيها قدمه-فينزوي بعضها إلى بعض و تقول:قط قط و عزتك و كرمك» (پیوسته در دوزخ [گناهکاران] افکنده میشوند و دوزخ میگوید: آیا افزون بر این هم هست؟ تا آنکه پروردگارِ عزت پایش را در آن میگذارد؛ پس بخشهایی از آن در هم فشرده میشود و میگوید: بس است، بس است! به عزت و کرمت سوگند).
«و لا يزال في الجنه فضل-حتى ينشئ الله لها خلقا آخر-فيسكنهم في قصور الجنه» (و همواره در بهشت جای اضافه باقی میماند، تا آنکه خداوند برای آن آفریدگان دیگری پدید میآورد و آنان را در کاخهای بهشت سکونت میدهد).
میگویم: نهادنِ پا بر آتش و گفتنِ «قَطْ قَطْ» (بس است، بس است) از سوی دوزخ، در روایات متعددی از طریق اهلسنت روایت شده است.