إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ
مگر آن کس که مرا پدید آورد، که بیگمان او مرا هدایت خواهد کرد.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۷ و ۲۸ با هم
دقت در روایات نشان میدهد که مبنای آنها، بازگرداندن ضمیر در « جَعَلَهٰا » (آن را نهاد) به همان هدایتی است که از سخن ابراهیم: « سَيَهْدِينِ » (هدایتم خواهد کرد) فهمیده میشود؛ و در تفسیر سخن خدای متعال که میفرماید: « إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً » (من تو را برای مردم پیشوا قرار میدهم) گذشت که وظیفهٔ امام، هدایت مردم در ملکوت اعمالشان است؛ به این معنا که با راهنمایی و رساندنشان به درجات تقرب به خدای پاک و منزه، و نشاندن هر صاحب عملی در جایگاهی که عملش اقتضا دارد، آنان را بهسوی خدای پاک و منزه سوق دهد. و حقیقتِ هدایت از آنِ خدای پاک و منزه است و [هدایتگریِ امام] بهتبع یا بالعرض (بهواسطه) به او نسبت داده میشود.
از اینرو، هدایتِ تحققیافتهای که از سوی خدا بهسوی مردم فرود میآید، نخست خودِ امام را دربرمیگیرد و سپس از او به دیگران فیض میرسد؛ پس کاملترین مرتبهٔ هدایت از آنِ اوست و برای دیگران، مراتبی فروتر از آن خواهد بود. و آنچه ابراهیم (ع) در سخنش آورد که: « فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ » (زیرا او هدایتم خواهد کرد)، هدایتی مطلق است که قابلیت انطباق بر کاملترین مراتب هدایت را دارد؛ همان مرتبهای که بهرهٔ امام از آن است. پس آن هدایت همان امامت است، و ماندگار ساختنِ آن در نسل ابراهیم، ماندگار ساختنِ امامت در نسل اوست.
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ زخرف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۹۶ تا ۱۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/43/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ » (مگر آن کسی که مرا آفرید، که او بیگمان مرا هدایت خواهد کرد)؛ یعنی مگر آن کس که مرا پدید آورد، و او خدای پاک و منزه است. در توصیف خدای متعال به «فطر» (آفرینش و پدیدآوردن)، به دلیل و برهان بر پروردگاری و معبودبودنِ او اشاره شده است؛ زیرا آفرینش و ایجاد از تدبیر امورِ آفریده جدا نیست، پس همان کسی که همهچیز را آفریده، تدبیر امورشان را نیز در دست دارد، و همو شایستهٔ پرستش است.
و سخن او که: « فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ » (او مرا هدایت خواهد کرد)، یعنی به سوی حقیقتی که در پی آنم؛ و گفته شده است: یعنی به سوی راه بهشت. در این جمله به ویژگی دیگری از پروردگاری اشاره شده است و آن، هدایت به راه حقی است که انسان باید بپیماید؛ زیرا سوقدادن به سوی کمال، بخشی از تدبیر کامل است و بر پروردگاری که تدبیر امور آفریدهاش را بر عهده دارد لازم است او را به کمال و سعادتش راهنمایی کند. خدای متعال میفرماید: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطيٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَديٰ» (طه: ۵۰؛ پروردگار ما کسی است که به هر چیزی آفرینشِ سزاوارش را عطا کرد و سپس هدایتش نمود)، و میفرماید: «وَ عَلَي اللّٰهِ قَصْدُ السَّبِيلِ» (نحل: ۹؛ و بر خداست که راه میانه و درست را نشان دهد). بنابراین، روآوردن به خداوند با یکتاپرستی در عبادت، هدایت را در پی دارد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ الَّذِينَ جٰاهَدُوا فِينٰا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنٰا» (عنکبوت: ۶۹؛ و کسانی که در راه ما تلاش کردند، قطعاً آنان را به راههای خود هدایت خواهیم کرد).
استثنا در عبارت « إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي » (مگر آن کسی که مرا آفرید)، منقطع است (استثنایی که در آن، فردِ استثناشده جزو گروه اولیه نیست)؛ زیرا بتپرستان خدا را نمیپرستیدند، چنانکه بارها گذشت. از این رو، سخن برخی مفسران که گفتهاند این استثنا متصل است و بتپرستان با وجود پرستش بتها میگفتند «الله پروردگار ماست»، سستیاش آشکار است.