وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ
و خدا را چنانکه سزاوار قدر و منزلت اوست نشناختند، در حالی که روز قیامت سراسر زمین در قبضهٔ قدرت اوست و آسمانها پیچیدهشده در دستِ راستِ او؛ او منزه و بسیار فراتر است از آنچه شریکش میدانند.
تفسیر آیهٔ ۶۷ سورهٔ زمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۹۲ تا ۳۰۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/39/67/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ » (و خدا را چنانکه سزاوار اوست ارج ننهادند و نشناختند) تا پایان آیه. «قَدْرِ» هر چیز، اندازه و کمیت آن از قبیل حجم، شمار، وزن و مانند اینهاست، و سپس برای امور معنوی از جمله منزلت و جایگاه به استعاره گرفته شده است.
پس این سخن خدای متعال: « وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ » (و خدا را چنانکه سزاوار قدرِ اوست نشناختند)، بیانی تمثیلی است که مقصود از آن نشناختن خدای متعال آنگونه که شناختنش واجب است میباشد؛ زیرا او را از حیث معاد و بازگشتِ همهٔ موجودات به سوی او نشناختند؛ چنانکه پیوستنِ این جمله به سخن بعدی بر آن گواهی میدهد: « وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ » (و زمین در روز قیامت یکسره در قبضهٔ قدرت اوست) تا پایان سوره. چراکه در ادامه یادآور شده است که در روز قیامت، هر سببی جز او از کار میافتد، زمین در قبضهٔ او درمیآید، آسمانها در هم پیچیده میشوند، در صور دمیده میشود تا همگان بمیرند و سپس زنده شوند، زمین به نور پروردگارش روشن میگردد، کارنامهٔ اعمال نهاده میشود، پیامبران و گواهان آورده میشوند، داوری صورت میگیرد، به هر کس پاداش کاملِ کردارش داده میشود، و گنهکاران به سوی دوزخ و پرهیزگاران به سوی بهشت سوق داده میشوند. بنابراین هر کس که شأن او در فرمانروایی و تصرّف چنین باشد و بدین وصف شناخته شود، این شناخت اقتضا میکند که آدمی تنها به بندگی او روی آورد و از هر آنچه جز اوست بهکلّی روی گرداند.
اما مشرکان چون به معاد ایمان نیاوردند و خدا را چنانکه سزاوار قدر اوست ارج ننهادند و آنطور که شناختش بایسته است او را نشناختند، از بندگیاش روی برتافتند و به پرستش غیر او روی آوردند.
و سخن او: « وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ »؛ یعنی زمین با همهٔ اجزایش و با اسبابی که در درون آن در یکدیگر اثر میگذارند [در قبضهٔ اوست]. «قبضه» مصدری به معنای مقبوض (در دستگرفتهشده) است؛ و به دست گرفتنِ یک چیز و در قبضه بودنِ آن، کنایه از تسلطِ کامل بر آن، یا انحصارِ تسلط بر آن برای شخص قبضهکننده است؛ و در اینجا معنای دوم مراد است، همانگونه که این سخن خدای متعال: «وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ» (انفطار: ۱۹؛ و فرمان در آن روز یکسره از آنِ خداست) و آیات دیگر بر آن گواهی میدهد.
و بارها گذشت که معنای انحصارِ فرمانروایی، امر، حکم، سلطنت و جز آن در روز قیامت برای خدای متعال، این است که این حقیقت در آن روز برای همهٔ گردآمدگان در محشر آشکار میشود؛ وگرنه این امور همواره از آنِ خدای متعال بوده و هست. بنابراین معنای اینکه تمام زمین در روز قیامت در قبضهٔ اوست، آشکار شدنِ این امر برای مردم در آن روز است، نه اصلِ پدید آمدنش.
و سخن او: « وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِيّٰاتٌ بِيَمِينِهِ » (و آسمانها با دست راست او در هم پیچیدهاند)؛ «یمینِ» هر چیز، دست راست و سوی نیرومندترِ آن است و کنایه از قدرت آورده میشود. از سیاق آیه برمیآید که حاصل این دو جمله—یعنی کلام او: « وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِيّٰاتٌ بِيَمِينِهِ »—گسسته شدنِ اسباب زمینی و آسمانی، از کار افتادنِ آنها، و آشکار شدن این حقیقت است که در هستی هیچ مؤثری جز خدای پاک و منزه وجود ندارد.
و سخن او: « سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰاليٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ » (او پاک و برتر است از آنچه شریکش میسازند)، پیراستن خدای متعال است از اینکه دیگری را در پروردگاری و معبود بودنش شریک ساختند و در نتیجه تدبیر جهان را به خدایان خود نسبت دادند و آنها را پرستیدند.
بحث روایی
و در کتاب «التوحید» به سند خود از فضیل بن یسار روایت کرده است که گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود: خدای عزوجل در وصف نمیگنجد.
[راوی] گفت: و زراره گفت: امام باقر (ع) فرمود: خدا در وصف نمیآید، و چگونه وصف شود در حالی که در کتابش فرموده است: « وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ ؟» (و خدا را چنانکه سزاوار قدر اوست نشناختند)؟ بنابراین او به هیچ اندازهای وصف نمیشود مگر آنکه از آن بزرگتر است.
و در همان کتاب، به سند خود از سلیمان بن مهران روایت شده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل پرسیدم که میفرماید: « وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ » (و تمام زمین در روز قیامت در قبضهٔ قدرت اوست). فرمود: مقصود، پادشاهی و مالکیّت اوست که هیچکس همراه با او مالکیّتی بر آن ندارد.
و «قبض» از جانب خدای متعال در جایی دیگر به معنای منعکردن (بازداشتن)، و «بسط» از سوی او بخشیدن و وسعتدادن است؛ چنانکه خدای عزوجل فرمود: « وَ اللّٰهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » (بقره: ۲۴۵؛ و خداست که تنگ میگیرد و گشایش میدهد و به سوی او بازگردانده میشوید)، یعنی عطا میکند، وسعت میبخشد و تنگ میگیرد. و قبض از جانب خدای عزوجل به وجهی دیگر، «گرفتن» است؛ و گرفتن در یک وجه، به معنای «پذیرفتن» از سوی اوست، چنانکه فرمود: « وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ » (توبه: ۱۰۴؛ و صدقات را میگیرد)، یعنی آن را از اهلش میپذیرد و بر آن پاداش میدهد.
عرض کردم: پس سخن خدای عزوجل چیست که میفرماید: « وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِيّٰاتٌ بِيَمِينِهِ » (و آسمانها درنوشته به دست راست اوست)؟ فرمود: یمینْ همان دست است و دستْ همان قدرت و توانایی است؛ خدای عزوجل میفرماید: « وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِيّٰاتٌ بِيَمِينِهِ »، یعنی به قدرت و قوّتش؛ او پاک و منزّه است و والاتر از آنچه برایش شریک میگیرند.