فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ
پس برای آن دو [دامها را] آب داد، سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: «پروردگارا، من به هر خیری که به سویم فرود آوری، نیازمندم.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۲ تا ۲۸ با هم
در کتاب کمالالدین به سند خود از سدیر صیرفی از امام صادق (ع) در حدیثی طولانی روایت شده است: ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۳ و ۲۴ با هم
پس به پای درختی رسید و فرود آمد. ناگاه زیر آن درخت چاهی دید و دید گروهی از مردم نزد آن چاه به دامهایشان آب میدهند، و دو دختر ناتوان را دید که گوسفندان اندکی همراه داشتند. موسی گفت: کار شما چیست؟ گفتند: پدر ما پیرمردی سالخورده است و ما دو دختر ناتوانیم و توان آن را نداریم که با مردان رقابت و کشمکش کنیم؛ پس هرگاه مردم آب دادند، ما آب میدهیم. موسی به آن دو دلسوزی کرد، دلو آنها را گرفت و به ایشان گفت: گوسفندانتان را پیش بیاورید؛ و برای آنها آب کشید. سپس آن دو زودتر از همیشه، پیش از دیگر مردم [به خانه] بازگشتند.
تفسیر آیههای ۲۴ و ۲۵ با هم
سپس موسی به سوی درخت بازگشت و زیر آن نشست و گفت: « رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » (پروردگارا، من به هر خیری که بر من فرو فرستی نیازمندم). روایت شده است که او این سخن را در حالی گفت که حتی به نصف یک دانه خرما نیز محتاج بود. چون آن دو نزد پدرشان بازگشتند، پدر گفت: چه چیز باعث شد در این ساعت به این زودی برگردید؟ گفتند: مرد صالحی را یافتیم که بر ما دل سوزاند و برایمان آب کشید. پدر به یکی از آن دو گفت: برو و او را نزد من فراخوان. پس یکی از آن دو در حالی که با آزرم و حیا راه میرفت نزد او آمد و گفت: «إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مٰا سَقَيْتَ لَنٰا» (پدرم تو را میخواند تا پاداش آب دادنت را به تو بدهد).
تفسیر آیههای ۲۲ تا ۲۸ با هم
میگویم: قمی نیز در تفسیر خود شبیه همین معنا را روایت کرده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۴ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۵ تا ۲۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/24/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَسَقيٰ لَهُمٰا ثُمَّ تَوَلّٰي إِلَي الظِّلِّ فَقٰالَ رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ فهم» (پس برای آن دو [گوسفندان را] آب داد، سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: پروردگارا، من به هر خیری که بر من فرو فرستی نیازمندم) آن حضرت (ع) از سخن آن دو دختر دانست که واپس ماندنِ آنها در آب دادن، نوعی خویشتنداری و پردهپوشی از سوی خودِ آنان، و ستم و زورگوییِ مردم بر ایشان است؛ از این رو بیدرنگ به این کار شتافت و برای آن دو آب داد.
و این سخن خدای متعال: « ثُمَّ تَوَلّٰي إِلَي الظِّلِّ فَقٰالَ رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » (سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: پروردگارا، من به هر خیری که بر من فرود آوری نیازمندم)؛ یعنی در آن گرمای شدید به سوی سایه رفت تا در آن بیاساید، و این کلام را بر زبان آورد. و بیشتر مفسران این سخنِ او:
« رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ » (پروردگارا، من به آنچه نازل کردهای...) تا آخر را بر درخواستِ غذایی حمل کردهاند که گرسنگیاش را با آن برطرف سازد؛ بر این اساس، بهتر آن است که مراد از « لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ » (به آنچه به سویم فرستادهای) نیروی بدنی باشد که با آن کارهای شایسته و خداپسندانه انجام میداد، مانند دفاع از مرد بنیاسرائیلی، گریختن از فرعون به قصد مدین، و آب دادن به گوسفندان شعیب. در این صورت، حرف «لام» در « لِمٰا أَنْزَلْتَ » به معنای «إلی» (به سوی) است، و اظهار نیازمندی به این نیرویی که خداوند از جانب خویش با افاضه و بخشش بر او نازل فرموده، کنایه از اظهار نیاز به اندکی خوراک است تا این نیروی فرودآمده و بخشیدهشده با آن پابرجا بماند.
از این ماجرا دانسته میشود که آن حضرت (ع) بر کارهایش مراقبتی سخت و دقیق داشت؛ به گونهای که هیچ کاری را انجام نمیداد و اراده نمیکرد — هرچند از اموری باشد که مقتضای طبیعت بشری او بود — مگر برای جلب خشنودی پروردگارش و مجاهدت در راه او. این نکته با تدبر در داستان آشکار میگردد؛ زیرا او همان کسی است که چون با مشت به مرد قبطی زد، گفت: «رَبِّ بِمٰا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ» (قصص: ۱۷؛ پروردگارا، به پاس نعمتی که به من بخشیدی، هرگز پشتیبان گناهکاران نخواهم بود). سپس همان کسی است که هنگام خروج بیمناک و نگران از مصر گفت: « رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ » (قصص: ۲۱؛ پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش). سپس همان کسی است که چون گام در راه نهاد، گفت: « عَسيٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوٰاءَ السَّبِيلِ » (قصص: ۲۲؛ امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند). سپس همان کسی است که پس از آب دادن و بازگشت به سوی سایه گفت: « رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » (قصص: ۲۴؛ پروردگارا، من به هر خیری که بر من فرو فرستی نیازمندم). و سپس همان کسی است که چون خود را به خدمت شعیب درآورد و با دخترش عقد بست، گفت: « وَ اللّٰهُ عَليٰ مٰا نَقُولُ وَكِيلٌ » (قصص: ۲۸؛ و خدا بر آنچه میگوییم نگهبان و گواه است).
و آنچه از برخی نقل شده است که «لام» در « لِمٰا أَنْزَلْتَ » (به آنچه نازل فرمودی) برای تعلیل (بیان علت) است، و نیز سخن برخی دیگر که گفتهاند مراد از «خیر»، خیرِ دین یعنی رهایی از ستمکاران است، از معنایی که سیاق آیات به دست میدهد، دور است.
بحث روایی
و در کتاب کافی از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابنابیعمیر، از کسی که نام برده، از امام صادق (ع) روایت شده است که دربارهٔ سخن خدای عزّوجلّ به نقل از موسی (ع): « رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » فرمود: موسی درخواست غذا کرد.
میگویم: عیاشی نیز از حفص، از آن حضرت (ع) مانند آن را روایت کرده است؛ با این عبارت که: «إنما عني الطعام» (تنها مقصودش غذا بود). و نیز از لیث، از امام باقر (ع) مانند آن روایت شده است.
و در «نهجالبلاغه» نیز مانند این روایت آمده و عبارتش چنین است: «و الله ما سأله إلا خبزا يأكله» (به خدا سوگند، از او چیزی جز نانی برای خوردن نخواست).
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنمردویه از انس بن مالک روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: هنگامی که موسی برای آن دو دختر آب کشید، سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: «رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» [قصص: ۲۴] (پروردگارا، من به هر خیری که به سویم بفرستی نیازمندم)، [پیامبر] فرمود: «إنه يومئذ فقير إلى كف من تمر» (او در آن روز به مشتی خرما نیازمند بود).