كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَلَا تَطۡغَوۡاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبِيۖ وَمَن يَحۡلِلۡ عَلَيۡهِ غَضَبِي فَقَدۡ هَوَىٰ
از پاکیزههای آنچه روزیتان کردهایم بخورید و در آن سرکشی و طغیان مکنید، تا خشم من بر شما فرود نیاید؛ و هر کس خشم من بر او فرود آید، بیگمان سقوط کرده و هلاک شده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۰ تا ۹۸ با هم
بزرگترین اشکالی که به این روایات وارد میشود ـ همانگونه که پیشتر اشاره شد ـ نخست این است که با قرآن مخالفت دارند؛ زیرا قرآن تصریح میکند گوساله کالبدی بیجان و فاقد روح بود، در حالی که این روایات برای آن جسمی جاندار و دارای روح اثبات میکنند. ادامه در متن کامل
دوم اینکه: این روایات، خبر واحدند (روایاتی که به مرز یقین و تواتر نرسیدهاند) و اعتبار بخشیدن به خبر واحد در غیر احکام شرعی بیمعناست؛ زیرا حقیقتِ قانونگذاری و جعل شرعی، واجب ساختنِ ترتیب اثر دادن به واقع بر اساس حجت ظاهری است، و این امر مشروط به آن است که آن حجتْ اثری عملی داشته باشد، چنانکه در احکام چنین است؛ اما در غیر احکام اثری وجود ندارد تا بر اعتبار بخشیدن مترتب شود. ادامه در متن کامل
برخی از کسانی که تفسیر جمهور مفسران از آیه بر پایهٔ مضمون این روایات را نپذیرفتهاند، اشکالهای ضعیف و ناپسند دیگری نیز بر آنها وارد کردهاند، و برخی از مدافعانِ آن تفسیر نیز با دلایلی پاسخ دادهاند که از آن اشکالها هم ضعیفتر است. ادامه در متن کامل
برخی نیز تفسیر یادشده را تأیید کرده و گفتهاند: این تفسیر روایی از بهترین قرنها ـ یعنی سدهٔ نخست، روزگار صحابه و تابعین ـ نقل شده است و از اموری نیست که بتوان دربارهاش با رأی و نظر شخصی سخن گفت؛ بنابراین، در حکم حدیث مرفوع (سخنی که به پیامبر میرسد) است و رویگردانی از آن گمراهی است. ادامه در متن کامل
پاسخ این است که: نخست، بهترین بودنِ یک روزگار سبب نمیشود هر سخنی که از آن دوره رسیده معتبر باشد؛ و میان برتریِ یک روزگار با حق و راست بودنِ همهٔ سخنان، درست بودنِ همهٔ نظرها و شایسته بودنِ همهٔ کارهای اهل آن، هیچ ملازمهای وجود ندارد. ادامه در متن کامل
دوم اینکه: این فرض که «چون موضوع روایت از اموری نیست که در آن با نظر شخصی سخن گفته شود ـ مانند جزئیات داستانها ـ پس نقل آنان در حکم حدیث مرفوع است»، تنها هنگامی سودمند است که نقلهای آنان واقعاً به پیامبر (ص) منتهی شود؛ در حالی که میبینیم حتی صحابه نیز روایات فراوانی نقل میکنند که سرانجامش به یهود و دیگران میرسد؛ چنانکه هر کس به روایات منقول در داستانهای ذوالقرنین، بهشتِ ارم، داستان موسی و خضر، عمالقه، معجزات موسی، و لغزشهای منسوب به پیامبران و مانند آن از موارد بیشمار بنگرد، در این نکته تردید نمیکند. ادامه در متن کامل
سوم اینکه: به فرض بپذیریم این روایات در حکم مرفوع باشند، اما روایتهای مرفوع و حتی روایات صحیح در غیر احکام شرعی حجیت و اعتباری ندارند، بهویژه مواردی از آنها که همانگونه که گذشت، مخالف قرآن باشد. ادامه در متن کامل
در کتاب «المحاسن» به اسناد خود از وصّافی از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: «از مناجاتهای موسی با خدا این بود که گفت: «يَا رَبِّ هَذَا السَّامِرِيُّ صَنَعَ الْعِجْلَ، الْخُوَارُ مَنْ صَنَعَهُ؟» (پروردگارا، این سامری بود که گوساله را ساخت؛ صدای بانگِ آن را چه کسی پدید آورد؟) پس خداوند تبارک و تعالی به او وحی… ادامه در متن کامل
میگویم: این معنا در روایات گوناگون با عبارتهای مختلفی آمده است و دلیل عمدهٔ آن، رواج نقل به معنا بهویژه در سخنان پیامبر (ص) است؛ زیرا در قرن نخست هجری از نگارش حدیث جلوگیری کردند، تا آنجا که برخی از راویان آن را در قالب جبر ریختند، در حالی که چنین نیست؛ چراکه این گمراهسازی از نوع مجازات و کیفر است، نه گمراهسازیِ ابتدایی. ادامه در متن کامل
و بهترین تعبیر از معنای این گمراهسازی در میان روایات، ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۱ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۸۷ تا ۲۰۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/81/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و سخن او: «كُلُوا مِنْ طَيِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ » (از پاکیزههای آنچه روزیتان کردهایم بخورید)، مباح کردنی در قالب امر است؛ و اضافه شدن «طیبات» به «مٰا رَزَقْنٰاكُمْ » از قبیل اضافه شدن صفت به موصوف است؛ زیرا معنا ندارد که روزی را به خود نسبت دهد و سپس آن را به پاکیزه و غیرپاکیزه تقسیم کند، چنانکه سخن او در جایی دیگر نیز این نکته را تأیید میکند: «وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّيِّبٰاتِ» (و از پاکیزهها روزیشان دادیم) (جاثیه: ۱۶).
سخن او: «وَ لاٰ تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي » (و در آن سرکشی نکنید تا مبادا خشم من بر شما فرود آید)، ضمیر «فیه» (در آن) به خوردن که به پاکیزهها تعلق دارد بازمیگردد؛ و این سرکشی با ناسپاسیِ نعمت و به جا نیاوردن شکر آن صورت میگیرد، همانگونه که گفتند: «يٰا مُوسيٰ لَنْ نَصْبِرَ عَليٰ طَعٰامٍ وٰاحِدٍ فَادْعُ لَنٰا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنٰا مِمّٰا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهٰا وَ قِثّٰائِهٰا وَ فُومِهٰا وَ عَدَسِهٰا وَ بَصَلِهٰا» (ای موسی، ما هرگز بر یک نوع خوراک شکیبایی نمیورزیم؛ پس از پروردگارت برای ما بخواه تا از آنچه زمین میرویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما برآورد) (بقره: ۶۱).
و سخن او: «فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي » (تا خشم من بر شما فرود آید)، یعنی خشم من حتمی و لازم گردد، از «حَلَّ الدَّينُ يَحِلُّ» از باب ضَرَبَ، هنگامی که پرداخت بدهی واجب شود. و غضب از صفات فعلی خدای متعال است که مصداق آن، ارادهٔ خدای متعال بر رسیدن ناگواری به بنده—با فراهم ساختن اسباب آن—به سبب نافرمانیای است که مرتکب شده است.
و سخن او: «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَويٰ » (و هر کس خشم من بر او فرود آید، بیگمان سقوط کرده است)، یعنی فرو افتاد، از «هَویٰ» به معنای سقوط، و به هلاکت نیز تفسیر شده است.
بحث روایی
در کتاب توحید به سند خود از حمزة بن ربیع، از راویِ دیگری نقل کرده است که گفت: در مجلس امام باقر (ع) بودم که عمرو بن عُبید بر ایشان وارد شد و عرض کرد: فدایت شوم، معنای این سخن خدای تبارک و تعالی چیست که میفرماید: «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَويٰ »؛ «و هر کس خشم من بر او فرود آید، قطعاً سقوط کرده [و هلاک شده] است» (طه: ۸۱)؛ این خشم چیست؟ امام باقر (ع) فرمود: ای عمرو، آن خشم، همان کیفر الهی است. بهراستی هر کس بپندارد خدای عزّوجلّ از حالتی به حالتی دیگر دگرگون میشود، او را به ویژگیهای آفریدگان توصیف کرده است؛ چراکه هیچ چیزی خدای عزّوجلّ را دگرگون نمیسازد و برنمیانگیزد.
میگویم: طبرسی نیز در کتاب احتجاج شبیه همین مضمون را به صورت مرسل (بدون ذکر زنجیرهٔ راویان) روایت کرده است.