أَلَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّيۡرِ مُسَخَّرَٰتٖ فِي جَوِّ ٱلسَّمَآءِ مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱللَّهُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ
آیا به پرندگان ننگریستهاند که در فضای آسمان رام گشتهاند؟ هیچکس جز خدا آنها را نگه نمیدارد؛ بیگمان در این امر برای مردمی که ایمان میآورند، نشانههایی [روشن] است.
تفسیر آیهٔ ۷۹ سورهٔ نحل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۳۱۲ تا ۳۱۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/16/79/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ لَمْ يَرَوْا إِلَي الطَّيْرِ مُسَخَّرٰاتٍ فِي جَوِّ السَّمٰاءِ مٰا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّٰهُ» (آیا به پرندگان ننگریستهاند که در فضای آسمان رام گشتهاند؟ جز خدا کسی آنها را نگه نمیدارد) تا آخر آیه. صاحب مجمعالبیان گفته است: «الجوّ»، هوای دور از زمین است؛ پایان سخن او. میفرماید: آیا به پرندگان ننگریستهاند، در حالی که در فضای آسمان و هوای دور از زمین رامِ خدای سبحان هستند؟ سپس سخن تازهای آغاز کرد و با اشاره به نتیجهٔ این نگریستن فرمود: « مٰا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّٰهُ» (هیچکس جز خدا آنها را نگه نمیدارد).
و اثبات نگهداشتن برای خدای سبحان و نفی آن از غیر او ــ با وجود اینکه اسباب طبیعیِ مؤثری در این کار هست و کلام خدای متعال نیز قانون علیت و معلولیت را تصدیق میکند ــ تنها از این روست که معلقماندنِ پرنده در هوا بدون آنکه فرو افتد، به هر گونه که باشد و به هر سببی که استناد یابد، خودِ آن، سببش و پیوندی که میان آنهاست، همگی وابسته به آفرینش خدای متعال است؛ چراکه اوست که هستی را بر آن، بر سببش و بر رابطهٔ میان آن دو افاضه میکند. بنابراین، او در حقیقت همان سببی است که وجود را افاضه میکند، هرچند سبب طبیعیِ نزدیکش همراه آن باشد و پرنده در وجود خود بر آن متوقف باشد.
و معنای توقفِ آن در هستیاش بر سبب خود، این نیست که سببِ آن، پس از آنکه وجودِ خودش را از خدای متعال دریافت کرد، به آن هستی ببخشد؛ بلکه بدین معناست که این مسبَّب (معلول) در دریافتِ وجود از خدای متعال، وابسته به این است که سببِ آن پیش از آن، وجودش را از خدای متعال دریافت کرده باشد؛ و بهتازگی سخنانی در توضیح این مطلب گذشت.
و این است معنای توحید در قرآن، و دلیل آن از جهت لفظ، آیاتی از این دست است؛ مانند این سخن او: « أَلاٰ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» (آگاه باشید که آفرینش و فرمانروایی تنها از آنِ اوست؛ اعراف: ۵۴)، و این کلام او: « أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّٰهِ جَمِيعاً» (که تمام قدرت یکجا از آنِ خداست؛ بقره: ۱۶۵)، و فرمودهٔ او:
«اللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» (خداوند آفریدگار هر چیزی است؛ زمر: ۶۲)، و این سخن او: « إِنَّ اللّٰهَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (همانا خدا بر هر چیزی تواناست؛ نحل: ۷۷).
و دلیل بر آنچه پیشتر دربارهٔ معنای نفی و اثبات در آیه آوردیم، این سخن خدای متعال است: « مُسَخَّرٰاتٍ» (رامشدهها)؛ زیرا تسخیر تنها هنگامی تحقق مییابد که یکی از دو سبب، دیگری را در کارش مغلوب کند و آن را بر وفق خواستِ سببِ چیره به خدمت درآورد؛ بنابراین در خودِ این واژه دلالتی است بر اینکه برای مقهور (سببِ مغلوب) نیز نوعی سببیّت وجود دارد.
پروازِ پرنده در فضای آسمان در حقیقت شگفتانگیزتر از سکونت و قرار گرفتنِ انسان بر روی زمین نیست؛ زیرا همهٔ اینها بهیکسان به آفرینشِ خدای متعال بازمیگردد. لیکن خوگرفتنِ انسان به برخی امور و دیدنِ مکرر آنها سبب فروکشکردنِ انگیزهٔ جستوجو دربارهٔ آنها میشود؛ ازاینرو هرگاه با پدیدهای روبهرو گردد که با آنچه به آن خو گرفته و بارها دیدهاست ناسازگار باشد — مانند موردی استثنایی از یک قاعدهٔ کلی — متوجه آن میشود و انگیزهاش برای کاوش دربارهٔ آن برانگیخته میگردد. انسان اجسام سنگین زمینی را میبیند که بر زمین تکیه دارند و به سوی آن کشیده میشوند؛ پس وقتی مثلاً میبیند پرنده با پروازِ خود کلیتِ این حکم را در هم میشکند، از آن شگفتزده میشود و با نشاط به جستوجوی علتش میپردازد؛ و حقیقت را نیز از این کاوش بهرهای است، و این خود یکی از دلایلی است که قرآن اینگونه امور را دستمایهٔ استدلال و احتجاج قرار داده است.
و این سخن او: « إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (همانا در این امر نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند) یعنی در رامبودنِ پرندگان در فضای آسمان؛ زیرا پرنده در حالی که در فضاست، بالزدنهای پیاپی، بالگشودنِ بیحرکت، بازکردن و بستنِ بالها، ایستایی، جابهجایی، اوجگرفتن و فرودآمدن دارد و چنانکه خدا یاد کرده، همهٔ اینها نشانههایی برای اهل ایمان است.