۞ يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ
روزی که هر کس میآید و به دفاع از خود به مجادله برمیخیزد، و به هر کس [پاداش و کیفرِ] آنچه را انجام داده است تمام و کمال داده میشود و به آنان هیچ ستمی نخواهد رفت.
تفسیر آیهٔ ۱۱۱ سورهٔ نحل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۳۵۶ تا ۳۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/16/111/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا وَ تُوَفّٰي كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ» (روزی که هر کس میآید تا از خود دفاع کند، و به هر کس آنچه انجام داده به تمام و کمال داده میشود و به آنان ستم نمیرود). آمدنِ انسان در روز قیامت کنایه از حضورش در پیشگاه پادشاه و پروردگارِ دادگستر است؛ چنانکه فرمود:
«فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ» (صافات: ۱۲۷؛ «که قطعاً احضار خواهند شد»). ضمیر در عبارت « عَنْ نَفْسِهٰا» به «نفس» بازمیگردد، و اضافه شدنِ نفس به ضمیرِ نفس هیچ اشکالی ندارد؛ چراکه از واژهٔ «نفس» چه بسا شخصِ انسان اراده میشود، مانند سخن خدای متعال:
«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ» (مائده: ۳۲؛ «هر کس کسی را نه به قصاص قتلی بکشد»). و چه بسا از «نفس»، تأکید اراده میشود (به معنای «خودِ» آن چیز) و معنای آن با مؤکَّد (واژهٔ تأکیدشده) پیش از خود یکی میگردد، خواه انسان باشد یا غیر انسان؛ چنانکه گفته میشود: «الإنسان نفسه» (خودِ انسان)، «الفرس نفسه» (خودِ اسب)، «الحجر نفسه» (خودِ سنگ) و «السواد نفسه» (خودِ سیاهی)، و نیز گفته میشود: «نفس الإنسان»، «نفس الفرس»، «نفس الحجر» و «نفس السواد». و در سخن خداوند: «عَنْ نَفْسِهٰا»، مراد از مضاف معنای دوم [= تأکید؛ به معنای خود] و از مضافالیه معنای نخست [= شخص انسان] است؛ و تعبیر آوردن با ضمیر، نازیباییِ تکرار لفظ در اضافه را برطرف ساخته است. همین اندازه برای بینیازی از بحثهای طولانی که مفسران آوردهاند کفایت میکند.
و سخن پروردگار که: « يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا» («روزی که هر کس میآید در حالی که از خود دفاع و مجادله میکند»)؛ این ظرفِ زمان [«يَوْمَ»] به سخن خداوند در آیهٔ پیشین: « لَغَفُورٌ رَحِيمٌ» وابسته است [یعنی پروردگارت آمرزنده و مهربان است در روزی که...]. و مجادله و دفاعِ نفس از خود به این است که هر چیزی را جز خودش از یاد برده است؛ بر خلاف آنچه در دنیا بر آن بود که با فراموش کردنِ خود، به هر چیزی جز خویشتن دل میبست. و این دگرگونی جز به سبب آشکار شدنِ حقیقتِ امر بر او نیست؛ و آن حقیقت این است که انسان راهی به ورای خویش ندارد و در واقع، چارهای جز پرداختن به خود برایش نمانده است.
پس در آن روز، انسان میآید و برای حسابرسی حاضر میشود، در حالی که مجادله میکند و با هر عذری که در توان دارد، بر دفاع از خود پافشاری میورزد.
و سخن خداوند که: « وَ تُوَفّٰي كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ» («و به هر کس [پاداش و کیفرِ] آنچه را انجام داده است تمام داده میشود و به آنان ستم نمیرود»)؛ «توفیه» به معنای پرداختِ کامل حق است بدون هیچ کموکاستی. و خداوند پرداخت کامل را به خودِ عمل وابسته کرده است، چراکه فرمود: « مٰا عَمِلَتْ» («آنچه را انجام داده است»)؛ پس این معنا را رساند که آنچه به هر کس داده میشود، خودِ همان عمل است، بیآنکه با دگرگونی یا جایگزینی در آن دست برده شود. و در این امر، کمالِ عدالت است؛ زیرا چیزی به آنچه استحقاقش را داشته افزوده نشده و چیزی هم از آن کاسته نگردیده است؛ از همین رو، به دنبال آن فرمود: « وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ» («و به آنان ستم نمیشود»).
بنابراین در این آیه به دو نکته اشاره شده است:
نخست اینکه: هیچکس در روز قیامت از دیگری دفاع نمیکند و برای او به مجادله برنمیخیزد، بلکه تنها سرگرمِ خود است و هیچ مجالی برای پرداختن به دیگری ندارد؛ چنانکه فرمود: « يَوْمَ لاٰ يُغْنِي مَوْلًي عَنْ مَوْلًي شَيْئاً» (دخان: ۴۱؛ «روزی که هیچ دوستی کمترین عذابی را از دوست خود برطرف نمیسازد»)، و فرمود: « يَوْمَ لاٰ يَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ» (شعراء: ۸۸؛ «روزی که نه مالی سود میبخشد و نه فرزندانی»)، و فرمود: « يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّهٌ وَ لاٰ شَفٰاعَهٌ» (بقره: ۲۵۴؛ «روزی که در آن نه دادوستدی هست، نه دوستیای، و نه شفاعتی»).
و دوم اینکه: مجادله و دفاع، در بازگرداندنِ جزایی که سزاوارش شده کمترین سودی به حال او ندارد؛ چراکه آنچه بدان جزا داده میشود، عینِ همان کرداری است که انجام داده، و راهی برای دگرگونیِ این رابطه نیست و در آن هیچ ستمی وجود ندارد.