سورهٔ ۴۴ · جلد ۱۸ المیزان

تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ دخان

يوم لا يغني مولى عن مولى شيا ولا هم

سورهٔ ۴۴ · آیهٔ ۴۱

يَوۡمَ لَا يُغۡنِي مَوۡلًى عَن مَّوۡلٗى شَيۡـٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ

روزی که هیچ دوستی کمترین گرهی از کار دوستِ خود نمی‌گشاید و به دادِ او نمی‌رسد، و آنان یاری هم نمی‌شوند،

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « يَوْمَ لاٰ يُغْنِي مَوْلًي عَنْ مَوْلًي شَيْئاً وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ »؛ (روزی که هیچ سرپرست و خویشاوندی چیزی از عذاب را از سرپرستی‌شونده و خویشِ خود دور نمی‌سازد، و آنان یاری هم نمی‌شوند). این آیه بیانی برای «روز فصل» است؛ و «مولی» همان صاحب و سرپرستی است که حق تصرف در امور همراهِ خود را دارد، و هم بر کسی که سرپرستیِ کاری را به دست دارد اطلاق می‌شود و هم بر کسی که کارش سرپرستی می‌گردد؛ «مولی» نخست در آیه همان شخصِ اول (سرپرست)، و «مولی» دوم همان شخصِ دوم (تحت سرپرستی) است.

این آیه ابتدا بی‌نیاز ساختن و کارسازیِ سرپرست برای سرپرستی‌شونده‌اش در آن روز را نفی می‌کند، و سپس خبر می‌دهد که آنان یاری نخواهند شد. تفاوت میان این دو معنا در این است که بی‌نیاز ساختن و کارسازی (إغناء) در جایی است که کارساز در عملِ خود مستقل باشد و فردی که برای او کارسازی می‌شود نقشی در آن نداشته باشد؛ اما یاری رساندن (نصرت) در جایی است که یاری‌شونده خود بخشی از اسبابِ ناقص پیروزی را در دست داشته باشد و با کمکِ یاری‌رسان آن اسباب برایش کامل شود.

علتِ منتفی‌شدنِ کارسازی و یاری در آن روز این است که اسباب و پیوندهای اثرگذار در نشئهٔ زندگی دنیا، در روز قیامت از کار می‌افتند؛ چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبٰابُ»؛ (و پیوندها و دست‌آویزها از آنان گسسته می‌شود؛ بقره: ۱۶۶)، و نیز می‌فرماید:

«فَزَيَّلْنٰا بَيْنَهُمْ»؛ (پس میانشان جدایی افکندیم؛ یونس: ۲۸).

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۴۱ و ۴۲ با هم

این سخن در صورتی است که چنان‌که ظاهر کلام نشان می‌دهد، ضمیر « لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ » (و نه آنان یاری می‌شوند) به همهٔ مردم بازگردد.

اما اگر این ضمیر آن‌گونه که گفته‌اند به کافران بازگردد، استثنا منقطع خواهد بود و معنا چنین می‌شود: لیکن کسی که خدا به او رحم آورده است ــ یعنی پرهیزگاران ــ از هر دوستی که به کارشان آید و یاوری که یاری‌شان کند، بی‌نیازند.

و اما اینکه برخی جایز دانسته‌اند این عبارت، استثنای متصل از واژهٔ « مَوْلًي » (هیچ دوستی) باشد، نادرستی‌اش از آنچه پیش‌تر بیان کردیم آشکار است؛ چراکه بی‌نیاز کردن و گره‌گشایی تنها در جایی مطرح است که هیچ‌یک از اسباب نجات در اختیار انسان نباشد. و هر کس با چنین وضعی باشد، هیچ چاره‌سازی گرهی از کارش نخواهد گشود و استثنایی هم در کار نیست. شفاعت نیز نوعی یاری‌رسانی است که به پاره‌ای از اسباب نجات نیاز دارد و آن، دینِ مورد رضایت پروردگار است، چنان‌که پیش‌تر در بحث شفاعت گذشت. آری، ممکن است بتوان آن را با بیانی که به زودی در روایت شحّام خواهد آمد توجیه کرد.

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۴۰ تا ۴۲ با هم

و در کتاب «کافی» به سند خود از زید شحّام روایت کرده است که گفت: امام صادق (ع) ــ در حالی که در شب جمعه‌ای در راه بودیم ــ به من فرمود: «قرآن بخوان، چراکه امشب شب جمعه است.» پس خواندم: « إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقٰاتُهُمْ أَجْمَعِينَ- يَوْمَ لاٰ يُغْنِي مَوْلًي عَنْ مَوْلًي شَيْئاً-وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ اللّٰهُ » (همانا روز داوری [و جداسازی حق از باطل] وعده‌گاه همهٔ آنان است؛ روزی که هیچ دوستی کمترین عذابی را از دوست خود دفع نمی‌کند و یاری هم نمی‌شوند، مگر کسی که خدا بر او رحمت آورَد.) پس امام صادق (ع) فرمود: «نحن و الله الذي استثني الله-فكنا نغني عنهم» (به خدا سوگند، ما همان کسانی هستیم که خدا استثنا فرموده است، و ما برای آنان کارساز خواهیم بود (و عذاب را دفع می‌کنیم).)

تفسیر آیه‌های ۴۱ و ۴۲ با هم

می‌گویم: امام (ع) به شفاعت اشاره می‌فرماید، و استثنا را متوجه «مَولی» نخست [یعنی شفیع و یاری‌رسان] دانسته است.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ دخان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۱۴۷ تا ۱۵۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/44/41/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی