لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ
آنان را در زندگی دنیا و در آخرت بشارت است؛ کلمات خدا دگرگونی نمیپذیرد؛ این همان رستگاری بزرگ است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۶۳ و ۶۴ با هم
و در همان کتاب، ابن ابیالدنیا در کتاب «ذِکر الموت»، ابوالشیخ، ابن مردویه و ابوالقاسم بن مَنده در کتاب «سؤال القبر»، از طریق امام باقر (ع) از جابر بن عبدالله نقل کردهاند که گفت: مردی از بادیهنشینان نزد پیامبر خدا (ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا، مرا از معنای این سخن خداوند آگاه فرما:
« اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ كٰانُوا يَتَّقُونَ- لَهُمُ الْبُشْريٰ فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَهِ » (آنان که ایمان آوردند و پروا پیشه میکردند، برای آنان در زندگی دنیا و در آخرت بشارت است)؛ پیامبر خدا (ص) فرمود: «اما سخن خداوند که: «لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»، همان خواب نیکی است که برای مؤمن دیده میشود و با آن در دنیایش مژده مییابد؛ و اما سخن او که: « وَ فِي الْآخِرَهِ »، همانا بشارت به مؤمن هنگام مرگ است مبنی بر اینکه خداوند تو را و کسی را که تو را به سوی قبرت بر دوش کشیده است، آمرزید».
«إذا رأى هذا أبدا مات و أعظم ذلك-قال: و ذلك في القرآن قول الله عز و جل:» («هرگاه این صحنه را ببیند، هرگز [به دنیا بازنمیگردد و] میمیرد»؛ و امام این واقعه را امری بسیار بزرگ شمرد. سپس فرمود: «و این مطلب در قرآن همان سخن خدای عزوجل است که:»)
« اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ كٰانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْريٰ-فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَهِ-لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اللّٰهِ » («همان کسانی که ایمان آوردند و همواره پروا پیشه میکردند. در زندگی دنیا و در آخرت برای آنان بشارت است؛ برای سخنان و وعدههای خدا هیچ دگرگونی و تبدیلی نیست»).
میگویم: این معنا از امامان اهلبیت (ع) با راههای بسیار متعددی روایت شده است. و عبارت «و أعظم ذلك» یعنی آن را امری بزرگ و خطیر به شمار آورد. و در این حدیث، سخن خدای متعال:
تفسیر آیههای ۶۲ تا ۶۴ با هم
« اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ كٰانُوا يَتَّقُونَ » (آنان که ایمان آوردند و همواره پروا میکردند)، سخنی مستقل به شمار آمده و بر آن اساس تفسیر شده است؛ و پیشتر مانند این برداشت در روایتی از کتاب «الدر المنثور» از جابر بن عبدالله از پیامبر خدا (ص) گذشت؛ هرچند ظاهر سیاق آن است که این آیه، مفسّر سخن پیش از خود، یعنی آیهٔ « أَلاٰ إِنَّ أَوْلِيٰاءَ اللّٰهِ » (آگاه باشید که اولیای خدا...) است. و این نکته مؤیّد مطلبی است که در برخی مباحث پیشین یادآور شدیم، مبنی بر اینکه همهٔ تقدیرها از ترکیبهای ممکن در کلام خدای متعال، حجّتی قابل استناد به شمار میروند؛ درست مانند سخن خدا: «قُلِ اللّٰهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» (انعام: ۹۱: بگو: خدا؛ سپس رهایشان کن تا در باطلگویی خود بازی کنند) و نیز در بخشهای مختلف آن: « قُلِ اللّٰهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ » (بگو: خدا؛ سپس در فرو رفتنشان [در باطل] رهایشان کن)، و « قُلِ اللّٰهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ » (بگو: خدا؛ سپس رهایشان کن)، و « قُلِ اللّٰهُ » (بگو: خدا!).
تفسیر آیهٔ ۶۴ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۹۳ تا ۱۰۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/64/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « لَهُمُ الْبُشْريٰ فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَهِ لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اللّٰهِ ذٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » (آنان را در زندگی دنیا و در آخرت مژده است؛ کلمات خدا دگرگونی نمیپذیرد؛ این همان رستگاری بزرگ است). خدای متعال به آنان مژدهای اجمالی میدهد به چیزی که چشمشان بدان روشن شود. پس اگر عبارت « لَهُمُ الْبُشْريٰ » (آنان را مژده است) برای انشای بشارت (نوید دادن در همین کلام) باشد، معنایش این است که آنچه به آن مژده داده شده، در هر دو سرای دنیا و آخرت رخ میدهد؛ و اگر خبری باشد از اینکه خدا در آینده به آنان بشارتی خواهد داد، در آن صورت خودِ مژدهدادن در دنیا و آخرت رخ خواهد داد. اما آنچه به آن مژده داده شده است (مُبَشَّرٌ به)، آیا تنها در آخرت رخ میدهد یا در هر دو جهان دنیا و آخرت؟ آیه در این باره ساکت است.
در کلام خدای متعال بشارتهایی برای مؤمنان آمده که بر اولیای او نیز منطبق است؛ مانند این فرمودهٔ خدای متعال: «وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» (روم: ۴۷ - و یاری کردن مؤمنان حقی بر عهدهٔ ما بود)، و این سخنش: «إِنّٰا لَنَنْصُرُ رُسُلَنٰا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهٰادُ» (مؤمن: ۵۱ - ما بیگمان پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان برمیخیزند یاری میکنیم)، و فرمودهٔ دیگرش: «بُشْرٰاكُمُ الْيَوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ» (حدید: ۱۲ - امروز بشارت شما باغهایی است که جویبارها از زیر [درختان] آن روان است) و آیاتی دیگر از این دست.
و فرمودهٔ او: « لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اللّٰهِ » (برای کلمات خدا هیچ دگرگونیای نیست) اشاره به این است که این وعده از قضاهای حتمی است که راهی برای تغییر در آن نیست، و در این سخن مایهٔ دلگرمی و آرامش خاطر مؤمنان نهفته است.
بحث روایی
میگویم: در این معنا روایات فراوانی از راههای اهلسنت نقل شده است و [شیخ] صدوق نیز آن را روایت کرده است، بهصورت مرسل (بدون ذکر سلسلهٔ راویان). و عبارت «تُرَى لِلْمُؤْمِنِ» که به صیغهٔ مجهول آمده، اعم از آن است که خودِ مؤمن آن خواب را ببیند یا دیگری برای او ببیند؛ و به تعبیرِ «عِنْدَ الْمَوْتِ» (هنگام مرگ) نیز در برخی روایات، مژدهٔ بهشت در روز قیامت افزوده شده است.
و در «مجمعالبیان» ذیل سخن خداوند: « لَهُمُ الْبُشْريٰ فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَهِ »، از امام باقر (ع) روایت شده است که دربارهٔ معنای بشارت در دنیا فرمود: «خواب شایستهای است که مؤمن برای خود میبیند یا برای او دیده میشود؛ و بشارت در آخرت بهشت است، و آن همان است که فرشتگان هنگام بیرون آمدن اهل ایمان از قبرها به آنان مژده میدهند، و در قیامت نیز تا زمان ورودشان به بهشت، پیوسته و حالبهحال به آنان مژده میرسانند».
میگویم: [مرحوم طبرسی] پس از آن گفته است: «و این معنا در حدیثی منقول از پیامبر (ص) نیز روایت شده است»؛ پایان سخن او. و نظیر آن از امام صادق (ع) نیز روایت شده، و قمی هم در تفسیر خود آن را بهطور مُضمَر (بدون تصریح به نام معصوم) آورده است.
و در «تفسیر البرهان»، از ابنشهرآشوب از زُرَریق از امام صادق (ع) روایت شده است که دربارهٔ این سخن که خدای متعال میفرماید: « لَهُمُ الْبُشْريٰ فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا » فرمود: «مقصود این است که آن دو در هنگام مرگ به او بشارت بهشت میدهند؛ یعنی محمد و علی (ع)».
و در کتاب «کافی» با سند خود از اَبان بن عثمان از عُقبه نقل شده است که شنید امام صادق (ع) میفرمود: «إن الرجل إذا وقعت نفسه في صدره رأى. قلت: جعلت فداك و ما يرى؟ قال: يرى رسول الله ص فيقول له رسول الله. أنا رسول الله أبشر، ثم قال:» (همانا آدمی هنگامی که جانش به سینهاش برسد [و در آستانهٔ مرگ قرار گیرد، حقایقی را] میبیند. عرض کردم: فدایت شوم، چه میبیند؟ فرمود: پیامبر خدا (ص) را میبیند و پیامبر خدا به او میفرماید: من پیامبر خدایم، مژده باد بر تو! سپس فرمود:)
«ثم يرى علي بن أبي طالب(ع) فيقول: أنا علي بن أبي طالب الذي كنت تحب- أما لأنفعنك اليوم.» («سپس علی بن ابیطالب (ع) را میبیند و ایشان به او میفرماید: من همان علی بن ابیطالبم که دوستش میداشتی؛ آگاه باش که امروز قطعاً به تو سود خواهم رساند»).
«قال: قلت له: أ يكون أحد من الناس يرى هذا-ثم يرجع إلى الدنيا؟ قال:» (راوی گوید: به ایشان عرض کردم: آیا ممکن است کسی از مردم این صحنه را ببیند و سپس دوباره به دنیا بازگردد؟ فرمود:)
و در کتاب «الدر المنثور»، ابن ابیشیبه، احمد، تِرمِذی (که حدیث را صحیح دانسته) و ابن مَردُویه از انس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «إن الرسالة و النبوة قد انقطعت فلا رسول بعدي و لا نبي-و لكن المبشرات. قالوا: يا رسول الله و ما المبشرات قال: رؤيا المسلم و هي جزء من أجزاء النبوة:» (همانا رسالت و نبوت پایان یافته است، پس بعد از من هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نخواهد بود؛ اما بشارتها [همچنان باقی] است. گفتند: ای پیامبر خدا، بشارتها چیست؟ فرمود: خوابِ [راستینِ] مسلمان که جزئی از اجزای نبوت است).
میگویم: روایتی با همین مضمون از ابوقتاده و عایشه نیز از پیامبر خدا (ص) نقل شده است.
و در همان کتاب، ابن ابیشیبه، مسلم، تِرمِذی، ابوداود و ابن ماجه از ابوهریره روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «إذا اقترب الزمان لم تكد رؤيا المؤمن تكذب، و أصدقهم رؤيا أصدقهم حديثا، و رؤيا المسلم جزء من ستة و أربعين جزء من النبوة، و الرؤيا ثلاث: فالرؤيا الصالحة بشرى من الله، و الرؤيا من تحزن-و الرؤيا مما يحدث بها الرجل نفسه. و إذا رأى أحدكم ما يكره-فليقم و ليتفل و لا يحدث به الناس الحديث.» (چون آخرالزمان نزدیک شود، خواب مؤمن بهندرت دروغ درمیآید؛ و راستترینِ آنان در خوابدیدن، راستگوترینِ آنان در گفتار است. و خواب مسلمان جزئی از چهلوشش جزء نبوت است. و خواب بر سه گونه است: خواب شایسته که مژدهای از جانب خداست، خوابی که مایهٔ اندوه است [و از شیطان ناشی میشود]، و خوابی که برآمده از حدیث نفس و افکارِ درونیِ خودِ شخص است. پس هرگاه یکی از شما خوابی ناخوشایند دید، باید برخیزد و [به نشانهٔ بیزاری] آبِ دهان بیندازد و آن را برای مردم بازگو نکند؛ تا پایان حدیث).
و در همان کتاب، ابن ابیشیبه از عوف بن مالک اشجعی روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «الرؤيا على ثلاثة: تخويف من الشيطان-ليحزن به ابن آدم-و منه الأمر يحدث به نفسه في اليقظة-فيراه في المنام، و منه جزء من ستة و أربعين جزء من النبوة.» (خواب بر سه گونه است: ترسی که از سوی شیطان القا میشود تا فرزند آدم را بدان اندوهگین سازد؛ و چیزی که انسان در بیداری با خود حدیث نفس میکند و همان را در خواب میبیند؛ و نوعی دیگر که جزئی از چهلوشش جزء نبوت است).
میگویم: اما تقسیمشدن رؤیا به این سه بخش—همانطور که در این دو روایت و در روایتهای هممضمون دیگری از طریق اهل سنت و نیز از طریق امامان اهلبیت (ع) آمده است—توضیحش انشاءالله تعالی در تفسیر سورهٔ یوسف خواهد آمد.
و اما اینکه رؤیای شایسته بخشی از چهلوشش جزءِ نبوت است، روایتهای فراوانی از طریق اهل سنت دربارهاش رسیده است که گروهی از صحابه—همچون ابوهریره، عبادة بن صامت، ابوسعید خُدری و ابورَزین—آن را از پیامبر (ص) نقل کردهاند؛
و انس، ابوقتاده و عایشه نیز از آن حضرت (ص) روایت کردهاند: «أنها من أجزاء النبوه» (که رؤیا بخشی از اجزای نبوت است)، چنانکه پیشتر گذشت.
و از صَفَدی نقل شده که او روایت را چنین توجیه کرده است: مدت نبوت پیامبر (ص) بیستوسه سال بود که در آن، سیزده سال پیش از هجرت و ده سال پس از آن مردم را بهسوی پروردگارش فراخواند؛ و روایت شده که در آغاز این مدت، شش ماه وحی از طریق رؤیای شایسته به ایشان میرسید تا آنکه قرآن نازل شد؛ و نسبت شش ماه به بیستوسه سال، نسبت یک به چهلوشش است.
و از ابنعمر و ابوهریره از آن حضرت (ص) روایت شده است: «أنها جزء من سبعين جزء من النبوه» (رؤیا جزئی از هفتاد جزءِ نبوت است). اگر این روایت درست باشد، مقصود از این شمارش صرفاً بیان کثرت (و فراوانی) است، بدون آنکه عدد هفتاد ویژگی خاصی داشته باشد.
و بدان که در زبان قرآن و حدیث، گاه واژهٔ «رؤیا» بر چیزی اطلاق میشود که بیننده آن را میبیند ولی دیگران نمیبینند، هرچند به خوابِ طبیعی هم نرفته باشد؛ ما در مباحث نبوت در جلد دوم کتاب به این نکته توجه دادیم، و زیباترین سخن در تفسیر آن،
این فرمودهٔ آن حضرت (ص) است: «تنام عيني و لا ينام قلبي» (چشمم میخوابد و دلم بیدار است).