ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
خدایی که رحمت عامش همه را فراگرفته و مهربانی ویژهاش پایدار است.
تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ حمد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۱۸ تا ۴۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/1/3/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۱ و ۳ با هم
اما دو صفت «الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ» (بخشندهٔ مهربان)، هر دو از ریشهٔ «رحمت» گرفته شدهاند. رحمت در اصل حالتی درونی و تأثری ویژه در دل است؛ حالتی که هنگام دیدن کسی پدید میآید که کمبودی دارد یا برای سامان یافتن کارش نیازمند کمک است، و همین دلسوزی انسان را برمیانگیزد تا کمبود او را جبران کند و نیازش را برطرف سازد. با این حال، حقیقت این معنا وقتی تحلیل و ریشهیابی شود، به «بخشیدن و عطا کردن برای برطرف ساختن نیاز» برمیگردد، و خداوند پاک و بیهمتا نیز به همین معنا به رحمت وصف میشود (چرا که دگرگونی و رقت قلب در ساحت الهی راه ندارد و تنها اثر آن یعنی بخشش در حق او صادق است).
واژهٔ «الرَّحْمٰن» بر وزن «فَعْلان» صیغهٔ مبالغه است و بر فراوانی و بسیاری دلالت میکند؛ در حالی که «الرَّحِيم» بر وزن «فَعِیل» صفت مشبهه است و نشاندهندهٔ ثبات، دوام و همیشگی بودن است. از همین رو، شایسته و مناسب است که «الرَّحْمٰن» بر آن رحمت فراوانی دلالت کند که بر همگان، چه مؤمن و چه کافر، فرومیریزد و همان رحمت عام و فراگیر است؛ در قرآن کریم نیز این واژه بارها در همین معنا به کار رفته است، چنانکه خدای متعال میفرماید:
خداوند متعال میفرماید: «الرَّحْمٰنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَويٰ» (طه: ۵؛ خدای رحمان بر تخت فرمانروایی چیره و مستقر گشت). و باز فرموده است: «قُلْ مَنْ كٰانَ فِي الضَّلاٰلَهِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمٰنُ مَدًّا» (مریم: ۷۵؛ بگو هر که در گمراهی باشد، خدای رحمان به او مهلت و میدان میدهد)، و آیاتی دیگر از این دست. از همین رو، شایسته بود که واژهٔ «الرحیم» بر نعمت پیوسته و رحمت ماندگار و همیشگی دلالت کند؛ همان رحمتی که ویژهٔ اهل ایمان است و بر آنان فرو میریزد، چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ کٰانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً» (احزاب: ۴۳؛ و خداوند همواره نسبت به مؤمنان مهربان و بخشاینده است). و نیز فرموده است: «إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ»
«التوبة: ۱۱۷» (همانا او به آنان بسیار مهربان و رحیم است)، و آیاتی دیگر از این دست. از همین رو گفتهاند: صفت «رحمن» عام است و مؤمن و کافر را در بر میگیرد، ولی «رحیم» ویژهٔ مؤمنان است.
تفسیر آیههای ۲ تا ۴ با هم
و سخن خدای متعال که میفرماید: «رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ * مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» (پروردگار جهانیان، بخشندهٔ مهربان، مالک روز پاداش). بیشتر قاریان آن را «مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» (فرمانروای روز پاداش) خواندهاند. «رب» (پروردگار) همان مالکی است که کارِ مملوک خود را تدبیر و اداره میکند؛ بنابراین، معنای مِلک و مالکیّت در آن نهفته است. معنای مالکیّتی که در جامعه میان ما رواج دارد، نوعی اختصاص ویژه است؛ یعنی وابسته بودن چیزی به چیز دیگر، بهگونهای که تصرّف در آن را درست و مجاز میسازد. پس وقتی میگوییم فلان مالْ ملک ماست، معنایش این است که آن چیز پیوندی ویژه با ما دارد که بهخاطرش حق داریم در آن دست ببریم و اگر این پیوند نبود، دست بردن در آن جایز نبود. این نوع مالکیّت در زندگی اجتماعی، امری قراردادی و اعتباری است، نه واقعی و تکوینی؛ و آن را از معنای واقعی دیگری گرفتهاند که آن را نیز «مِلک» مینامیم. مِلک حقیقی همان وابستگیِ اجزا و تواناییهای وجود ما به خودِ ماست؛ زیرا ما چشم، گوش، دست و پا داریم، و مالکیّت ما بر آنها به این معناست که آنها در هستی خود، وابسته به هستی ما هستند و بدون ما استقلالی ندارند، بلکه با تکیه بر هستیِ ما برپایند و ما میتوانیم هر طور که بخواهیم در آنها تصرّف کنیم؛ و این همان مالکیّت حقیقی است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۳ با هم
همچنین در کتابهای کافی، توحید، معانیالاخبار و تفسیر عیاشی، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «وَ اللهُ إِلَهُ كُلِّ شَيْءٍ، الرَّحْمَنُ بِجَمِيعِ خَلْقِهِ، الرَّحِيمُ بِالْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً؛ و الله، معبودِ همهچیز است؛ رحمان است نسبت به همهٔ آفریدگانش، و رحیم است بهطور ویژه نسبت به مؤمنان».
و از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «الرَّحْمَنُ اسْمٌ خَاصٌّ بِصِفَةٍ عَامَّةٍ، وَ الرَّحِيمُ اسْمٌ عَامٌّ بِصِفَةٍ خَاصَّةٍ؛ رحمان نامی ویژه با صفت و معنایی فراگیر است، و رحیم نامی فراگیر با صفت و معنایی ویژه است.»
میگویم: از آنچه گذشت، روشن شد چرا رحمتِ رحمان، مؤمن و کافر هر دو را در بر میگیرد و رحمتِ رحیم به مؤمن اختصاص دارد. اما اینکه رحمان «نامی ویژه با صفتی عام» و رحیم «نامی عام با صفتی ویژه» است، گویا مقصود این است که رحمان ویژهٔ دنیاست، ولی هم کافر و هم مؤمن را در بر میگیرد؛ و رحیم، دنیا و آخرت هر دو را فرا میگیرد، ولی ویژهٔ مؤمنان است. به بیان دیگر: رحمان ویژهٔ بخششِ آفرینشی (تکوینی) است که مؤمن و کافر در آن یکسان بهرهمندند، و رحیم هر دو قلمرو تکوین و تشریع (هدایت و سعادت) را فرا میگیرد و ویژهٔ مؤمنان است؛ چراکه پایداری و جاودانگی تنها مخصوص نعمتهایی است که به آنان بخشیده میشود، و عاقبتِ نیکو از آنِ پرهیزگاران است.
بحث روایی [معنای جریانداشتن و جاودانگی قرآن
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
در کتاب «عیون اخبار الرضا» به نقل از امام رضا (ع)، از پدران بزرگوارش، از امیر مؤمنان (ع) آمده است که فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود:
خداوند عزوجل فرموده است: «من سورهٔ فاتحةالکتاب را میان خود و بندهام تقسیم کردهام؛ نیمی از آن برای من و نیمی برای بندهام است، و بندهام هرچه بخواهد به او داده میشود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۷ با هم
نخست اینکه: تمام این سوره کلامی است که خداوند سبحان به نیابت از بندهاش بیان فرموده است؛ یعنی به او میآموزد وقتی رو به سوی پروردگارش میآورد و در جایگاه بندگی میایستد، چه سخنانی بر زبان جاری کند. ادامه در متن کامل
دوم اینکه: این سوره به دو بخش تقسیم شده است؛ نیمی از آن برای خداوند است و نیمی دیگر برای بنده. ادامه در متن کامل
سوم اینکه این سوره با همهٔ کوتاهی و فشردگیاش، تمام معارف قرآن را در بر دارد؛ زیرا قرآن با گستردگی شگفتانگیزش در معارف بنیادین و شاخههای برآمده از آن ــ مانند اخلاق، احکام عبادات، دادوستدها، سیاستها، امور اجتماعی، وعده و وعیدها، و داستانها و عبرتها ــ در مجموع به سه اصل توحید، نبوت و معاد و فروع آنها، و نیز به هدایت بندگان به آنچه دنیا و آخرتشان را سامان میدهد بازمیگردد. ادامه در متن کامل