[سورهٔ بقره (۲): آیههای ۴۰ تا ۴۴]
اشاره
يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِيٓ أُوفِ بِعَهۡدِكُمۡ وَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ
ای بنیاسرائیل، نعمتم را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید، و به پیمانم وفا کنید تا من نیز به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من پروا داشته باشید.
وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلۡتُ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُمۡ وَلَا تَكُونُوٓاْ أَوَّلَ كَافِرِۭ بِهِۦۖ وَلَا تَشۡتَرُواْ بِـَٔايَٰتِي ثَمَنٗا قَلِيلٗا وَإِيَّٰيَ فَٱتَّقُونِ
و به آنچه نازل کردهام که تصدیقکنندهٔ همان چیزی است که همراه شماست، ایمان بیاورید؛ و نخستین کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهایی ناچیز نفروشید، و تنها از من پروا بدارید.
وَلَا تَلۡبِسُواْ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ
و حق را با باطل مپوشانید و حقیقت را پنهان نکنید، در حالی که خود میدانید.
وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱرۡكَعُواْ مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و همراهِ رکوعکنندگان، رکوع کنید (و نماز را با جماعت بخوانید).
۞ أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خودتان را فراموش میکنید، با اینکه کتاب آسمانی را میخوانید؟! آیا خردورزی نمیکنید؟
(بیان آیات)
خدای سبحان در این بخش، سرزنش و نکوهش یهود را آغاز میکند و این مطلب را در بیش از صد آیه پی میگیرد؛ آیاتی که در آنها نعمتهای سرشار و کرامتهای ویژهای را که به ایشان بخشیده بود، یادآوری میکند، و در برابر، ناسپاسی، نافرمانی، پیمانشکنی، سرکشی و انکار آنان را برمیشمارد. خداوند با اشاره به دوازده داستان از تاریخ آنان، گذشتهشان را به یادشان میآورد؛ ماجراهایی چون: نجات یافتنشان از چنگال فرعونیان با شکافته شدن دریا، غرق شدن فرعون و لشکریانش، وعدهگاه کوه طور، گوسالهپرستیِ آنان پس از رفتن موسی، و دستور موسی به آنان برای کشتن یکدیگر (به عنوان توبه)، و درخواست بهانهجویانهشان از موسی مبنی بر اینکه خدا را آشکارا به چشم ببینند، که به دنبال آن صاعقه آنان را فرا گرفت و سپس خدای متعال دوباره زندهشان ساخت، تا دیگر داستانهایی از آنان که همگی آکنده از لطفهای الهی و عنایتهای پروردگار است. همچنین پیمانهایی را به یادشان میآورد که از آنان گرفته شد، ولی آنها را شکستند و پشت سر انداختند. افزون بر این، گناهانی را یادآوری میکند که مرتکب شدند، و جرمها و خطاهایی را که دلهایشان به دست آورد؛ آن هم با وجود نهی آشکار کتابِ آسمانیشان و بازداشتنِ صریح عقلهایشان، و همهٔ اینها برخاسته از سنگدلی، تیرهبختی جانهایشان و گمراهیِ تلاشهایشان بود.
خدای متعال میفرماید: «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي» (و به پیمانم وفا کنید). ریشهٔ واژهٔ «عهد»، پاسداشت و نگهداری چیزی است؛ و دیگر معناهای آن نیز از همین ریشه گرفته شدهاند؛ مانند عهد به معنای پیمان، سوگند، وصیت، دیدار و منزلگاه (جایی که پیوسته حفظ و سرکشی میشود)، و نظایر اینها.
خدای متعال میفرماید: «فَارْهَبُونِ» (تنها از من پروا کنید و بترسید). «رَهبت» به معنای ترس و بیم است و در برابر «رغبت» (گرایش و اشتیاق) قرار دارد.
خدای متعال میفرماید: «وَ لاٰ تَكُونُوا أَوَّلَ كٰافِرٍ بِهِ» (و نخستین کافر به آن نباشید)؛ یعنی در میان اهل کتاب، یا در میان قوم خودتان از گذشتگان و آیندگان [نخستین کافر نباشید]؛ زیرا کافران مکه پیش از آنها به قرآن کفر ورزیده بودند.
[سورهٔ بقره (۲): آیههای ۴۵ تا ۴۶]
اشاره
وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِينَ
و از صبر و نماز یاری جویید؛ و بیگمان این کار بس سنگین و دشوار است، مگر بر فروتنان.
ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَأَنَّهُمۡ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ
همان کسانی که باور دارند پروردگارشان را دیدار خواهند کرد و به سوی او بازمیگردند.
(بیان آیات)
خدای متعال میفرماید: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰهِ» (و از شکیبایی و نماز یاری جویید). «استعانت» یعنی یاریخواستن، و این کار تنها در سختیها و پیشامدهای ناگواری معنا پیدا میکند که انسان بهتنهایی توان رویارویی با آنها را ندارد. از سوی دیگر، چون در حقیقت هیچ یاوری جز خدای پاک و منزه نیست، پس یاریگرفتن در کارهای مهم به این است که انسان با ایستادگی و پایمردی در برابر آنها پایداری ورزد، و نیز با دلکندن از دیگران و روآوردن با جانودل به درگاه خدای متعال، به او پیوند یابد؛ و این دو، همان شکیبایی و نمازند و بهترین وسیله برای رسیدن به این یاری به شمار میآیند. ازاینرو، شکیبایی هر مصیبت بزرگی را کوچک و سبک میسازد، و روآوردن و پناهبردن به خدا نیز روح ایمان را بیدار میکند و به یاد انسان میآورد که او به ستونی فرونریختنی و دستاویزی ناگسستنی تکیه زده است.
خدای متعال میفرماید: «وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَهٌ إِلاّٰ عَلَي الْخٰاشِعِينَ» (و بىگمان این کار بس سنگین و دشوار است، مگر بر فروتنان). ضمیرِ «إِنَّهٰا» به «نماز» برمیگردد. امّا اینکه آن را بهخاطر مفهومِ ضمنیِ «اِسْتَعِينُوا»، به «کمکخواستن» بازگردانند، در ظاهر با عبارتِ «إِلاّٰ عَلَي الْخٰاشِعِينَ» سازگار نیست؛ چراکه خشوع چندان با صبر تناسبی ندارد. و با اینکه در هر دو واژهٔ «خشوع» و «خضوع» معنای فروتنی و شکستگی هست، تفاوتشان این است که خضوع ویژهٔ اعضا و جوارح بدن است و خشوع ویژهٔ دل و جان.
خدای متعال میفرماید: «اَلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ»؛ این مورد، یعنی باور داشتن به آخرت، از مواردی است که باید به آن یقین داشت و گمان و پنداری که احتمالِ خلاف را نفی نمیکند، در آن سودی ندارد؛ چراکه خدای متعال میفرماید: «وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ يُوقِنُونَ» (بقره: ۴). ممکن است دلیل به کار رفتن واژهٔ «ظن» (گمان)، توجه به چگونگیِ پدید آمدن خشوع باشد؛ زیرا دانشی که از راه اسبابِ تدریجی به دست میآید، مراحلی دارد: روان آدمی نخست آگاه میشود، سپس به شک میافتد، بعد یکی از دو طرفِ احتمال برتری مییابد و رفتهرفته احتمالاتِ مخالف از بین میروند تا ادراکِ قطعی و همان یقین حاصل شود. اینگونه از علم، هرگاه به امری هولناک پیوند بخورد که مایهٔ پریشانی، دلهره و فروتنیِ جان آدمی است، حالتِ خشوع همراه آن، درست از همان آغاز برتری یافتن گمان و پیش از رسیدن به یقینِ کامل پدید میآید. پس نشاندنِ «گمان» به جای «یقین»، اشاره به این است که انسان برای بیدار شدن نیازی به رنجِ بسیار برای کسب علم ندارد؛ همین که توجه پیدا کند پروردگاری دارد که ممکن است با او دیدار کند و به سویش بازگردد، برایش بس است. این کاربرد درست مانند سخن شاعر است:
فقلت لهم ظنوا بألفي مذحج سراتهم في الفارسي المسرد به آنان گفتم دو هزار نفر از قبیلهٔ مَذحِج را در گمان آورید. بزرگانشان در زرههای محکم و بافتهشدهٔ ایرانی پوشیدهاند.
دشمن را تنها با امر يقينی میترسانند، نه با شک و ترديد؛ با اين حال، تهديدكننده به گمان بسنده كرد، زيرا همين گمان و احتمال خطر برای دست كشيدن از مخالفت كافي است و نيازی به يقين نيست، تا تهديدكننده به زحمت بيفتد و برای آنان يقين ايجاد كند و به آنان توضيح دهد؛ بهويژه آنكه شأنی هم برای آنان قائل نبوده است. بر اين اساس، مضمون آيه نزديک به اين سخن خدای متعال است:
«فَمَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صٰالِحاً» (كهف: ۱۱۰؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد). همهٔ این سخنان در صورتی است که مقصود از دیدار، در سخن خدای متعال: «مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ»، روز رستاخیز باشد؛ اما اگر منظور از آن همان حقیقتی باشد که انشاءالله بیان و تصویر آن در سورهٔ اعراف خواهد آمد، دیگر اصلاً هیچ اشکالی پیش نمیآید.
بحث روایتی
در کتاب کافی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «شیوهٔ علی (ع) چنان بود که هرگاه پیشامدی هولناک او را نگران و بیتاب میکرد، به نماز برمیخاست و سپس این آیه را تلاوت میفرمود: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰهِ» (از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ بقره: ۴۵).»
متن عربی نقلقول
في الكافي،:عن الصادق(ع)قال: كان علي إذا أهاله أمر فزع قام إلي الصلاه- ثم تلا هذه الآيه: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰهِ .و نیز در کتاب کافی از امام صادق (ع) دربارهٔ همین آیه روایت شده است که فرمود: «منظور از صبر، روزه است.» و فرمود: «هرگاه پیشامدِ سخت و ناگواری برای کسی رخ داد، باید روزه بگیرد؛ چرا که خدای عزوجل میفرماید: از صبر یاری بجویید، یعنی از روزه.»
متن عربی نقلقول
و في الكافي،أيضا:عنه(ع): في الآيه،قال:الصبر الصيام،و قال:إذا نزلت بالرجل النازله الشديده فليصم.إن الله عز و جل يقول: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ يعني الصيام..میگویم: عیاشی نیز در تفسیر خود مضمون این دو حدیث را روایت کرده است. تفسیر «صبر» به «روزه» نیز از باب بیان مصداق و تطبیق آیه بر نمونههای روشن آن (جَری) است.
و در تفسیر عیاشی از امام ابوالحسن علیهالسلام دربارهٔ این آیه روایت شده است که فرمود: «صبر همان روزه است؛ هرگاه سختی یا پیشامد ناگواری به انسان روی آورد، باید روزه بگیرد؛ چراکه خداوند میفرماید: از شکیبایی و نماز یاری جویید، و بیگمان این کار جز بر فروتنان، بس سنگین و دشوار است. و خاشع (فروتن)، کسی است که در نمازش خاکسار و دلسپرده به آن باشد؛ یعنی پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمؤمنین (علیهالسلام).»
متن عربی نقلقول
و في تفسير العياشي،:عن أبي الحسن(ع): في الآيه قال:الصبر الصوم،إذا نزلت بالرجل الشده أو النازله فليصم، إن الله يقول: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰهِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَهٌ إِلاّٰ عَلَي الْخٰاشِعِينَ .و الخاشع الذليل في صلاته المقبل عليها،يعني رسول الله ص و أمير المؤمنين(ع).میگویم: امام (ع) از این آیه، مستحببودن روزه و نماز را هنگام فرودآمدن گرفتاریها و سختیها استفاده کردهاند؛ و همینطور توسل به پیامبر و ولیّ خدا را در آن هنگام. و تأویلِ روزه و نماز به پیامبر خدا و امیرالمؤمنین نیز بر همین اساس است.
و نیز در تفسیر عیاشی از امام علی (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال: «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ الآيه» (کسانی که گمان میبرند پروردگارشان را دیدار میکنند...) روایت شده است که فرمود: «یقین دارند که برانگیخته میشوند، و گمان در اینجا همان یقین است».
متن عربی نقلقول
و في تفسير العياشي،أيضا:عن علي(ع): في قوله تعالي: «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ الآيه»يقول:يوقنون أنهم مبعوثون،و الظن منهم يقين.میگویم: شیخ صدوق نیز این روایت را نقل کرده است.
ابنشهرآشوب از امام باقر (علیهالسلام) روایت کرده است که این آیه دربارهٔ علی، عثمان بن مظعون، عمار بن یاسر و یارانی از آنان نازل شده است.
متن عربی نقلقول
و روي ابن شهر آشوب عن الباقر(ع): أن الآيه نازله في علي و عثمان بن مظعون- و عمار بن ياسر و أصحاب لهم.