ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَأَنَّهُمۡ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ
همان کسانی که باور دارند پروردگارشان را دیدار خواهند کرد و به سوی او بازمیگردند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۴، ۴۵ و ۴۶ با هم
خدای متعال میفرماید: «اَلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ»؛ این مورد، یعنی باور داشتن به آخرت، از مواردی است که باید به آن یقین داشت و گمان و پنداری که احتمالِ خلاف را نفی نمیکند، در آن سودی ندارد؛ چراکه خدای متعال میفرماید: «وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ يُوقِنُونَ» (بقره: ۴). ممکن است دلیل به کار رفتن واژهٔ «ظن» (گمان)، توجه به چگونگیِ پدید آمدن خشوع باشد؛ زیرا دانشی که از راه اسبابِ تدریجی به دست میآید، مراحلی دارد: روان آدمی نخست آگاه میشود، سپس به شک میافتد، بعد یکی از دو طرفِ احتمال برتری مییابد و رفتهرفته احتمالاتِ مخالف از بین میروند تا ادراکِ قطعی و همان یقین حاصل شود. اینگونه از علم، هرگاه به امری هولناک پیوند بخورد که مایهٔ پریشانی، دلهره و فروتنیِ جان آدمی است، حالتِ خشوع همراه آن، درست از همان آغاز برتری یافتن گمان و پیش از رسیدن به یقینِ کامل پدید میآید. پس نشاندنِ «گمان» به جای «یقین»، اشاره به این است که انسان برای بیدار شدن نیازی به رنجِ بسیار برای کسب علم ندارد؛ همین که توجه پیدا کند پروردگاری دارد که ممکن است با او دیدار کند و به سویش بازگردد، برایش بس است. این کاربرد درست مانند سخن شاعر است:
تفسیر آیهٔ ۴۶ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۱۵۲ تا ۱۵۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/46/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
فقلت لهم ظنوا بألفي مذحج سراتهم في الفارسي المسرد به آنان گفتم دو هزار نفر از قبیلهٔ مَذحِج را در گمان آورید. بزرگانشان در زرههای محکم و بافتهشدهٔ ایرانی پوشیدهاند.
دشمن را تنها با امر يقينی میترسانند، نه با شک و ترديد؛ با اين حال، تهديدكننده به گمان بسنده كرد، زيرا همين گمان و احتمال خطر برای دست كشيدن از مخالفت كافي است و نيازی به يقين نيست، تا تهديدكننده به زحمت بيفتد و برای آنان يقين ايجاد كند و به آنان توضيح دهد؛ بهويژه آنكه شأنی هم برای آنان قائل نبوده است. بر اين اساس، مضمون آيه نزديک به اين سخن خدای متعال است:
«فَمَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صٰالِحاً» (كهف: ۱۱۰؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد). همهٔ این سخنان در صورتی است که مقصود از دیدار، در سخن خدای متعال: «مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ»، روز رستاخیز باشد؛ اما اگر منظور از آن همان حقیقتی باشد که انشاءالله بیان و تصویر آن در سورهٔ اعراف خواهد آمد، دیگر اصلاً هیچ اشکالی پیش نمیآید.
بحث روایتی
و نیز در تفسیر عیاشی از امام علی (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال: «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ الآيه» (کسانی که گمان میبرند پروردگارشان را دیدار میکنند...) روایت شده است که فرمود: «یقین دارند که برانگیخته میشوند، و گمان در اینجا همان یقین است».
متن عربی نقلقول
میگویم: شیخ صدوق نیز این روایت را نقل کرده است.