فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ
پس هر کس که کارنامهاش به دست راستش داده شود،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۵ با هم
همچنین از مجموع این نه آیه برمیآید که دادن کارنامهها و گشوده شدن نامههای اعمال پیش از حسابرسی است؛ همانطور که این سخن خدای متعال نیز بر آن دلالت دارد: «وَ كُلَّ إِنسٰانٍ أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ كِتٰاباً يَلْقٰاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ كِتٰابَكَ كَفيٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» (… ادامه در متن کامل
سپس، چنانکه میبینی، آیاتْ دادن کارنامه از پشت سر را ویژهٔ کافران قرار میدهد؛ از این رو سخن دربارهٔ گنهکارانِ مؤمن از اهل گناهان کبیره به میان میآید؛ همان کسانی که به دوزخ میروند، مدتی در آن میمانند و سپس بر پایهٔ روایاتِ هر دو مذهب (شیعه و اهل سنت) با شفاعت از آن بیرون میآیند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
بعضی از مفسران از این اشکال چنین رهایی یافتهاند که این گروه، نامهٔ اعمالشان را پس از بیرون آمدن از آتش دوزخ به دست راست دریافت میکنند.
تفسیر آیههای ۷، ۸، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ با هم
اما این سخن پذیرفته نیست؛ زیرا ظاهر آیات قرآن—اگر نگوییم صریحِ آنها—نشان میدهد که ورود به بهشت یا دوزخ پیامدِ داوری الهی است؛ داوری نیز در پی حسابرسی انجام میگیرد و حسابرسی هم پس از دادن نامههای اعمال و گشودن کارنامهها رخ میدهد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۱۰ با هم
همچنین ممکن است گفته شود که تقسیمِ اهل محشر به دو دستهٔ اصحاب یمین (اهل سعادت) و اصحاب شمال (اهل شقاوت)، تقسیمی حاصر و فراگیر (منحصر به این دو دسته) نیست؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «وَ كُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَهً فَأَصْحٰابُ الْمَيْمَنَهِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَيْمَنَهِ وَ أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَهِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَهِ وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه: ۱۱) (و شما سه گروه شوید: یاران راست، چه یاران راستی! و یاران چپ، چه یاران چپی! و پیشگامانِ پیشگام، آنان همان مقربانند). دلالتِ این آیات بر آن است که مقربان بیرون از این دو دستهاند؛ و مستضعفان (کسانی که توان شناخت حق را نداشتهاند) نیز مانند آنان هستند، چنانکه چه بسا از این سخنِ خدای متعال استفاده میشود: «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّٰهِ إِمّٰا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمّٰا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ» (توبه: ۱۰۶) (و گروهی دیگر کارشان به فرمان خدا واگذار شده است؛ یا عذابشان میکند و یا توبهشان را میپذیرد).
بنابراین ممکن است تقسیم اهل محشر به «اصحاب یمین» و «اصحاب شمال»، تقسیمی فراگیر برای تمام مردم نباشد، بلکه به سبب دعوت به ایمان و پرهیزگاری، تنها از بهشتیانِ پرهیزگار و دوزخیانِ جاودان یاد شده و توصیفِ دریافت نامهٔ اعمال به دست راست و دست چپ به آنان اختصاص یافته باشد. نظیر این شیوه در سورهٔ مرسلات آمده است که پس از یادکردِ «روز جداسازی» (یومالفصل)، تنها به بیان حال پرهیزگاران و تکذیبکنندگان بسنده میکند، در حالی که مردم منحصر به این دو گروه نیستند؛ و مانند آن در سورههای نبأ، نازعات، عبس، انفطار، مطففین و دیگر سورهها نیز دیده میشود. در این سورهها، هدف ارائهٔ نمونهای از اهل ایمان و اطاعت در برابر اهل کفر و تکذیب، و سکوت دربارهٔ دیگران است تا انسان متذکر شود که سعادت در مسیر تقوا، و شقاوت در مسیر نافرمانی و سرکشی است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۷، ۸، ۹ و ۱۲ با هم
و در کتاب «الاحتجاج» از علی (ع) در روایتی آمده است که فرمود: «و الناس يومئذ علي صفات و منازل-فمنهم من يحاسب حسابا يسيرا و ينقلب إلي أهله مسرورا،و منهم الذين يدخلون الجنه بغير حساب-لأنهم لم يلبثوا من أمر الدنيا بشيء-و إنما الحساب هناك علي من يلبس بها هاهنا، و منهم من يحاسب علي النقير و القطمير-و يصير إلي عذاب السعير» (مردم در آن روز بر حالتها و مرتبههای گوناگونی هستند: گروهی حسابرسیِ آسانی میشوند و شادمان بهسوی کسان خود بازمیگردند؛ گروهی بیهیچ حسابی وارد بهشت میشوند، زیرا به چیزی از امور دنیا دل نبستند و درنگ نکردند، و حسابرسی در آنجا تنها متوجه کسی است که در اینجا با دنیا درآمیخته باشد؛ و گروهی نیز بر ریزترین چیزها [مانند نقیر: گودی پشت هستهٔ خرما، و قطمیر: پوست نازک روی آن] موشکافانه حسابرسی میشوند و سرانجام بهسوی عذاب آتش سوزان میروند). ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۱۰ با هم
و در تفسیر قمی، در روایت ابوالجارود از امام باقر (ع) آمده است که دربارهٔ کلام الهی: « فَأَمّٰا مَنْ أُوتِيَ كِتٰابَهُ بِيَمِينِهِ » (اما کسی که نامهاش به دست راستش داده شود) فرمود: او ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسود بن هلال مخزومی است که از قبیلهٔ بنیمخزوم بود؛ و دربارهٔ: « وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِيَ كِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ » (و اما کسی که نامهاش از پشت سرش داده شود) فرمود: او برادرش اسود بن عبدالاسود مخزومی است که حمزه بن عبدالمطلب در روز بدر او را به قتل رساند.
تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ انشقاق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۲۴۳ تا ۲۴۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/84/7/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَأَمّٰا مَنْ أُوتِيَ كِتٰابَهُ بِيَمِينِهِ » (اما کسی که نامهاش به دست راستش داده شود)، تفصیلی است مترتب بر آنچه این سخن خداوند بدان اشاره دارد که:
« إِنَّكَ كٰادِحٌ إِليٰ رَبِّكَ » (بیگمان تو با تلاشی سخت بهسوی پروردگارت رهسپاری)؛ یعنی در آنجا بازگشت و بازخواست از اعمال و حسابرسی در کار است. و مراد از کتاب، بهقرینهٔ یادکردِ حساب، همان کارنامهٔ اعمال است؛ و سخن دربارهٔ معنای دادنِ کارنامه به دست راست در سورههای اسراء و حاقه گذشت.