كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَهَا لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا عَشِيَّةً أَوۡ ضُحَىٰهَا
روزی که آن را میبینند، گویی جز شامگاهی یا چاشتگاهِ آن درنگ نکردهاند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۶ با هم
این آیات به پرسش آنان دربارهٔ زمان برپایی قیامت میپردازد و آن را رد میکند، با این بیان که علم به آن نزد هیچکس جز خدا نیست و او این دانش را ویژهٔ خود ساخته است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۴ و ۴۶ با هم
یا تعیین آن به گونهای از تمثیل و تشبیه؛ مانند این سخن خدای متعال: « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهٰا لَمْ يَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِيَّهً أَوْ ضُحٰاهٰا » (گویی روزی که آن را میبینند، جز پسینگاهی یا پیشازظهری درنگ نکردهاند)، و این سخن او: «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مٰا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاّٰ سٰاعَهً مِنْ نَهٰارٍ» (گویی روزی که آنچه را وعده داده میشوند میبینند، جز ساعتی از روز درنگ نکردهاند؛ احقاف: ۳۵)، و این سخن او: « وَ يَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَهُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مٰا لَبِثُوا غَيْرَ سٰاعَهٍ » (و روزی که قیامت برپا میشود، گنهکاران سوگند میخورند که جز ساعتی درنگ نکردهاند). سپس خداوند حقیقت سخن را در این باره بیان کرده و فرمود: «وَ قٰالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمٰانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتٰابِ اللّٰهِ إِليٰ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهٰذٰا يَوْمُ الْبَعْثِ» (و کسانی که به آنان دانش و ایمان داده شده بود گفتند: قطعاً شما در کتاب خدا تا روز رستاخیز درنگ کردهاید، و این همان روز رستاخیز است؛ روم: ۵۶).
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۲، ۴۴ و ۴۶ با هم
«[یعنی میپرسند:] چه زمان برپا میشود؟ پس خدای متعال فرمود: « إِليٰ رَبِّكَ مُنْتَهٰاهٰا » (فرجامِ [و علمِ] آن نزد پروردگار توست)، یعنی دانش آن نزد خداست. و دربارهٔ این سخن که « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهٰا لَمْ يَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِيَّهً أَوْ ضُحٰاهٰا » (گویی روزی که آن را میبینند، جز یک شامگاه یا چاشتگاهِ آن درنگ نکردهاند) فرمود: پارهای از یک روز.»
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۶ با هم
مشرکان مکه از روی ریشخند از پیامبر (ص) پرسیدند: «قیامت چه وقت برپا میشود؟» پس آیاتِ « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّٰاعَهِ أَيّٰانَ مُرْسٰاهٰا » (از تو دربارهٔ قیامت میپرسند که چه وقت فرا میرسد؟) [تا پایان سوره] نازل شد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴۶ سورهٔ نازعات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۹۵ تا ۱۹۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/79/46/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهٰا لَمْ يَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِيَّهً أَوْ ضُحٰاهٰا » (گویی روزی که آن را میبینند، جز یک شامگاه یا چاشتگاهِ آن درنگ نکردهاند). این سخن، بیانی است برای نزدیکیِ قیامت از راه تمثیل و تشبیه؛ به این معنا که نزدیکی قیامت به زندگی دنیاییشان به گونهای است که حالِ آنان هنگام دیدن قیامت، مانند حالِ کسانی است که پس از زندگی در زمین، تنها به اندازهٔ یک شامگاه یا چاشتگاهِ متصل به آن درنگ کرده باشند؛ یعنی زمانی که نسبتش به یک روز، چونان نسبت شامگاه به بخشِ پیش از آن، یا نسبت چاشتگاه به بخشِ پیش از آن است.
از آنچه گذشت روشن شد که مراد از «درنگ» (لبث)، درنگِ در فاصلهٔ میان زندگی دنیا تا برانگیخته شدن، یعنی ماندنشان در گورها (عالم برزخ) است؛ چراکه حسابرسیِ قیامت بر مجموع زندگی دنیا انجام میگیرد.
و گفته شده است: مراد از آن، درنگِ میان زمان پرسشِ آنان از وقت قیامت تا برانگیخته شدن است؛ اما این سخن درست نیست، زیرا آنان درنگ خود را با این ویژگی تنها هنگام برانگیخته شدن مشاهده و احساس میکنند، و برانگیخته شدن که همان زندهکردنِ پس از مرگ است، تنها با مرگِ پیش از خود سنجیده میشود، نه با مجموع مرگ و آن بخش از زندگی که میان زمان پرسش از وقت قیامت تا زمان مرگ قرار دارد.
افزون بر اینکه، این سخن با ظاهر دیگر آیاتی که به درنگِ آنان پیش از برانگیخته شدن پرداختهاند نیز ناسازگار است؛ مانند این سخن خدای متعال: «قٰالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ» ([خداوند] فرمود: چند سال در زمین درنگ کردید؟) (مؤمنون: ۱۱۲).
و گفته شده است: مراد از درنگ، ماندن در دنیاست، که سخنی سست و بیاساس است.