عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
چهره در هم کشید و روی گرداند،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
چکیدهٔ معنا چنین است: هنگامی که آن نابینا نزد او آمد، چهره در هم کشید و از او روی گرداند، در حالی که نمیداند، شاید آن نابینایی که نزدش آمده است، به سبب آمدن و آموختنش با عمل شایسته پس از ایمان پاک شود—در حالی که از پیش پند پذیرفته بوده است—یا شاید به سبب آمدنش و پند گرفتن از آنچه میآموزد متذکر گردد و پند به سودش افتد و پاکیزه شود. ادامه در متن کامل
در این چهار آیه، سرزنشی تند وجود دارد و این شدت فزونی مییابد از آن رو که دو آیهٔ نخست در سیاق غایب آمده است؛ چرا که در لحن غایب، رویگردانی از رویاروییِ کلامی و نشانهای از شدتِ ناپسند شمردنِ آن رفتار نهفته است؛ و دو آیهٔ پایانی در سیاق خطاب آمده است، زیرا روبهرو شدن پس از رویگردانی و سرزنشِ بیواسطه، توبیخ را شدیدتر میکند و حجت را قاطعتر میسازد. ادامه در متن کامل
و برخی گفتهاند—بر پایهٔ اینکه مقصود از شخصِ مورد عتاب، پیامبر (ص) باشد—: تعبیر کردن از ایشان در آغاز با ضمیر غایب برای بزرگداشت ایشان است، تا این گمان برود که آنکس که روترشکردن و رویگردانی از او سر زده، شخصی غیر از آن حضرت (ص) بوده است؛ چرا که چنین رفتاری از مانند او سر نمیزند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱، ۲، ۵ و ۶ با هم
ایراد این سخن آن است که با خطاب در آیهٔ بعدیاش سازگار نیست که میفرماید: « أَمّٰا مَنِ اسْتَغْنيٰ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّٰي » تا آخر؛ زیرا سرزنش و توبیخ در آن، از آنچه در « عَبَسَ وَ تَوَلّٰي » و آیات پس از آن آمده شدیدتر است و مسلماً هیچ الفت و دلجوییای در آن وجود ندارد. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۰ با هم
در مجمعالبیان آمده است: گفته شده این آیات دربارهٔ عبدالله بن اممکتوم نازل شد؛ او عبدالله بن شُریح بن مالک بن ربیعه فِهری، از خاندان بنیعامر بن لؤی بود. ادامه در متن کامل
ماجرا چنین بود که او نزد پیامبر خدا (ص) آمد، در حالی که آن حضرت با عُتبه بن ربیعه، ابوجهل بن هشام، عباس بن عبدالمطلب، اُبیّ و امیه بن خلف آهسته گفتگو میکرد، آنان را به سوی خدا فرا میخواند و به اسلامآوردنشان امید داشت؛ پس گفت: ادامه در متن کامل
«ای پیامبر خدا! برایم قرآن بخوان و از آنچه خدا به تو آموخته است به من بیاموز.» او پیدرپی پیامبر را صدا میزد و این سخن را تکرار میکرد، بیآنکه بداند پیامبر سرگرم گفتگو با دیگران است و به آنان رو کرده است؛ تا آنجا که ناخشنودی در چهرهٔ پیامبر خدا (ص) به سبب قطعشدن سخنش نمایان گشت و در دل خود گفت: «این بزرگان قریش خواهند گفت پیروان او فقط نابینایان و بردگاناند»؛ از این رو از او روی برتافت و به همان گروهی که با ایشان گفتگو میکرد رو آورد؛ در این هنگام بود که این آیات نازل شد. ادامه در متن کامل
پیامبر خدا پس از آن، او را گرامی میداشت و هرگاه او را میدید، میفرمود: «مرحبا بمن عاتبني فيه ربي» (خوشآمد بر کسی که پروردگارم به خاطر او بر من عتاب کرد!) و به او میگفت: «هل لك من حاجه» (آیا خواستهای داری؟) و در دو جنگ، دو بار او را جانشین خود در مدینه قرار داد. ادامه در متن کامل
میگویم: سیوطی در کتاب «الدر المنثور» این داستان را با اندک اختلافی از عایشه، اَنَس و ابنعباس روایت کرده است، و آنچه طبرسی آورده، چکیده و حاصل این روایتهاست. ادامه در متن کامل
آیات دلالت روشنی ندارند بر اینکه مراد از آنها پیامبر(ص) است، بلکه صرفاً گزارشی است که نام شخصِ مورد گزارش در آن تصریح نشده است؛ حتی در خودِ این آیات شواهدی هست که نشان میدهد مقصودْ شخصی غیر از ایشان است؛ زیرا ترشرویی و چهره درهمکشیدن حتی در برابر دشمنانِ سرسخت و مخالفان آشکار از ویژگیهای پیامبر(ص) نبوده است، چه رسد به مؤمنانِ راهجو و هدایتطلب. ادامه در متن کامل
در حالی که خداوند پیش از نزول این سوره، اخلاق آن حضرت(ص) را بزرگ شمرده و فرموده است: « وَ إِنَّكَ لَعَليٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ » (و بیتردید تو بر اخلاقی بزرگ و والا استواری) (قلم: ۴). ادامه در متن کامل
و نیز خدای متعال میفرماید: «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (و خویشاوندان نزدیکت را هشدار ده، و بال [فروتنی و مهربانی] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی کردهاند بگستر) (شعراء: ۲۱۵)؛ بدینگونه به او فرمان داده است که در برابر مؤمنان فروتن و مهربان باشد. ادامه در متن کامل
همچنین فرمودهٔ خدای متعال: «لاٰ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِليٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ» (هرگز به آنچه گروههایی از آنان را از آن برخوردار ساختهایم چشم مدوز، و بر آنان اندوه مخور، و بال فروتنیات را برای مؤمنان بگستر) (حجر: ۸۸)؛ و در سیاق این… ادامه در متن کامل
علاوه بر این، زشتیِ ترجیح دادنِ ثروتِ ثروتمند — که ملاک هیچ فضیلتی نیست — بر کمال و شایستگیِ فقیر، از طریق روترش کردن و رویگرداندن از فقیر و رویآوردن به ثروتمند تنها به خاطر ثروتش، زشتیِ عقلی است که با کرامتِ اخلاق انسانی ناسازگار است و برای لزوم پرهیز از آن، نیازی به نهیِ لفظی نیست. ادامه در متن کامل
با این توضیح و آنچه پیش از این گذشت، پاسخ این سخن روشن میشود که گفتهاند: خدای پاک و منزه پیامبر(ص) را از این کار بازنداشته بود مگر در همین زمان، بنابراین چنین رفتاری تنها پس از نهی معصیت به شمار میرود، اما پیش از نهی معصیت نبوده است. ادامه در متن کامل
زیرا این ادعا که خدای متعال پیامبر را جز در این هنگام نهی نفرموده، ادعایی بدون دلیل و غیرقابلقبول است؛ و اگر هم فرضاً پذیرفته شود، عقل به زشتیِ این رفتار حکم میکند و با این وصف، صدورِ چنین رفتاری با خُلق و خوی کریمانه ناسازگار است؛ در حالی که خداوند پیش از آن، اخلاق آن حضرت(ص) را بزرگ شمرده و فرموده بود: ادامه در متن کامل
« وَ إِنَّكَ لَعَليٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ » (و بهراستی تو بر خُلقی بزرگ استواری) (قلم: ۴) و این سخن را بدون هیچ قیدی بیان فرمود؛ و اخلاق، ملکهای درونی است که عملِ متناسب با خود هرگز از آن جدا نمیشود. ادامه در متن کامل
و از امام صادق(ع) — بر اساس آنچه در تفسیر «مجمع البیان» آمده — روایت شده است که این آیات دربارهٔ مردی از بنیامیه نازل شد که نزد پیامبر(ص) بود؛ پس ابناممکتوم وارد شد، و چون آن مرد او را دید، از او بدش آمد و احساس پلیدی کرد، خود را جمع نمود، چهره درهم کشید و روی خود را از او برگرداند؛ ازاینرو خدای پاک و منزه این ماجرا را بازگو فرمود و آن رفتار را بر او نکوهش و انکار کرد. ادامه در متن کامل
و در کتاب «مجمع البیان» از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: پیامبر خدا(ص) هرگاه عبدالله بن اممکتوم را میدید، میفرمود: «مرحبا مرحبا و الله لا يعاتبني الله فيك أبدا» (آفرین و خوشآمد! ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ عبس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۹۹ تا ۲۰۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/80/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « عَبَسَ وَ تَوَلّٰي »؛ یعنی رو ترش کرد، چهره در هم کشید و روی گرداند.