فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ
پس مرا با کسی که این سخن را تکذیب میکند واگذار؛ ما آنان را از جایی که نمیدانند، گامبهگام [به سوی هلاکت] خواهیم برد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۵ تا ۴۷ با هم
این آیه و آیههای پس از آن تا سخن خدای متعال: « أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ » (یا مگر [علمِ] غیب نزد آنان است و خود مینویسند؟)، در مقام رد داوریِ مشرکان دربارهٔ یکسانیِ حالِ مجرمان و مسلمانان در روز قیامت هستند؛ این آیات احتمالهای گوناگون دربارهٔ خاستگاه این داوری را در قالب پرسشهای انکاری (پرسش برای ابطال ادعا) پیش میکشند و یکایک آنها را رد میکنند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۶ با هم
و این آیه و آیات بعد از آن تا پایان پنج آیه، جملهای معترضه است که در این میان به مناسبت یادکرد شریکانشان آمده است؛ همان بتهایی که مشرکان میپندارند اگر رستاخیز و حسابی در کار باشد، سعادتشان را تأمین خواهند کرد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۵ با هم
و این تکذیبکنندگان گناهکار در دنیا برای خدا سجده نکردند، از این رو در آخرت هم توان سجده کردن را نخواهند داشت و در نتیجه سعادتمند نمیشوند و هرگز حالشان با حال مسلمانان در آنجا یکسان نخواهد بود؛ بلکه خدای پاک و منزه در دنیا به سبب تکبر ورزیدنشان از سجده در برابر او، با آنان بر پایهٔ استدراج (گامبهگام به سوی هلاکت بردن) و املاء (مهلت دادن) رفتار میکند تا تیرهبختیشان کامل شود و در آخرت به عذاب دردناک درآیند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۴ و ۴۵ با هم
نکتهٔ التفات (چرخش لحن گفتار) در « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ » از صیغهٔ متکلمِ تنها به متکلم معالغیر (صیغهٔ جمع)، نشاندهندهٔ عظمت الهی است و اینکه کارگزارانی برگماشته شدهاند تا این نعمتها را پیاپی بر آنان فروریزند؛ و التفات در سخن خدای متعال: « وَ أُمْلِي لَهُمْ » از متکلم معالغیر به متکلمِ تنها، از این روست که «املاء» همان به تأخیر انداختنِ اجل (سرآمد عمر) است و امرِ اجل در قرآن هرگز به غیر خدای پاک و منزه نسبت داده نشده است؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «ثُمَّ قَضيٰ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّي عِنْدَهُ» (سپس سرآمدی را مقرر کرد و سرآمدِ معیّن نزد اوست؛ انعام: ۲).
تفسیر آیهٔ ۴۴ سورهٔ قلم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۸۲ تا ۳۹۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/68/44/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِيثِ » (پس مرا با کسی که این سخن را تکذیب میکند واگذار). مراد از «این سخن»، قرآن کریم است؛ و این فرموده که: « فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ » (مرا با تکذیبکننده واگذار...)، کنایه از آن است که خدای متعال بهتنهایی برای کیفر آنان بس است و هرگز رهایشان نمیکند؛ و در این سخن، نوعی دلداری برای پیامبر (ص) و هشداری تهدیدآمیز برای مشرکان نهفته است.
خدای متعال میفرماید: « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ » (بهزودی آنان را از جایی که نمیدانند گامبهگام به هلاکت میکشانیم). این جمله، کلامی نوآغاز (استئناف) است که در آن، چگونگی مؤاخذه و عذاب الهی بیان شده است؛ کیفری که از عبارت « فَذَرْنِي » دانسته میشد.
و «استدراج» (گامبهگام فرود آوردن) آن است که آنان را درجهبهدرجه پایین آورند تا شقاوت و بدبختیشان کامل شود و در ورطهٔ هلاکت فروافتند؛ و این بدانگونه است که خداوند نعمتی را در پی نعمتی دیگر به آنان میبخشد، و آنان با رسیدن به هر نعمت، سرگرم آن میشوند، در سپاسگزاریاش کوتاهی میورزند، بر فراموشیِ خدا میافزایند و از یاد او دورتر میگردند.
بنابراین، استدراج همان بخشیدن پیدرپیِ نعمتهاست که سبب فرود آمدنِ گامبهگام آنان و نزدیکشدنشان به ورطهٔ هلاکت میشود؛ و اینکه این کار «از جایی که نمیدانند» رخ میدهد، تنها بدان سبب است که از راه نعمتی پیش میآید که آن را خیر و خوشبختی میپندارند و گمان میکنند هیچ گزند و شقاوتی در آن نیست.
بحث روایی
و در کتاب «کافی» به سند خود از سفیان بن سِمْط روایت کرده است که گفت: امام صادق (ع) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِقْمَةٍ- وَ ذَكَّرَهُ الِاسْتِغْفَارَ، فَإِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ- لِيُنْسِيَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ يَتَمَادَى بِهَا، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ » بِالنِّعَمِ وَ الْمَعَاصِي.» (همانا خداوند هرگاه برای بندهای خیری بخواهد و او گناهی مرتکب شود، در پی آن ناگواری و سختیای به او میرساند و آمرزشخواهی را به یادش میآورد؛ و هرگاه برای بندهای شری بخواهد و او گناهی مرتکب شود، در پی آن نعمتی به او میدهد تا آمرزشخواهی را از یادش ببرد و در آن گناه پافشاری و زیادهروی کند؛ و این همان سخن خدای عزّوجلّ است که فرمود: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» [آنان را از جایی که نمیدانند اندکاندک به سوی هلاکت میبریم] (قلم: ۴۴) با بخشیدن نعمتها [در برابر] گناهان).
میگویم: پیشتر برخی از روایتهای استدراج (گرفتار کردنِ تدریجی به هلاکت) ذیل این سخن که خدای متعال میفرماید: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ» (آنان را از جایی که نمیدانند بهتدریج گرفتار خواهیم ساخت)، در آیهٔ ۱۸۲ از سورهٔ اعراف گذشت.