قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفۡـِٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ
بگو: او کسی است که شما را پدید آورد و برایتان گوش و دیدگان و دلها قرار داد، اما اندک سپاس میگزارید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۳ تا ۳۰ با هم
اینها آیاتی دیگر است که خدای متعال در آنها اموری را به یادشان میآورد که بر یگانگی او در آفرینش و تدبیر دلالت دارد و همراه با هشدار و بیمدادن است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ ملک، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۶۲ تا ۳۶۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/67/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلِيلاً مٰا تَشْكُرُونَ » (بگو: او کسی است که شما را پدید آورد و برایتان گوش و دیدگان و دلها قرار داد، اما اندک سپاس میگزارید)؛ «إنشاء» پدید آوردنِ ابتداییِ چیزی و پرورش دادن آن است.
لحن سرزنشآمیزی که در پایان آیه با عبارت « قَلِيلاً مٰا تَشْكُرُونَ » (چه اندک سپاس میگزارید) آمده، و مانند آن در چند جای دیگر از کلام الهی ــ از جمله در سورهٔ مؤمنون [یادداشت منبع: آیهٔ ۷۸] و الم سجده [یادداشت منبع: آیهٔ ۹] ــ تکرار شده است، نشان میدهد که پدید آوردن انسان از سوی خدای متعال و مجهز ساختن او به دستگاه حس و اندیشه، از بزرگترین نعمتهای الهی است که اندازه و بهایش در سنجش نمیگنجد.
منظور از پدید آوردن (إنشاء) او، صِرفِ آفریدنش به هر صورتی نیست؛ بلکه مقصود، آفرینش و پدید آوردن او بدون هیچ سابقهای در مادهاش است؛ همانطور که خدای متعال در وصفِ آفرینش مرحلهبهمرحلهٔ انسان به آن اشاره کرده و فرموده است: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ سُلاٰلَهٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنٰاهُ نُطْفَهً فِي قَرٰارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً -إلي أن قال- ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ» (و همانا ما انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم، سپس او را بهصورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم، آنگاه نطفه را عَلَقه [خونبسته]، و علقه را مُضغه [گوشت جویدهمانند] گردانیدیم ــ تا آنجا که فرمود: ــ سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ مؤمنون: ۱۴). بنابراین، تبدیل شدن آن گوشتپاره به انسانی شنوا، بینا و اندیشمند به سبب پیوستنِ نفسِ انسانی به آن، آفرینش دیگری است که با گونههای آفرینش مادی که بر مادهٔ انسان گذشته است ــ از برگرفتن آن از زمین گرفته تا نطفه، علقه و مضغه شدنش ــ همسنخ نیست؛ چرا که آن مراحل صرفاً دگرگونیهای مادی و پیاپیاند، به خلاف تبدیل شدنش به انسانی با شعور که هیچ سابقهای همگون یا همانند با آن وجود ندارد؛ و معنای «إنشاء» دقیقاً همین است.
و مانند آن است این سخن الهی: «وَ مِنْ آيٰاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ إِذٰا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ» (و از نشانههای او این است که شما را از خاکی آفرید، سپس بهناگاه بشری شدید که [در زمین] پراکنده میشوید؛ روم: ۲۰)؛ (به جایگاه «إِذا»ی فجائیه [کلمهای که برای بیان رخدادی ناگهانی و نوپدید به کار میرود] بنگر).
بنابراین، فرمودهٔ او: « هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ » (او کسی است که شما را پدید آورد)، اشاره به اصل آفرینش انسان است.
و فرمودهٔ او: « وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَهَ » (و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد)، اشاره به مجهز ساختن او به دستگاه حس و اندیشه است. این «جعل» (پدید آوردن) نیز مانند قرار دادنِ جانِ خود انسان، از نوع إنشاء (آفرینش نو و بیسابقه) است؛ چنانکه این سخن خداوند به آن اشاره دارد: «وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلِيلاً مٰا تَشْكُرُونَ» (و اوست که برای شما گوش و دیدگان و دلها پدید آورد، چه اندک سپاس میگزارید؛ مؤمنون: ۷۸).
پس انسان به سبب ویژگیِ آفرینش خود و اینکه چنان است که میشنود و میبیند، از جماد و گیاه متمایز میشود ــ و اینکه از میان دیگر حواس مانند لامسه، چشایی و بویایی، تنها به شنوایی و بینایی بسنده شده، به خاطر آن است که این دو حس، حواسِ بنیادین و اصلیاند؛ و بعید نیست مقصود از گوش و چشم، همهٔ حواس ظاهری باشد که از باب بردنِ نام جزء و ارادهٔ کل آمده است ــ و به سبب «فؤاد» (دل) که همان جان و نفسِ اندیشمند است، از سایر حیوانات بازشناخته و متمایز میگردد.
و فرمودهٔ او: « قَلِيلاً مٰا تَشْكُرُونَ » یعنی بر این نعمت بزرگ ــ یا این نعمتهای بزرگ ــ اندک سپاسگزاری میکنید؛ در این جمله «ما» زائده (برای تأکید) است و «قلیلاً» مفعول مطلق است که در تقدیر «تشكرون شكرا قليلا» (سپاسگزاریِ اندکی میکنید) بوده است. برخی نیز گفتهاند «ما» مصدریه است و معنا چنین میشود: «قليلا شكركم» (سپاسگزاری شما اندک است).