ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡـٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ
خدا برای کسانی که کافر شدهاند، همسر نوح و همسر لوط را مَثَل زده است که در نکاح دو تن از بندگان شایستهٔ ما بودند، ولی به آن دو خیانت ورزیدند؛ پس آن دو [پیامبر] نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آنان دفع کنند، و [به آن دو زن] گفته شد: «همراه با واردشوندگان، به آتش درآیید!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۰ تا ۱۲ با هم
این آیات کریمه دربردارندهٔ دو مَثَل است که خدای پاک و منزه در آنها حال کافران و مؤمنان را مجسم میسازد؛ به این بیان که بدبختی و هلاکت کافران تنها به سبب کفرورزی و خیانتشان به خدا و پیامبرش بود و هیچگونه پیوند و ارتباطی با پیامبران ارجمند سودی به حالشان نداشت. در مقابل، سعادت و رستگاری مؤمنان تنها به دلیل ایمان خالصانه به خدا و پیامبرش، فروتنی پیوسته (قنوت) و طاعت نیکویشان بود و هیچ پیوندی با دشمنان خدا به آنان زیانی نرساند؛ چرا که ملاک کرامت و ارجمندی نزد خدا تنها تقواست.
تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ تحریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۴۲ تا ۳۴۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/66/10/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
در مَثَل نخست، وضعیت [کافران] را به حال دو زن تشبیه میکند که همسر دو پیامبر بزرگوار بودند؛ پیامبرانی که خدای پاک و منزه آن دو را بندهٔ صالح خود شمرده است — و چه کرامتی والاتر از این! — اما آن دو زن به این دو پیامبر خیانت کردند، پس دستور داده شد همراه با دیگر واردشوندگان به آتش درآیند. همسری با آن دو پیامبر گرامی کوچکترین سودی به حالشان نبخشید و در میان دیگر هلاکشدگان، بیهیچ تمایز و احترامی هلاک شدند.
در این مثلزدن، هشداری آشکار و تند به دو همسر پیامبر (ص) نهفته است؛ چرا که آن دو با فاشکردن راز پیامبر به او خیانت کردند و در برابرش همدست شدند و با این کار ایشان را آزردند؛ بهویژه از این جهت که در آیه، تعبیر «کفر» و «خیانت» به کار رفته و از فرمانِ ورود به آتش دوزخ سخن به میان آمده است.
خدای متعال میفرماید: « ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَيْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا » (خدا برای کسانی که کفر ورزیدند، همسر نوح و همسر لوط را مَثَل زده است که در نکاح دو بنده از بندگان شایستهٔ ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند...). راغب میگوید: «الخيانه و النفاق واحد إلا أن الخيانه تقال اعتبارا بالعهد و الأمانه،و النفاق يقال اعتبارا بالدين ثم يتداخلان فالخيانه مخالفه الحق بنقض العهد في السر و نقيض الخيانه الأمانه،يقال:خنت فلانا و خنت أمانه فلان.انتهي» (خیانت و نفاق یکی هستند، جز اینکه واژهٔ خیانت با در نظر گرفتن عهد و امانت، و نفاق با در نظر گرفتن دین به کار میرود؛ سپس این دو با یکدیگر همپوشانی پیدا میکنند. بنابراین خیانتْ مخالفت با حق از راه پیمانشکنی پنهانی است و نقطهٔ مقابل خیانت، امانتداری است. گفته میشود: به فلانی خیانت کردم و به امانت فلانی خیانت نمودم. پایان سخن راغب).
و عبارت « لِلَّذِينَ كَفَرُوا » (برای کسانی که کفر ورزیدند)، اگر متعلق به «مَثَلاً» باشد، معنا چنین است: خدا مثَلی زده است که با آن حال کافران را مجسم میسازد که پیوند با بندگان شایسته سودی به حالشان ندارد؛ و اگر متعلق به «ضَرَبَ» باشد، معنا چنین است: خدا آن دو زن و سرانجام کارشان را مَثَلی برای کافران قرار داده است تا از آن پند گیرند و بدانند که پیوند با بندگان شایستهٔ او به کارشان نخواهد آمد و آنان به سبب خیانت به پیامبر (ص) قطعاً اهل دوزخ خواهند بود.
و عبارت « اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ » مفعول « ضَرَبَ » است، و مقصود از زیرِ دست و در اختیارِ آن دو بودن (كَانَتَا تَحْتَ...)، همسریِ آن دو زن با ایشان است.
و در عبارت « فَلَمْ يُغْنِيٰا عَنْهُمٰا مِنَ اللّٰهِ شَيْئاً » (پس آن دو [پیامبر] چیزی از [عذاب] خدا را از آن دو زن بازنداشتند)، ضمیر تثنیهٔ اول به آن دو بندهٔ شایسته [نوح و لوط] و ضمیر تثنیهٔ دوم به آن دو زن بازمیگردد؛ و مقصود این است که همسری با آن دو بندهٔ شایسته، هیچ سودی به حال آن دو زن نداشت.
و عبارت « وَ قِيلَ ادْخُلاَ النّٰارَ مَعَ الدّٰاخِلِينَ » (و گفته شد: همراه با واردشوندگان به آتش درآیید)؛ یعنی همراه با دوزخیانِ قوم خود، چنانکه این نکته از کلام خدای متعال دربارهٔ همسر نوح نمایان است: «حَتّٰي إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهٰا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ...» (تا آنگاه که فرمان ما دررسید و تنور فوران کرد، گفتیم: در آن [کشتی] از هر جفتی، دو تا) «اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ» (هود: ۴۰؛ ...و خاندانت را جز کسی که پیشتر حکم [هلاکت] بر او گذشته است، سوار کن)، و نیز از سخن او دربارهٔ همسر لوط: «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لاٰ يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ» (هود: ۸۱؛ پس خاندانت را در پارهای از شب حرکت بده و احدی از شما به پشت سر ننگرد مگر همسرت، که بیگمان همان عذابی که به قوم میرسد به او نیز خواهد رسید)؛ یا مقصود این است که: همراه با دیگر کافرانی که وارد آتش میشوند.
به کار رفتن فعل مجهول «قِيلَ» (گفته شد) و تعبیر عام و مطلق «الداخلین» (واردشوندگان)، اشاره به پستی کار آن دو زن و بیارزش بودنشان نزد خداست؛ بهگونهای که هیچ اهمیتی داده نشد که در کجا هلاک شدند.
بحث روایی
در تفسیر البرهان، از شرفالدین نجفی به صورت مرفوع (بدون ذکر راویان واسطه) از امام صادق (ع) روایت شده است که دربارهٔ این فرموده که خدای متعال میفرماید: « ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا-اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ » (خداوند برای کسانی که کافر شدند، همسر نوح و همسر لوط را مَثَل زده است) تا پایان آیه، فرمود: این مَثَلی است که خداوند برای عایشه و حفصه زده است، از آن رو که علیه پیامبر خدا (ص) با یکدیگر همدست شدند و رازش را فاش کردند.