وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ عَتَتۡ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبۡنَٰهَا حِسَابٗا شَدِيدٗا وَعَذَّبۡنَٰهَا عَذَابٗا نُّكۡرٗا
و چه بسیار آبادیها [که اهل آنها] از فرمان پروردگارشان و فرستادگانش سرپیچی کردند؛ پس ما به سختی به حسابشان رسیدیم و آنان را به عذابی هولناک و بیسابقه مجازات کردیم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ تا ۱۲ با هم
این آیات، پند و هشدار و بشارتی است که بر سفارش به پایبندی به احکام تشریعشدهٔ الهی، و از جمله احکام طلاق و عده تأکید میورزد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ طلاق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۲۳ تا ۳۲۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/65/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَهٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهٰا وَ رُسُلِهِ فَحٰاسَبْنٰاهٰا حِسٰاباً شَدِيداً وَ عَذَّبْنٰاهٰا عَذٰاباً نُكْراً ». راغب گفته است: «العتو النبوء عن الطاعه» (عتو یعنی سرپیچی و انحراف از طاعت و فرمانبرداری)، پس معنایش نزدیک به استکبار (خودبزرگبینی و طغیان) است؛ و نیز گفته است: «النكر الدهاء و الأمر الصعب الذي لا يعرف» (نُکر یعنی زیرکیِ همراهبا مکر، و کارِ دشوار و ناشناخته). و مقصود از «نُکر» در آیه، همین معنای دوم است. و در مجمعالبیان آمده است: «النكر المنكر الفظيع الذي لم ير مثله» (نُکر امر بسیار زشت و هولناکی است که مانندش دیده نشده است).
و مقصود از «قریه» (آبادی)، از باب مجاز اهل آن است؛ مانند سخن خداوند: «وَ سْئَلِ الْقَرْيَهَ» (از اهل آن شهر بپرس؛ یوسف: ۸۲). و در کلام الهی: « عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهٰا وَ رُسُلِهِ » (از فرمان پروردگارش و فرستادگان او سرپیچی کرد)، اشارهای است به اینکه آنان با شرک ورزیدن، به خدای پاک و منزه کفر ورزیدند و با تکذیب پیامبران در دعوتشان، کفرِ دیگری نیز به ایشان روا داشتند؛ گذشته از اینکه آنان با رها کردن احکام و قوانینِ تشریعشده، به خدای متعال کافر شدند و در آنچه دربارهٔ ولایت و رهبریِ پیامبران بر آنان فرمان یافته بودند، نسبت به پیامبرانش کفر ورزیدند؛ چنانکه نظیرش در این آیه گذشت: «وَ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمٰا عَليٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ» (از خدا اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت نمایید؛ پس اگر روی بگردانید، بر عهدهٔ پیامبر ما جز رساندنِ آشکار [پیام] نیست؛ تغابن: ۱۲).
و شدت حساب (سختگیری در حسابرسی)، همان خردهگیری، دقت و کاوش کامل برای پرداخت دقیق کیفر و پاداش است، آنگونه که واقعاً هست. مقصود از آن، حسابرسی در دنیاست نه حسابِ آخرت؛ و دلیل بر اینکه مراد حسابِ دنیاست، این سخن خدای متعال است: «وَ مٰا أَصٰابَكُمْ مِنْ مُصِيبَهٍ فَبِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ» (شوری: ۳۰: «و هر مصیبتی به شما رسد، بهخاطر دستاورد خود شماست و از بسیاری درمیگذرد») و نیز این سخن او: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرىٰ» (و اگر مردم شهرها) «آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنٰا عَلَيْهِمْ بَرَكٰاتٍ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنٰاهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ» (اعراف: ۹۶: «...ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم؛ ولی تکذیب کردند، پس به سزای آنچه به دست میآوردند، آنان را فروگرفتیم»).
بنابراین، هر مصیبتی که به انسان میرسد ــ که در نگاه دین مصیبت شمرده میشود ــ حاصل حسابرسی اعمال اوست؛ و خداوند از بسیاری از آنها با چشمپوشی و آسانگیری در محاسبه درمیگذرد، جز اینکه خدای متعال سرکشان و مستکبران در برابر فرمان خود و پیامبرانش را با خردهگیری، کاوش دقیق و سرزنش، بهسختی بازخواست میکند و آنان را به عذابی سخت و بیسابقه کیفر میدهد.
و معنای آیه این است: چه بسیار مردم آبادیهایی که از فرمان پروردگارشان و پیامبران او سرپیچی و استکبار ورزیدند و از خدا و پیامبرانش اطاعت نکردند، پس ما آنان را بهسختی و با نهایتِ دقت و موشکافی حسابرسی کردیم و به عذابی سخت و ناشناخته عذابشان نمودیم که همان عذاب ریشهکنکننده در دنیاست.
و این سخن که گفتهاند: «مقصود از آن، عذاب آخرت است و تعبیر با فعل ماضی برای دلالت بر حتمیبودن وقوع آن است»، سخن درستی نیست.
و در عبارت « فَحٰاسَبْنٰاهٰا حِسٰاباً شَدِيداً وَ عَذَّبْنٰاهٰا » التفات (چرخش کلام) از غایب به متکلم معالغیر (از سومشخص به اولشخص جمع) رخ داده و نکتهٔ آن دلالت بر عظمت است.
بحث روایی
در تفسیر قمی، دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَهٍ » آمده است: یعنی اهل آبادی.