قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱللَّهِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ قَالُواْ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ
بهراستی کسانی که دیدار خدا را دروغ شمردند زیان کردند؛ تا آنگاه که قیامت ناگهان به سراغشان بیاید، میگویند: «ای دریغ بر ما از کوتاهیهایی که در آن کردیم!» در حالی که بار گناهانشان را بر پشت خود میکشند؛ هان! چه بد است باری که بر دوش مینهند!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۰ و ۳۱ با هم
از اینجا روشن میشود که خدای پاک و منزه برانگیختن (بعث) را در این سخن خود: « وَ لَوْ تَريٰ إِذْ وُقِفُوا عَليٰ رَبِّهِمْ » (و اگر ببینی آنگاه که در پیشگاه پروردگارشان بازداشته شوند)، به «دیدار خدا» تفسیر کرده است؛ و مؤید آن نیز سخن او در آیهٔ بعد است که: « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ حَتّٰي إِذٰا جٰاءَتْهُمُ السّٰاعَهُ » (به راستی زیان کردند کسانی که دیدار خدا را دروغ انگاشتند، تا آنگاه که قیامت به ناگاه بر آنان درآید...)؛ زیرا حشر، بعث و قیامت را که در سخنان پیشین آمده بود به «دیدار» تبدیل کرده و سپس «ساعت» یعنی ساعتِ دیدار را یاد کرده است.
تفسیر آیههای ۲۹ تا ۳۱ با هم
و این آیه، یعنی سخن خدای متعال: « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ » (قطعاً زیان کردند کسانی که لقای الهی را دروغ شمردند؛ انعام: ۳۱)، به منزلهٔ نتیجهای است که از سخن او: « وَ قٰالُوا إِنْ هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا الدُّنْيٰا » (و گفتند: چیزی جز زندگی دنیای ما نیست؛ انعام: ۲۹) تا پایان آن دو آیه گرفته شده است؛ و آن نتیجه این است که آنان با تاوان دادنِ آسایش آخرت و آرامش جانبخش لقای الهی در برابر انکار رستاخیز و عذاب دردناکِ ناشی از آن، در دادوستد خود سخت زیان کردند.
تفسیر آیهٔ ۳۱ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۵۶ تا ۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/31/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ » (به راستی زیان کردند کسانی که دیدار خدا را تکذیب نمودند) تا پایان آیه. در مجمع البیان آمده است:
«كل شيء أتى فجأة فقد بغت، يقال: بغته الأمر يبغته بغتة» (هر چیزی که ناگهان بیاید، غافلگیر کرده است؛ گفته میشود: «بغته الأمر يبغته بغتة» یعنی آن پیشامد او را غافلگیر کرد و ناگهان فرا رسید)؛ پایان کلام او. و راغب در مفردات گفته است: «الحسر كشف الملبس عما عليه، يقال: حسرت عن الذراع، و الحاسر من لا درع عليه و لا مغفر، و المحسرة المكنسة» («حسر» کنار زدنِ پوشش از روی چیزی است؛ گفته میشود «حسرت عن الذراع» یعنی آستین را از روی ساعد کنار زدم؛ و «حاسر» به کسی گویند که زره و کلاهخودی بر تن ندارد، و «محسره» به جارو گفته میشود) — تا آنجا که میگوید: — «و الحاسر المعيا لانكشاف قواه» (و «حاسر» خستهوماندهای است که به سبب آشکار و تهی شدن توانش ناتوان شده است) — تا آنجا که میگوید: — «و الحسرة الغم على ما فاته و الندم عليه كأنه انحسر عنه الجهل الذي حمله على ما ارتكبه أو انحسر قواه من فرط غم أو أدركه إعياء عن تدارك ما فرط منه» («حسرت» اندوه بر چیزی است که از دست رفته و پشیمانی بر آن؛ گویی نادانیای که او را به آن کار واداشته بود از او برطرف شده، یا از شدت اندوه نیرویش فروکش کرده، یا در تلافیِ آنچه از دست داده درمانده شده است).
اینجا پایان بخشِ مورد نیاز از کلام اوست.
و [راغب] گفته است: «الوَزَر» (با دو فتحه) پناهگاهی در کوه است که بدان پناه میبرند؛ [خدای متعال] فرموده است: « كَلاّٰ لاٰ وَزَرَ إِليٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ » (هرگز! هیچ پناهگاهی نیست؛ در آن روز، قرارگاه نهایی تنها بهسوی پروردگار توست؛ قیامت: ۱۱-۱۲). و «الوِزْر» (با کسره و سپس سکون) به معنای بار سنگین است، از باب تشبیه به وزرِ کوه (سنگینی کوه)، و از گناه نیز با این واژه تعبیر میشود چنانکه از آن به سنگینی («ثِقْل») تعبیر میگردد؛ فرموده است: « لِيَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ كٰامِلَهً » (تا بارهای گناهانشان را بهطور کامل بر دوش کشند؛ نحل: ۲۵) تا آخر آیه، همانند این کلامش:
« وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقٰالَهُمْ وَ أَثْقٰالاً مَعَ أَثْقٰالِهِمْ » (و بیگمان بارهای سنگینِ [گناهانِ] خویش و بارهایی دیگر را همراه با بارهای خود بر دوش خواهند کشید؛ عنکبوت: ۱۳). پایان کلام [راغب].
و این آیه پیامد دیگری از پیامدهای انکار رستاخیز از سوی آنان را بیان میکند، و آن اینکه قیامت ناگهان آنان را غافلگیر میسازد، پس به سبب کوتاهیهایشان در دنیا فریاد حسرت سر میدهند و بارهای سنگین و گناهانشان برای آنان مجسم میشود در حالی که آنها را بر دوش خود حمل میکنند؛ و این دشوارترین و بدترین احوال انسان است؛ «ألا ساء ما يزرون» (هان! چه بد باری است آنچه بر دوش میکشند!) و چه بد است آنچه حمل میکنند، خواه بار سنگین باشد، یا گناه، یا وبال و کیفر شوم گناه.
بحث روایی
و در «مجمعالبیان» از اَعمش، از ابوصالح، از پیامبر (ص) روایت شده است که دربارهٔ این سخن خدای متعال که میفرماید: « يٰا حَسْرَتَنٰا عَليٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِيهٰا » (ای دریغ بر ما بر آنچه در آن کوتاهی کردیم) تا پایان آیه، فرمود: اهل دوزخ جایگاههای خود در بهشت را میبینند، پس میگویند: «يَا حَسْرَتَنَا» (ای دریغ بر ما!). پایان سخن.