ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ
کسانی از شما که با همسرانشان «ظِهار» میکنند (آنان را به مادر خود تشبیه میکنند تا بر آنان حرام شوند)، آن همسران هرگز مادرانشان نیستند؛ مادران آنان تنها کسانی هستند که ایشان را به دنیا آوردهاند؛ و آنان بهراستی سخنی ناپسند و دروغ میگویند، و بیگمان خداوند بخشاینده و آمرزنده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
و در تفسیر قمی آمده است: علی بن حسین برای ما نقل کرد که محمد بن ابیعبدالله، از حسن بن محبوب، از ابیولّاد، از حُمران روایت کرد که امام باقر (ع) فرمود: زنی از زنان مسلمان نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا، فلانی شوهر من است؛ برای او بارها فرزند آوردم و در کار دنیا و آخرتش یاورش بودم، و او ناپسندی از من ندید؛ با این حال از دست او نزد شما شکایت میآورم. پیامبر فرمود: دربارهٔ چه چیزی از او شکایت داری؟ گفت: او به من گفته است: «أنت علي حرام كظهر أمي» (تو بر من حرامی همانند پشت مادرم)، و مرا از خانهام بیرون رانده است؛ پس به کارم رسیدگی کن. پیامبر خدا (ص) به او فرمود: خدای تبارک و تعالی هنوز حکمی مکتوب فرو نفرستاده است تا بر پایهٔ آن میان تو و شوهرت داوری کنم، و من نیز خوش ندارم از کسانی باشم که از پیش خود تکلف میورزند (و بدون حکم الهی سخن میگویند). آن زن شروع به گریستن کرد و رنج خود را به درگاه خدای عز و جل و نزد پیامبر خدا (ص) شکوه نمود و بازگشت.
امام (ع) فرمود: پس خدای تبارک و تعالی گفتگوی آن زن با پیامبر خدا (ص) دربارهٔ شوهرش و شکایتی را که نزد او برده بود شنید، و خداوند در این باره این بخش از قرآن را فرو فرستاد: «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي» (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان؛ قطعاً خدا سخن آن زنی را شنید که با تو مجادله میکرد، پیرامونِ) «زَوْجِهٰا» (شوهرش).
تا این سخنِ خدای متعال: «وَ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» (و بهراستی خداوند بسیار بخشنده و آمرزنده است).
امام (ع) فرمود: پس پیامبر خدا (ص) در پی آن زن فرستاد و او آمد؛ پیامبر به او فرمود: شوهرت را بیاور. زن او را آورد و پیامبر به شوهر فرمود: آیا به این همسرت گفتهای: «أنتِ حرامٌ عليَّ كظهرِ أمي» (تو بر من حرامی همچون پشت مادرم)؟ مرد گفت: آری، چنین سخنی به او گفتهام. پیامبر خدا (ص) به او فرمود: خدای تبارک و تعالی دربارهٔ تو و همسرت آیاتی از قرآن نازل کرده است؛ و تلاوت فرمود: « بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ -إلي قوله- إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان؛ قطعاً خدا سخن آن زنی را که با تو گفتگو میکرد شنید... تا آنجا که میفرماید: همانا خدا بسیار بخشنده و آمرزنده است)؛ پس همسرت را در کنار خود گیر (و به زندگی مشترک بازگردان)، چراکه تو سخنی ناپسند و باطل گفتهای، ولی خداوند از تو درگذشت و تو را آمرزید؛ و دیگر چنین سخنی مگوی.
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
[امام علیهالسلام] فرمود: پس آن مرد در حالی که از آنچه به همسرش گفته بود پشیمان بود بازگشت، و خداوند عزوجل پس از آن، این کار را برای مؤمنان ناپسند داشت و خداوند نازل فرمود: « اَلَّذِينَ يُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا » (کسانی که همسرانشان را ظهار میکنند، سپس از آنچه گفتهاند… ادامه در متن کامل
فرمود: پس هر کس پس از آنکه خداوند آن مرد نخستین را بخشید و بر او آمرزش آورد، این سخن را بر زبان آورد، بر عهدهٔ اوست: « فَتَحْرِيرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا » (آزاد کردن بندهای پیش از آنکه با یکدیگر تماس گیرند)؛ یعنی همخوابگی و آمیزش با او؛ « ذٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ- فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيٰامُ شَهْرَيْنِ مُتَتٰابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا-فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً » (این پندی است که بدان داده میشوید و خدا به آنچه میکنید آگاه است؛ پس هر کس [بندهای] نیافت، روزهٔ دو ماه پیدرپی پیش از آنکه با یکدیگر تماس گیرند بر اوست، و هر کس نتوانست، خوراک دادن به شصت بینوا بر عهدهٔ اوست). ادامه در متن کامل
«این، حدّ [و حکم] ظهار است». (پایان حدیث). ادامه در متن کامل
میگویم: این آیه با سیاقی که دارد و بهویژه آنچه در پایانش از یادکرد عفو و مغفرت آمده است، بر داستانی که در این روایت آمده بیشتر انطباق دارد، و از نظر سند نیز اشکالی ندارد؛ جز آنکه با ظاهر این فرمودهٔ آیه سازگار نیست: « اَلَّذِينَ يُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا » (کسانی که همسرانشان را ظهار میکنند سپس از آنچه گفتهاند بازمیگردند). ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲ سورهٔ مجادله، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۷۸ تا ۱۸۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/58/2/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اَلَّذِينَ يُظٰاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسٰائِهِمْ مٰا هُنَّ أُمَّهٰاتِهِمْ إِنْ أُمَّهٰاتُهُمْ إِلاَّ اللاّٰئِي وَلَدْنَهُمْ » تا آخر آیه (مجادله: ۲) [کسانی از شما که با همسرانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند؛ مادرانشان جز زنانی که آنان را زادهاند نیستند...]. این آیه حکمِ ظهارِ مرسوم در میان آنان را نفی میکند و اثر آن در جدایی و حرامشدنِ همیشگی را باطل میسازد؛ و این کار با نفی این امر انجام گرفته که همسر با ظهار، در حکم مادرِ شوهر شود؛ زیرا رسم جاهلیت همسر را بهسبب ظهار به مادر ملحق میکرد و در نتیجه، آن زن مانند مادر بر فرزندش، تا ابد بر شوهر حرام میشد.
بنابراین جملهٔ « مٰا هُنَّ أُمَّهٰاتِهِمْ » (آنان مادرانشان نیستند) یعنی از نظر اعتبار و حکم شرعی، همسران بهسبب ظهار به مادران ملحق نمیشوند تا برای همیشه بر شوهران حرام گردند. سپس این حقیقت را با جملهٔ « إِنْ أُمَّهٰاتُهُمْ إِلاَّ اللاّٰئِي وَلَدْنَهُمْ » (مادرانشان جز زنانی که آنان را زادهاند نیستند) تأکید فرمود؛ یعنی مادرانِ این شوهران تنها زنانی هستند که آنان را به دنیا آوردهاند [نه همسرانشان].
سپس این مطلب را بار دیگر با لحنی سرشار از تأکید چنین استوار ساخت: « وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً » (و بیگمان آنان سخنی ناپسند و دروغ میگویند)؛ یعنی این شوهرانی که ظهار میکنند، سخنی ناپسند (مُنکر) بر زبان میآورند که شرع آن را مردود میداند، زیرا شرع برای آن اعتباری قائل نشده و چنین حکمی نگذاشته است؛ و نیز سخنی دروغ (زور) میگویند، چراکه نه با شرع سازگار است و نه با واقعیتِ جهان هستی انطباق دارد. از این رو آیه فهماند که ظهار موجب طلاق نمیشود؛ و این نکته با واجببودن کفاره بر شوهر در صورتی که پس از ظهار قصد آمیزش داشته باشد، ناسازگاری ندارد؛ پس پیوند زناشویی به قوت خود باقی است، هرچند آمیزش پیش از پرداخت کفاره حرام است.
جملهٔ « وَ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » (و بیگمان خدا بسیار بخشاینده و آمرزنده است) دلالت دارد بر اینکه ظهار گناهی است که بخشیده میشود؛ اما بیانِ کفاره در آیهٔ بعد همراه با پایان یافتن آن [در آیهٔ ۴] به جملهٔ « وَ تِلْكَ حُدُودُ اللّٰهِ وَ لِلْكٰافِرِينَ عَذٰابٌ أَلِيمٌ » (و اینها مرزهای خداست و برای کافران عذابی دردناک است؛ مجادله: ۴)، چه بسا بیانگر آن باشد که آمرزش الهی مشروط به پرداخت کفاره است.