قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ
خداوند سخن زنی را که دربارهٔ همسرش با تو گفتگو میکرد و به خدا شکایت میبُرد، شنید؛ و خداوند گفتگوی شما دو نفر را میشنود، چراکه خدا شنوای بیناست.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
و در تفسیر قمی آمده است: علی بن حسین برای ما نقل کرد که محمد بن ابیعبدالله، از حسن بن محبوب، از ابیولّاد، از حُمران روایت کرد که امام باقر (ع) فرمود: زنی از زنان مسلمان نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا، فلانی شوهر من است؛ برای او بارها فرزند آوردم و در کار دنیا و آخرتش یاورش بودم، و او ناپسندی از من ندید؛ با این حال از دست او نزد شما شکایت میآورم. پیامبر فرمود: دربارهٔ چه چیزی از او شکایت داری؟ گفت: او به من گفته است: «أنت علي حرام كظهر أمي» (تو بر من حرامی همانند پشت مادرم)، و مرا از خانهام بیرون رانده است؛ پس به کارم رسیدگی کن. پیامبر خدا (ص) به او فرمود: خدای تبارک و تعالی هنوز حکمی مکتوب فرو نفرستاده است تا بر پایهٔ آن میان تو و شوهرت داوری کنم، و من نیز خوش ندارم از کسانی باشم که از پیش خود تکلف میورزند (و بدون حکم الهی سخن میگویند). آن زن شروع به گریستن کرد و رنج خود را به درگاه خدای عز و جل و نزد پیامبر خدا (ص) شکوه نمود و بازگشت.
امام (ع) فرمود: پس خدای تبارک و تعالی گفتگوی آن زن با پیامبر خدا (ص) دربارهٔ شوهرش و شکایتی را که نزد او برده بود شنید، و خداوند در این باره این بخش از قرآن را فرو فرستاد: «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي» (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان؛ قطعاً خدا سخن آن زنی را شنید که با تو مجادله میکرد، پیرامونِ) «زَوْجِهٰا» (شوهرش).
تا این سخنِ خدای متعال: «وَ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» (و بهراستی خداوند بسیار بخشنده و آمرزنده است).
امام (ع) فرمود: پس پیامبر خدا (ص) در پی آن زن فرستاد و او آمد؛ پیامبر به او فرمود: شوهرت را بیاور. زن او را آورد و پیامبر به شوهر فرمود: آیا به این همسرت گفتهای: «أنتِ حرامٌ عليَّ كظهرِ أمي» (تو بر من حرامی همچون پشت مادرم)؟ مرد گفت: آری، چنین سخنی به او گفتهام. پیامبر خدا (ص) به او فرمود: خدای تبارک و تعالی دربارهٔ تو و همسرت آیاتی از قرآن نازل کرده است؛ و تلاوت فرمود: « بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ -إلي قوله- إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان؛ قطعاً خدا سخن آن زنی را که با تو گفتگو میکرد شنید... تا آنجا که میفرماید: همانا خدا بسیار بخشنده و آمرزنده است)؛ پس همسرت را در کنار خود گیر (و به زندگی مشترک بازگردان)، چراکه تو سخنی ناپسند و باطل گفتهای، ولی خداوند از تو درگذشت و تو را آمرزید؛ و دیگر چنین سخنی مگوی.
تفسیر آیههای ۱ تا ۴ با هم
[امام علیهالسلام] فرمود: پس آن مرد در حالی که از آنچه به همسرش گفته بود پشیمان بود بازگشت، و خداوند عزوجل پس از آن، این کار را برای مؤمنان ناپسند داشت و خداوند نازل فرمود: « اَلَّذِينَ يُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا » (کسانی که همسرانشان را ظهار میکنند، سپس از آنچه گفتهاند… ادامه در متن کامل
فرمود: پس هر کس پس از آنکه خداوند آن مرد نخستین را بخشید و بر او آمرزش آورد، این سخن را بر زبان آورد، بر عهدهٔ اوست: « فَتَحْرِيرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا » (آزاد کردن بندهای پیش از آنکه با یکدیگر تماس گیرند)؛ یعنی همخوابگی و آمیزش با او؛ « ذٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ- فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيٰامُ شَهْرَيْنِ مُتَتٰابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا-فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً » (این پندی است که بدان داده میشوید و خدا به آنچه میکنید آگاه است؛ پس هر کس [بندهای] نیافت، روزهٔ دو ماه پیدرپی پیش از آنکه با یکدیگر تماس گیرند بر اوست، و هر کس نتوانست، خوراک دادن به شصت بینوا بر عهدهٔ اوست). ادامه در متن کامل
«این، حدّ [و حکم] ظهار است». (پایان حدیث). ادامه در متن کامل
میگویم: این آیه با سیاقی که دارد و بهویژه آنچه در پایانش از یادکرد عفو و مغفرت آمده است، بر داستانی که در این روایت آمده بیشتر انطباق دارد، و از نظر سند نیز اشکالی ندارد؛ جز آنکه با ظاهر این فرمودهٔ آیه سازگار نیست: « اَلَّذِينَ يُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا » (کسانی که همسرانشان را ظهار میکنند سپس از آنچه گفتهاند بازمیگردند). ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ مجادله، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۷۷ تا ۱۸۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/58/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا وَ تَشْتَكِي إِلَي اللّٰهِ وَ اللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا » تا آخر آیه (مجادله: ۱) [خداوند سخن زنی را که درباره همسرش با تو گفتوگو میکرد و به خدا گِله میبُرد، شنید؛ و خدا گفتوگوی شما دو تن را میشنود...]. در مجمعالبیان آمده است: «الاشتكاء إظهار ما بالإنسان من مكروه، و الشكاية إظهار ما يصنعه به غيره من المكروه» (اشتکاءْ آشکار ساختن ناگواری و رنجی است که به خودِ انسان رسیده، و شکایتْ آشکار کردن رفتار ناخوشایندی است که دیگری با او انجام داده است). و نیز میگوید: «و التحاور التراجع و هي المحاورة يقال:» (و تحاورْ ردوبدل کردن سخن و همان گفتوگو است؛ چنانکه گفته میشود:).
«حاوره محاوره أي راجعه الكلام و تحاورا. انتهى»؛ یعنی: با او محاوره کرد، به این معنا که با او سخن ردوبدل نمود و آن دو با هم به گفتوگو پرداختند. پایان سخن مجمعالبیان.
این چهار یا شش آیه درباره «ظِهار» (نوعی طلاق در دوران جاهلیت که با شبیهدانستنِ همسر به مادر انجام میگرفت) نازل شده است. ظهار در میان عربِ جاهلی گونهای طلاق بهشمار میرفت؛ مرد به همسرش میگفت: «أنت منی کظهر أمی» (تو برای من مانند پشتِ مادرم هستی)، و با این سخن، زن از او جدا میشد و برای همیشه بر او حرام میگشت. یکی از مردان انصار همسرش را ظهار کرد و سپس از این کار پشیمان شد. پس همسرش نزد پیامبر خدا (ص) آمد و درباره این موضوع از ایشان پرسوجو کرد تا شاید راهی برای بازگشت شوهرش به خود بیابد، و در این باره با آن حضرت به گفتوگو پرداخت و به درگاه خداوند شکایت برد؛ پس این آیات نازل شد.
مقصود از «شنیدن» در عبارت الهیِ « قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ » (خداوند شنید)، از باب کنایه، اجابت دعا و برآوردن حاجت است و این کاربرد در زبان رواج دارد. دلیل بر این معنا، سخن بعدی پروردگار است: « تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا وَ تَشْتَكِي إِلَي اللّٰهِ » (درباره همسرش با تو گفتوگو میکرد و به خدا شکایت میبُرد)؛ زیرا ظاهر این تعبیر نشان میدهد که آن زن در پی راهی بود تا از شوهرش جدا نشود. اما در جملهٔ « وَ اللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا » (و خدا گفتوگوی شما دو تن را میشنود)، شنیدن به همان معنای شناختهشده و حقیقیِ خود است.
معنای آیه چنین است: خداوند خواستهٔ آن زنی را اجابت کرد که درباره شوهرش ـ که او را ظهار کرده بود ـ با تو گفتوگو میکرد و غم و اندوه خود و وضعیت ناگواری را که به آن گرفتار شده بود به درگاه خدا شکایت میبُرد؛ و خدا ردوبدل شدنِ سخنان شما دو نفر را میشنود؛ چراکه خداوند شنوای صداها و بینای دیدنیها است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، ابنماجه، ابنابیحاتم، حاکم (که روایت را صحیح دانسته)، ابنمردویه و بیهقی از عایشه روایت کردهاند که گفت: «بزرگ و پربرکت است خدایی که شنواییاش همهچیز را فراگرفته است! من سخنان خَوله دختر ثَعلَبه را میشنیدم، گرچه پارهای از آن بر من پوشیده میماند؛ او نزد پیامبر خدا (ص) از دست شوهرش شکایت میکرد و میگفت: ای پیامبر خدا، او روزگار جوانیام را تباه ساخت و برایش بارها فرزند آوردم، تا اینکه سنم بالا رفت و فرزنداوریام پایان یافت، آنگاه مرا ظِهار کرد (رسمی در جاهلیت که مرد به زن میگفت: «تو چون پشت مادرم بر من حرامی» تا بدون طلاق، همخوابگی بر او حرام شود)! بارالها، من تنها به درگاه تو شکوه میکنم! خوله هنوز از جای خود برنخاسته بود که جبرئیل با این آیات فرود آمد: « قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا » (خداوند قطعاً گفتار زنی را که دربارهٔ شوهرش با تو گفتگو و مجادله میکرد شنید)؛ و آن شوهر، اَوس بن صامت بود».
میگویم: روایات در این معنا از طرق اهل سنت بسیار زیاد است؛ و در نام آن زن و نام پدرش، و نیز نام شوهرش و نام پدر شوهرش اختلاف کردهاند، اما مشهورتر و شناختهشدهتر آن است که نام او خَوله دختر ثَعلَبه و نام شوهرش اَوس بن صامت انصاری بوده است. علی بن ابراهیم قمی نیز خلاصهای از این داستان را در روایتی آورده، و روایتی دیگر هم دارد که بهزودی پیش رویتان قرار خواهد گرفت.