وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ
و برای هر کس که از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا داشته باشد، دو باغِ بهشتی است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۶ و ۶۲ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، ابن جریر، ابن ابیحاتم و ابن مردویه از ابوموسی از پیامبر خدا (ص) روایت کردهاند که دربارهٔ سخن الهی: « وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ » و سخن الهی: « وَ مِنْ دُونِهِمٰا جَنَّتٰانِ » فرمود:
«جنتان من ذهب للمقربين - و جنتان من ورق لأصحاب اليمين»؛ دو بهشت از طلا برای مقرّبان، و دو بهشت از نقره برای اصحاب یمین (اهل سعادت) است.
میگویم: این دو روایت دیدگاهی را که پیشتر در تفسیر این دو آیه بیان کردیم تأیید میکنند.
تفسیر آیهٔ ۴۶ سورهٔ رحمن، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۰۸ تا ۱۱۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/55/46/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ » (و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو بهشت است). این آیه آغازِ توصیف حال نیکبختانی است که از مقام پروردگارشان بیم دارند. واژهٔ «مَقام» مصدر میمی به معنای قیام (احاطه و نظارت داشتن) است که به فاعلِ خود اضافه شده است؛ و مراد از آن، قیام و احاطهٔ خدای متعال بر عمل بنده است؛ یعنی احاطه و آگاهیِ خدای متعال به آنچه بنده انجام داده، ثبت و نگهداریِ آن، و جزا دادن بر آن، چنانکه خدای متعال میفرماید:
«أَ فَمَنْ هُوَ قٰائِمٌ عَليٰ كُلِّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ» (آیا کسی که بر هر جانی و آنچه به دست آورده ناظر و حاکم است؟؛ رعد: ۳۳).
و ممکن است «مَقام» اسم مکان باشد و اضافهٔ آن لامیه (به معنای اختصاص) باشد؛ که در این صورت، مراد از آن، جایگاه و موقعیت خدای متعال نسبت به بندهاش خواهد بود؛ به این بیان که او پروردگار بنده است و تدبیر امورش را بر عهده دارد، و از تدبیر امور بنده این است که وی را با زبان فرستادگانش به ایمان و کار شایسته فراخوانده و مقرر داشته است که او را در برابر کردارش، چه نیک و چه بد، جزا دهد؛ در حالی که خداوند بر او احاطه دارد و همواره همراه اوست، به آنچه میگوید شنوا، به آنچه میکند بینا، و بسیار باریکبین و آگاه است.
ترس از خدای متعال گاهی ترس از کیفر او در برابر کفرورزی به وی و نافرمانیاش است، و لازمهٔ چنین ترسی این است که بندگی و پرستشِ کسی که خدا را با این انگیزه میپرستد، با هدف رهایی از عذاب باشد نه خالصاً برای ذات خدا؛ و این همان بندگی بردگان است که از ترسِ مجازات و تنبیه، اربابان خود را اطاعت میکنند؛ چنانکه پرستش کسی که خدا را به طمع پاداش بندگی میکند، هدفش دستیافتن به تمایلات نفسانی است نه ذات والای پروردگار، و این عبادت بازرگانان است؛ همانگونه که در روایات آمده و بخشی از آنها پیشتر گذشت.
اما ترسی که در این آیه آمده است: «وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ» (و برای کسی که از مقام پروردگارش پروا داشته باشد)، ظاهرش غیر از این ترس است؛ زیرا این ترس، ترس از کیفر است و با ترسِ از مراقبت و تسلط پروردگار بر بنده در آنچه انجام داده، یا ترس از جایگاه خدای متعال نسبت به بنده، تفاوت دارد؛ چراکه این ترس، حالتی از اثرپذیریِ ویژه از سوی کسی است که در برابر پیشگاه عظمت و کبریایی الهی جز خردی و ناچیزی ندارد، و نمایانشدن نشانهٔ فروتنی، کوچکی و فروپاشی در برابر عزت و جبروتِ مطلق است.
و پرستش خدای متعال از روی اینگونه ترس، فروتنی در برابر اوست از آن رو که او خداوندِ صاحب جلال و اکرام است، نه از ترس کیفرش و نه به طمع پاداشش؛ بلکه در این پرستش، اخلاص در عمل برای ذات والای او وجود دارد. این معنا از ترس، همان چیزی است که خداوند، فرشتگان گرامیاش را به آن وصف کرده است، در حالی که آنان معصوماند و از کیفرِ مخالفت و پیامد گناه در امان هستند. خدای متعال میفرماید: «يَخٰافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ» (از پروردگار خویش که بر فراز آنان [و حاکم بر ایشان] است میترسند؛ نحل: ۵۰).
بنابراین از آنچه گذشت روشن میشود کسانی که با تعبیر « وَ لِمَنْ خٰافَ » (و برای کسی که پروا داشت) به آنان اشاره شده، اهل اخلاص هستند؛ همانان که در برابر جلالتِ پروردگار خاضعند و او را از آن رو که خداوند است—عزیز باد نامش—میپرستند، نه از ترس کیفرش و نه به طمع پاداشش؛ و دور نیست که اینان همان کسانی باشند که در کلام خدای متعال: «وَ كُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَهً -إلي أن قال- وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» (و شما سه دسته شدید... تا آنجا که فرمود: و پیشگامانِ پیشگام، آنان همان مقربانند؛ واقعه: ۱۱)، «سابقون» (پیشتازان) نامیده شدهاند.
و دربارهٔ فرمودهٔ او: « جَنَّتٰانِ » (دو بهشت)، گفته شده است: یکی از آن دو، منزلگاه خودِ او و جایگاه دیدار دوستانش با اوست، و دیگری منزل همسران و خادمانش؛ و گفتهاند: دو باغ است، باغی درون کاخش و باغی بیرون از آن؛ و گفتهاند: دو منزلگاه است که از یکی به دیگری میرود تا لذتبردنش کامل گردد؛ و گفته شده: بهشتی برای باور اوست و بهشتی برای عملش؛ و گفتهاند: بهشتی برای انجامدادن طاعات است و بهشتی برای ترک گناهان؛ و نیز گفتهاند: بهشتی جسمانی و بهشتی روحانی است. اما این سخنان—چنانکه میبینی—دلیلی بر هیچیک از آنها در دست نیست.
و گفته شده: بهشتی است که به عنوان پاداش به او داده میشود، و بهشتی است که از روی فضل و بخشش به او ارزانی میگردد؛ و این نکته را میتوان از فرمودهٔ خدای متعال دریافت که: «لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ» (هرچه بخواهند در آنجا برایشان هست، و نزد ما فزونتر نیز هست؛ ق: ۳۵)، همانگونه که در تفسیر آن گذشت.
بحث روایی
در کتاب «کافی» به سند خود از داوود رَقّی روایت شده است که امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزّوجلّ فرمود:
« وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ » (و برای کسی که از مقام پروردگارش پروا کند، دو بهشت است [رحمن: ۴۶])؛ فرمود: «هر کس بداند که خداوند او را میبیند و آنچه را میگوید میشنود، و آنچه از خیر یا شر انجام میدهد میداند، و همین شناخت او را از کارهای زشت بازدارد، این همان کسی است که از مقام پروردگارش بیم داشته و نفس را از هوا و هوس بازداشته است.»
در کتاب «الدر المنثور»، ابن ابیشیبه، احمد، ابن مَنیع، حکیم در «نوادر الأصول»، نسائی، بَزّار، ابویَعلی، ابن جریر، ابن ابیحاتم، ابن منذر، طبرانی و ابن مَردویه از ابودرداء روایت کردهاند که پیامبر (ص) این آیه را تلاوت کردند: « وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ » (و برای کسی که از مقام پروردگارش پروا کند، دو بهشت است [رحمن: ۴۶])، پس گفتم:
«ای پیامبر خدا، حتی اگر زنا کرده و دزدی کرده باشد؟» پیامبر (ص) برای بار دوم فرمودند: « وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ ». گفتم: «حتی اگر زنا کرده و دزدی کرده باشد؟» فرمودند: «آری، هرچند بر بینی ابودرداء خاک مالیده شود (برخلاف میل او باشد)!»
میگویم: این روایت خالی از اشکال نیست؛ چراکه خوف از مقام خدای متعال با این گناهان کبیرهٔ هلاککننده سازگار نیست. بهعلاوه، از خودِ ابودرداء روایتی نقل شده است که این روایت را رد میکند؛
زیرا در کتاب «الدر المنثور»، ابن جریر و ابن منذر از یَسار، آزادشدهٔ خاندان معاویه، از ابودرداء روایت کردهاند که دربارهٔ آیهٔ « وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ » [رحمن: ۴۶]، به او گفته شد: «ای ابودرداء، حتی اگر زنا کرده و دزدی کرده باشد؟» او گفت: «کسی که از مقام پروردگارش پروا داشته باشد، نه زنا میکند و نه دزدی.»