إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ
ما بر [سرِ] آنان در روزی شوم و ادامهدار، تندبادی بسیار سرد و پرصدا فرستادیم،
تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ قمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۷۰ تا ۷۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/54/19/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ » (ما بر آنان تندبادی بسیار سرد و پرصدا در روزی شوم و پیوسته فرستادیم). این آیه پاسخی است به همان پرسشی که در « فَكَيْفَ كٰانَ عَذٰابِي وَ نُذُرِ » مطرح شد. بر پایهٔ آنچه در مجمعالبیان آمده، «صرصر» بادِ بسیار پرشتاب و شدید است؛ «نَحْس» (با فتح اول و سکون دوم) مانند نحوست، مصدری به معنای شومی و بدیمنی است؛ و «مُسْتَمِرّ» صفتِ «نحس» است. معنای فرستادن باد در روزی شوم و پیوسته این است که آن باد در روزی فرو فرستاده شد که برای آنان آمیخته با نحوست و شومیِ پایدار بود؛ چنانکه هیچ امیدی به خیر و نجاتی در آن برایشان وجود نداشت.
مراد از «روز» در اینجا پارهای از زمان است، نه یک شبانهروز معمولی که یکهفتم هفته باشد؛ زیرا خدای متعال در جای دیگری از کلام خود فرموده است: «فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيّٰامٍ نَحِسٰاتٍ» (حم سجده: ۱۶؛ پس بادی بسیار سرد و تند در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم) و در جایی دیگر فرموده است: «سَخَّرَهٰا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيٰالٍ وَ ثَمٰانِيَهَ أَيّٰامٍ حُسُوماً» (حاقه: ۷؛ آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان مسلط ساخت).
برخی نیز «نَحس» را به معنای سرما تفسیر کردهاند.
۱. دربارهٔ سعد و نحس بودن روزها:
اما از نگاه شرع، در کتاب خدا (قرآن) از نحوست (شومی) و نقطهٔ مقابل آن (سعد و برکت) یاد شده است؛ خدای متعال میفرماید:
«إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ»؛ (ما بر آنان تندبادی سخت و سرد در روزی شوم و دنبالهدار فرستادیم)
(قمر: ۱۹)؛ و نیز فرموده است: «فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيّٰامٍ نَحِسٰاتٍ»؛ (پس تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم) (حمالسجده / فصلت: ۱۶). اما از سیاق داستان و دلالت این دو آیه، بیش از این فهمیده نمیشود که نحوست و شومی، ویژهٔ همان زمانی بوده که باد به عنوان عذاب بر آنان میوزیده است؛ یعنی هفت شب و هشت روز پیدرپی که عذاب بر آنان تداوم داشت، بیآنکه این نحوست با گردش هفتهها تکرار شود — که این امر روشن است وگرنه همهٔ زمانها باید نحس میبودند — و نه با گردش ماهها و سالها تکرار میگردد.
در کتاب «مجالس ابن الشیخ» (امالی شیخ طوسی)، به سند خود، از سهل بن یعقوب، ملقب به ابونواس، در روایتی از امام عسکری (ع) نقل شده است که گفت: به امام عرض کردم: «ای سرور من، در بیشتر این روزها موانعی برای رسیدن به مقاصد وجود دارد، به سبب آنچه از نحوست و امور هراسانگیز دربارهٔ آنها گفتهاند؛ پس آیا راهی برای پرهیز از این هراسها به من نشان میدهید؟ چراکه ضرورت مرا ناگزیر میسازد در همین روزها برای برآوردن نیازهایم رهسپار شوم.» پس امام به من فرمود: «ای سهل، همانا برای شیعیان ما به سبب ولایت ما پناه و مصونیتی است که اگر با آن در گرداب دریاهای ژرف و بیابانهای پهناور [پاورقی: «سباسب» جمع «سبسب» به معنای بیابان بیآبوعلف است] در میان درندگان، گرگان و دشمنان جن و انس گام نهند، به سبب ولایتشان بر ما، از همهٔ هراسهای خویش در امان خواهند بود. پس به خدای عزّوجلّ اعتماد کن و در ولایت امامان پاکت اخلاص بورز، و به هر جا میخواهی رو کن و هر چه میخواهی قصد نما...» تا پایان حدیث.
سپس آن حضرت (ع) به او دستور داد آیاتی از قرآن و دعایی بخواند تا به وسیلهٔ آن نحوست و شومی را دور کند و به هر مقصدی که میخواهد پیجویی نماید.
و در کتاب «خصال» به سند خود از محمد بن ریاح فلّاح روایت کرده است که گفت: ابوابراهیم [امام کاظم] (ع) را دیدم که در روز جمعه حجامت میکرد. عرض کردم: «فدایت شوم، روز جمعه حجامت میکنید؟» فرمود: «آیةالکرسی میخوانم؛ پس هرگاه خون در بدنت به جوش و هیجان آمد، چه شب باشد و چه روز، آیةالکرسی بخوان و حجامت کن.»
و نیز در کتاب «خصال» به سند خود از محمد بن احمد دقّاق روایت کرده است که گفت: نامهای به ابوالحسن ثانی [امام رضا] (ع) نوشتم و دربارهٔ سفر در چهارشنبهٔ آخر ماه (الأربعاء لا تدور) پرسیدم. حضرت (ع) در پاسخ نوشت: «هر کس در چهارشنبهٔ آخر ماه بر خلاف باور اهل شگون و فال بد بیرون رود، از هر آفتی نگاه داشته میشود و از هر گزند و آسیبی عافیت مییابد، و خداوند حاجتش را برمیآورد.»
و بار دیگر به آن حضرت نامه نوشت و دربارهٔ حجامت در چهارشنبهٔ آخر ماه پرسید. حضرت (ع) نوشت: «هر کس در چهارشنبهٔ آخر ماه بر خلاف باور اهل شگون و فال بد حجامت کند، از هر آفتی عافیت مییابد و از هر گزندی محفوظ میماند و جای حجامتش کبود (سبز) نمیشود [پاورقی: این جمله اشاره به نفی مطالبی دارد که در شماری از روایات آمده مبنی بر اینکه هر کس در روز چهارشنبه یا چهارشنبهٔ آخر ماه حجامت کند جای حجامتش سبز میشود، و در برخی روایات آمده که بیم آن میرود جای حجامتش سبز شود].»
و به همین معناست روایتی که در «تحف العقول» آمده است: حسن بن مسعود گفت: بر ابوالحسن علی بن محمد [امام هادی] (ع) وارد شدم، در حالی که انگشتم آسیب دیده بود، سواری با من برخورد کرده و به شانهام زده بود، و در میان شلوغی جمعیت رفته بودم و بخشی از جامهام را پاره کرده بودند؛ پس گفتم: «خداوند مرا از شرّ تو ای روز حفظ کند، چقدر شومی!» پس آن حضرت (ع) به من فرمود:
«ای حسن! اینگونه؟! تو با ما رفتوآمد داری و با این حال، گناه خودت را به گردن کسی میاندازی که هیچ گناهی ندارد؟»
حسن گفت: پس به هوش آمدم و عقلم بازآمد و به اشتباهم پی بردم؛ عرض کردم: «ای مولای من، از خدا آمرزش میخواهم.» پس حضرت فرمود: «ای حسن! روزها چه گناهی دارند که هرگاه در آنها به سبب اعمالتان کیفر میبینید، آنها را شوم میشمارید؟» حسن گفت:
«من برای همیشه از خداوند آمرزش میطلبم و این توبهٔ من است، ای فرزند پیامبر خدا.»
حضرت فرمود: «این [شوم دانستن روزها] سودی به حالتان ندارد، بلکه خداوند شما را به سبب بدگویی از روزها—دربارهٔ چیزی که نکوهشی متوجه آنها نیست—مجازات میکند. آیا ندانستهای ای حسن، که تنها خداوند پاداشدهنده، مجازاتکننده و کیفردهنده به اعمال در دنیا و آخرت است؟» عرض کردم: «آری ای مولای من.» فرمود:
«دیگر چنین مکن و برای روزها هیچ تأثیری در حکم و ارادهٔ خداوند قرار مده.» حسن گفت: «اطاعت ای مولای من.»