إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡۚ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيۡهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا
بیگمان کسانی که با تو بیعت میکنند، در واقع با خدا بیعت میکنند؛ دست خدا بالای دستهای آنان است. پس هر کس پیمان شکند، تنها به زیان خود پیمان میشکند، و هر کس به آنچه با خدا بر سرِ آن عهد بسته وفا کند، بهزودی پاداشی بزرگ به او خواهد داد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸ تا ۱۰ با هم
این بخش، فصلِ دوم از آیههای این سوره است که در آن، خدای سبحان پیامبرش (ص) را با بزرگداشت و احترامی ویژه معرفی میکند، مبنی بر اینکه او را گواه، نویدبخش و بیمرسان فرستاده است؛ طاعتِ او طاعتِ خدا و بیعت با او بیعت با خداست. بخش نخست، منّتگذاریِ خدای متعال بر پیامبرش به سبب فتح، آمرزش، اتمام نعمت، هدایت و نصرت بود؛ و نیز بر مؤمنان به سبب فرود آوردن آرامش در دلهایشان و ورود به بهشت، و هشدار به مشرکان و منافقان با خشم، لعنت و آتش دوزخ.
تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ فتح، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۲۷۳ تا ۲۷۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/48/10/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » تا آخر آیه؛ (بیتردید کسانی که با تو بیعت میکنند، جز این نیست که با خدا بیعت میکنند؛ دست خدا بالای دستهای آنان است). «بیعت» نوعی پیمان بستن برای فرمانبرداری و اطاعت است. راغب در مفردات میگوید: «با حاکم بیعت کرد، یعنی در برابر پذیرش آنچه برایش مقرّر شده، متعهّد به فرمانبرداری از او گردید.» پایان سخن راغب. این واژه از همان «بیع» به معنای معروف خریدوفروش گرفته شده است؛ زیرا رسم آنان چنین بود که هرگاه میخواستند معامله را نهایی کنند، فروشنده دستش را در دست خریدار میگذاشت، گویی با این دستدادن، انتقال مالکیّت و واگذاری تصرّفات را — که بخش عمدهاش با دست انجام میشود — به خریدار مجسّم میکردند. ازاینرو دستدادن به هنگام تعهّد به اطاعت را نیز «بیعت» و «مبایعه» نامیدند، و حقیقتِ معنای آن این است که بیعتکننده دستش را مثلاً در دست حاکم میگذارد تا او به هر گونه که بخواهد رفتار کند.
بنابراین، سخن خدای متعال که میفرماید: « إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ » (کسانی که با تو بیعت میکنند، فقط با خدا بیعت میکنند)، بیعت با پیامبر (ص) را به منزلهٔ بیعت با خدا دانسته، با این ادّعا که این بیعت عین همان بیعت است؛ زیرا آن فرمانبرداریای که به پیامبر (ص) ابراز میدارند، در حقیقت جز به خدای پاک و منزه ابراز نمیشود، چون اطاعت از پیامبر، همان اطاعت از خداست. سپس این مطلب را با بیانی استوارتر و مؤکّدتر تثبیت کرده و فرموده است: « يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » (دست خدا بالای دستهای آنان است)؛ به این صورت که دست پیامبر (ص) را دستِ خدا قرار داده، همانگونه که در آیهٔ «وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَميٰ» (انفال: ۱۷: «و هنگامی که تیر انداختی، تو نینداختی بلکه خدا انداخت»)، پرتابِ تیرِ پیامبر (ص) را کارِ خود شمرده است.
در نسبت دادنِ شئون و امور پیامبر (ص) به ذات پاک خداوند، آیات فراوانی وجود دارد؛ مانند فرمودهٔ خدای متعال: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ» (نساء: ۸۰: «هر که از پیامبر اطاعت کند، بیگمان از خدا اطاعت کرده است»)، و فرمودهاش: «فَإِنَّهُمْ لاٰ يُكَذِّبُونَكَ وَ لٰكِنَّ الظّٰالِمِينَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ يَجْحَدُونَ» (انعام: ۳۳: «آنان در حقیقت تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را انکار مینمایند»)، و فرمودهاش: «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ» (آل عمران: ۱۲۸: «هیچ امری در اختیار تو نیست»).
و فرمودهٔ خدای متعال: « فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَليٰ نَفْسِهِ »؛ (پس هر کس پیمان شکند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است)، واژهٔ «نَکث» به معنای شکستن عهد و بیعت است، و این جمله نتیجهگیری از این کلام است: « إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ »، و معنای آیه بر این اساس است: اگر بیعت با تو همان بیعت با خدا باشد، پس هر کس آن را بشکند، بیعت با خدا را شکسته است و با این کار جز به خود زیانی نمیرساند، همانگونه که با وفاداری به آن نیز سودی جز به خودش نمیرسد؛ چرا که خداوند از جهانیان بینیاز است.
و فرمودهٔ او: « وَ مَنْ أَوْفيٰ بِمٰا عٰاهَدَ عَلَيْهُ اللّٰهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »؛ (و هر کس به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، بهزودی پاداش بزرگی به او خواهد داد)، وعدهای نیکو در برابر پاسداشت پیمان و وفای به آن است.
این آیه خالی از اشاره به این نکته نیست که پیامبر (ص) هنگام بیعت، دست خود را روی دستهای آنان میگذاشت؛ بنابراین دست ایشان بر بالای دستهای آنان قرار میگرفت، نه برعکس.
دربارهٔ این سخن خدا که میفرماید: « يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » (دست خدا بالای دستهای آنان است)، مفسران دیدگاههای دیگری نیز دارند.
برخی گفتهاند: این تعبیر از باب استعارهٔ تخییلیه و استعارهٔ کنایی (استعارهٔ مکنیه) است که برای تأکید کلام پیشین آمده، تا تثبیت کند بیعت با رسول خدا (ص) درست همانند بیعت با خداست و هیچ تفاوتی ندارد؛ بنابراین، چنین تصویر شده که گویی خداوند سبحان نیز یکی از بیعتکنندگانِ انسانی است و برای او دستی فرض شده که به جای دست پیامبر (ص)، بالای دستهای بیعتکنندگان با آن حضرت قرار میگیرد. اما این سخن درست نیست؛ زیرا با ساحت قدس خدای متعال سازگار نیست که او را با تصویری خیالی وصف کنند که از آن پاک و منزه است.
و برخی گفتهاند: مراد از «دست»، قدرت و یاری است؛ یعنی قدرت و یاریِ خدا فراتر از قدرت و یاریِ آنان است؛ به این معنا که [ای پیامبر!] به یاری خدا اعتماد کن، نه به یاری آنان.
اشکال این دیدگاه آن است که سیاق آیه در مقام بزرگداشت بیعت با پیامبر (ص) است و میخواهد بیان کند بیعتِ آنان با پیامبر، بیعت با خداست؛ و هرچند اعتماد به خدا و یاریاش در هر حالی نیکوست، اما با این مقام و بافت کلام تناسبی ندارد.
برخی نیز گفتهاند: مراد از «دست»، بخشش و نعمت است؛ یعنی نعمتِ پاداش دادنِ خدا به آنان یا توفیقی که برای بیعت با تو به ایشان ارزانی داشته، برتر از نعمتی است که آنان با بیعت با تو بر تو ارزانی داشتهاند. و گفتهاند: نعمت هدایت خدا به آنان، بزرگتر از نعمتی است که آنان با اطاعت به تو میرسانند؛ و وجوه دیگری از این دست که مطرح کردهاند و حاصلی در بر ندارد.
بحث روایی
و در کتاب «عیون اخبار الرضا»، به سند خود از عبدالسلام بن صالح هروی روایت کرده است که گفت: به علی بن موسیالرضا (ع) عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا، نظرتان دربارهٔ روایتی که اهل حدیث نقل میکنند چیست؟ اینکه مؤمنان از منزلگاههای خود در بهشت، پروردگارشان را زیارت میکنند؟ حضرت فرمود: ای اباصلت! همانا خدای متعال پیامبرش محمد (ص) را بر تمامی آفریدگانش از پیامبران و فرشتگان برتری بخشید و طاعت او را طاعت خود، بیعت با او را بیعت با خود، و زیارتش را در دنیا و آخرت، زیارت خود قرار داد. از همین رو خدای عزوجل فرمود: « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ » (هر کس از پیامبر اطاعت کند، بیگمان از خدا اطاعت کرده است)، و فرمود: « إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ-يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » (در حقیقت، کسانی که با تو بیعت میکنند، فقط با خدا بیعت میکنند؛ دست خدا بالای دستهای آنان است)، و پیامبر (ص) فرمود: «مَن زارني في حياتي أو بعد موتي فقد زار الله» (هر کس مرا در زندگیام یا پس از مرگم زیارت کند، بیگمان خدا را زیارت کرده است).
و درجهٔ پیامبر در بهشت بالاترین درجههاست؛ بنابراین هر کس او را در همان درجهاش در بهشت از منزلگاه خود زیارت کند، خدای تبارک و تعالی را زیارت کرده است.
و در کتاب «ارشاد» مفید، در روایت بیعت با امام رضا (ع) آمده است: مأمون نشست و برای امام رضا (ع) دو بالش بزرگ نهادند، چندانکه جایگاه حضرت همترازِ نشستنگاه و فرش مأمون شد، و امام رضا (ع) را در آن محفل نشاند، در حالی که بر سرش عمامه و بر تنش شمشیر بود. سپس مأمون به فرزندش، عباس بن مأمون، دستور داد که پیش از همه با آن حضرت بیعت کند. پس امام رضا (ع) دست خود را بلند کرد، به گونهای که پشت دستش رو به چهرهٔ خودش و کف دستش رو به چهرههای بیعتکنندگان بود. مأمون به ایشان گفت:
«دستت را برای بیعت بگشا». امام رضا (ع) فرمود: «پیامبر خدا (ص) اینگونه بیعت میکرد». پس مردم با ایشان بیعت کردند در حالی که دستِ آن حضرت بالای دستهای آنان بود.