أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجۡتَرَحُواْ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَوَآءٗ مَّحۡيَاهُمۡ وَمَمَاتُهُمۡۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ
آیا کسانی که مرتکب بدیها شدند پنداشتهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، چندان که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری میکنند!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۱ و ۲۲ با هم
این آیه با برهانی که در بر دارد، پندار آنان را مبنی بر اینکه بدکار در هنگام مرگ همانند نیکوکار است، باطل میسازد؛ زیرا سخن از پاداش و کیفر در برابر طاعت و معصیت در روز قیامت، برابریِ فرمانبردار و نافرمان را در مرگ نفی میکند. لازمهٔ این مطلب آن است که پندارِ برابریِ بدکار و نیکوکار در زندگی دنیا نیز باطل شود؛ چرا که قطعیبودن پاداش و کیفر در آن روز، لزوم اطاعت در دنیا را در پی دارد؛ ازاینرو نیکوکار در زندگی خود بر پایهٔ بصیرت و آگاهی وظیفهٔ خویش را بهجا میآورد و از امروزِ خود برای فردایش توشه برمیدارد، برخلاف بدکار که در کوری و گمراهی روزگار میگذراند؛ بنابراین، این دو هرگز برابر نیستند.
تفسیر آیهٔ ۲۱ سورهٔ جاثیه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۱۷۰ تا ۱۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/45/21/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئٰاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَوٰاءً مَحْيٰاهُمْ وَ مَمٰاتُهُمْ » (آیا کسانی که مرتکب بدیها شدند پنداشتهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، تا زندگی و مرگشان یکسان باشد؟...). در مجمعالبیان آمده است: «الاجتراح» به معنای کسبکردن و به دست آوردن است؛ و در لغت گفته میشود:
«جَرَحَ» و «اجْتَرَحَ» مانند «كَسَبَ» و «اكْتَسَبَ» [به معنای کسب کردن و انجام دادن] است، و اصل آن از «جِراح» (زخمها) گرفته شده، زیرا عمل نیز مانند زخم بر جای خود اثر میگذارد.
و نیز [در مجمعالبیان] میگوید: «سیّئه» کار زشتی است که صاحبش را به سبب سزاوار شدنِ نکوهش، بدحال و اندوهگین میسازد. (پایان سخن او).
کلمهٔ «جَعْل» در اینجا به معنای دگرگونساختن و گرداندن (تصییر) است؛ و عبارت « كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ » (مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند) در جایگاه مفعول دوم برای «نَجْعَلَهُمْ» قرار دارد، و تقدیر کلام چنین است: «كائنين كالذين آمنوا...» (آنان را در حالی قرار دهیم که مانند مؤمنان باشند...).
و زمخشری در تفسیر کشاف بر این نظر یقین دارد که حرفِ «کاف» در عبارت « كَالَّذِينَ »، اسمی به معنای «مثل» (همانند) و مفعول دوم برای « نَجْعَلَهُمْ » است، و کلمهٔ « سَوٰاءً » بدل از آن میباشد.
و تعبیر « سَوٰاءً » (یکسان) بنا بر قرائت رایجْ منصوب است و مصدری در معنای اسم فاعل (یعنی مستویاً یا متساویاً: برابر و همسان) است. تعبیر « مَحْيٰاهُمْ » (زندگیشان) مصدر میمی و فاعلِ « سَوٰاءً » است و ضمیر آن به مجموع بدکاران و مؤمنان بازمیگردد؛ و « مَمٰاتُهُمْ » (مرگشان) نیز معطوف بر « مَحْيٰاهُمْ » است و حکمی همانند آن دارد.
این آیه در سیاق انکار بیان شده است و «أَمْ» در آن منقطعه است (به معنای «بلکه آیا»). معنای آیه چنین است: بلکه آیا کسانی که مرتکب بدیها میشوند گمان کردهاند که ما آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، به گونهای که زندگیشان یکسان باشد و مرگشان نیز برابر گردد؟ یعنی زندگی اینان همانند زندگی آنان و مرگشان هم چون مرگ آنان شود، تا در نتیجه، ایمانآوردن و پایبندی به دین امری بیهوده گردد که نه در زندگی اثری داشته باشد و نه در مرگ، و بود و نبودش یکسان باشد.
و سخن خدای متعال: « سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ » (چه بد داوری میکنند!)، ردّ همان پندار یادشده و داوریِ آنان مبنی بر یکسانی میان مرتکبان بدیها و کسانی است که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند؛ و بدبودنِ داوری، کنایه از باطلبودن آن است.
بنابراین، این دو گروه نه در زندگی با یکدیگر برابرند و نه در مرگ.
اما اینکه آن دو در زندگی برابر نیستند، به این دلیل است که مؤمنان درستکار در پیمودن راه زندگی، بر پایهٔ بصیرت در کار خویش و بر هدایت و رحمتی از جانب پروردگارشان حرکت میکنند—همانگونه که خدای پاک و منزه در آیهٔ پیشین یادآور شد—در حالی که فرد بدکار دستش از اینها خالی است. و خدای متعال در جای دیگر میفرماید: «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدٰايَ فَلاٰ يَضِلُّ وَ لاٰ يَشْقيٰ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَهً ضَنْكاً» (طه: ۱۲۴؛ «پس هر که از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه تیرهبخت؛ و هر کس از یاد من روی بگرداند، بیگمان زندگی تنگی خواهد داشت»)، و در جای دیگر فرمود: «أَ وَ مَنْ كٰانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنٰاهُ وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النّٰاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمٰاتِ لَيْسَ بِخٰارِجٍ مِنْهٰا» (انعام: ۱۲۲؛ «آیا کسی که مرده بود و ما زندهاش کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، مانند کسی است که در تاریکیهاست و از آن بیرونآمدنی نیست؟»).
و اما اینکه در مرگ نیز برابر نیستند، بدان جهت است که مرگ—همانگونه که برهانهای روشن بر آن گواهی میدهند—نابودشدن و از میان رفتنِ نفس انسانی نیست، آنگونه که اهل باطل میپندارند؛ بلکه بازگشت به سوی خدای پاک و منزه و انتقال از نشئهٔ دنیا به نشئهٔ آخرت است؛ همان سرایی که دار بقا و جهان جاودانگی است، و مؤمن شایستهکردار در آن در سعادت و نعمت، و دیگری در شقاوت و عذاب به سر میبرد.
و خدای پاک و منزه در سخنان پیشین خود با تعبیر « كَذٰلِكَ يُحْيِ اللّٰهُ الْمَوْتيٰ » (اینگونه خدا مردگان را زنده میکند) و تعبیر « ثُمَّ إِليٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » (سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید) و مانند آن بدین حقیقت اشاره فرموده است، و بهزودی با سخن خود: « وَ خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ » (و خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید...) نیز به آن خواهد پرداخت.
این آیه از جهت ترکیب الفاظ و معنایی که از آن به دست میآید، از میدانهای اختلافنظر میان مفسران است و وجوه و توجیههای فراوانی برای آن ذکر کردهاند؛ اما آنچه سیاقِ کلام به دست میدهد و با آن سازگار است همان مطلبی است که پیشتر آوردیم، و در پرداختن به دیگر وجوهی که گفتهاند فایدهٔ چندانی نیست؛ بنابراین هر کس خواهان آگاهی از آنهاست به کتابهای مفصل رجوع کند.