وَخَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَلِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۭ بِمَا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ
و خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس در برابر آنچه به دست آورده است جزا داده شود، و به آنان ستمی نخواهد شد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۱ و ۲۲ با هم
این آیه با برهانی که در بر دارد، پندار آنان را مبنی بر اینکه بدکار در هنگام مرگ همانند نیکوکار است، باطل میسازد؛ زیرا سخن از پاداش و کیفر در برابر طاعت و معصیت در روز قیامت، برابریِ فرمانبردار و نافرمان را در مرگ نفی میکند. لازمهٔ این مطلب آن است که پندارِ برابریِ بدکار و نیکوکار در زندگی دنیا نیز باطل شود؛ چرا که قطعیبودن پاداش و کیفر در آن روز، لزوم اطاعت در دنیا را در پی دارد؛ ازاینرو نیکوکار در زندگی خود بر پایهٔ بصیرت و آگاهی وظیفهٔ خویش را بهجا میآورد و از امروزِ خود برای فردایش توشه برمیدارد، برخلاف بدکار که در کوری و گمراهی روزگار میگذراند؛ بنابراین، این دو هرگز برابر نیستند.
تفسیر آیهٔ ۲۲ سورهٔ جاثیه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۱۷۱ تا ۱۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/45/22/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزيٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ » (و خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس به موجب آنچه به دست آورده کیفر یا پاداش داده شود، و به آنان ستم نمیشود). ظاهر این است که مراد از آسمانها و زمین، مجموع جهان مشهود (عالمِ پیش روی ما) است، و حرف «باء» در « بِالْحَقِّ » برای ملابست (همراهی) است؛ بنابراین، آفرینش جهان به حق یعنی اینکه آفرینش آن حق است نه باطل و بازیچه، و این امر بدین معناست که برای این جهان دگرگونشونده و زوالپذیر، هدفی پایدار و ماندگار در ورای آن وجود دارد.
و تعبیر « وَ لِتُجْزيٰ » (و تا جزا داده شود...) تا پایان آیه، عطف بر « بِالْحَقِّ » است؛ همچنین حرف «باء» در تعبیر « بِمٰا كَسَبَتْ » (به آنچه به دست آورده) برای تعدیه یا مقابله آمده است؛ یعنی تا هر کس در برابر آنچه کسب کرده جزا داده شود؛ اگر طاعت بوده پاداش، و اگر نافرمانی بوده کیفر داده شود. و تعبیر « وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ » (و به آنان ستم نمیشود)، حال از «كُلُّ نَفْسٍ» است؛ یعنی تا به هر کس در برابر آنچه به دست آورده، عادلانه جزا داده شود.
بنابراین معنای آیه به کلامی چون این بازمیگردد که: «و خداوند آسمانها و زمین را به حق و به عدل آفرید.» حقبودنِ آفرینش اقتضا میکند که ورای این جهان، جهان دیگری باشد که موجودات در آن جاودان بمانند، و عادلانهبودنِ آفرینش اقتضا میکند که هر کس متناسب با دستاوردش پاداش یا کیفر ببیند؛ یعنی به نیکوکار پاداش نیک و به بدکار کیفر بد داده شود. و از آنجا که این دادگری و پاداش در این نشئه (جهان دنیا) رخ نمیدهد، ناگزیر در نشئهای دیگر خواهد بود.
با این بیان روشن میشود که این آیه دربردارندهٔ دو دلیل بر معاد است؛ یکی همان که با این سخن به آن اشاره شده است:
« وَ خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ » (و خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید) که از راه «حق» پیش میرود؛ و دوم آنچه با این عبارت به آن اشاره شده است: « وَ لِتُجْزيٰ » (و تا هر کس جزا داده شود...) که از راه «عدل» پیش میرود.
پس این دو دلیل به مضمون این کلام الهی بازمیگردد: «وَ مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا بٰاطِلاً ذٰلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النّٰارِ أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّٰارِ» (و آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است بیهوده نیافریدیم؛ این گمان کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کافران از آتش! آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند مانند فسادانگیزان در زمین قرار میدهیم، یا پرهیزگاران را مانند بدکاران میسازیم؟) (ص: ۲۸).