إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَٱعۡتَصَمُواْ بِٱللَّهِ وَأَخۡلَصُواْ دِينَهُمۡ لِلَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا
مگر کسانی که توبه کردند و [رفتار خود را] اصلاح نمودند و به خدا چنگ زدند و دین خود را برای خدا خالص گردانیدند؛ پس اینان همراه مؤمنان خواهند بود و به زودی خداوند به مؤمنان پاداشی بزرگ خواهد داد.
تفسیر آیهٔ ۱۴۶ سورهٔ نساء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۱۱۸ تا ۱۲۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/4/146/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِلاَّ الَّذِينَ تٰابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللّٰهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلّٰهِ» (مگر کسانی که توبه کردند و [کردار و روان خود را] اصلاح نمودند و به خدا چنگ زدند و دین خویش را برای خدا خالص گردانیدند)؛ این جمله، استثنایی است از آن هشداری که دربارهٔ منافقان با این سخن بیان شد: « إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّٰارِ» (نساء: ۱۴۵؛ بیگمان منافقان در پایینترین طبقه از آتش هستند...)، و لازمهٔ این استثنا آن است که چنین کسانی از گروه منافقان بیرون روند و به صف مؤمنان بپیوندند. از همین رو، خداوند در پی این استثنا، همراه بودنِ آنان با مؤمنان را یادآور شد و پاداش همهٔ مؤمنان را برشمرد و فرمود: «فَأُولٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللّٰهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً» (نساء: ۱۴۶؛ پس آنان با مؤمنان خواهند بود و خدا به زودی به مؤمنان پاداشی بزرگ خواهد داد).
خداوند این کسانی را که از میان منافقان استثنا کرده، با ویژگیهایی متعدد و دشوار توصیف فرموده است که ریشهها و رگههای نفاق جز با آنها ریشهکن نمیشود: نخست توبه را یاد کرده که همان بازگشت به سوی خدای متعال است؛ و صِرفِ بازگشت و توبه بهتنهایی سودی نمیبخشد مگر آنکه هر تباهیِ پدیدآمده در روان و کردارشان را اصلاح کنند، و این اصلاح نیز سودبخش نخواهد افتاد، مگر آنکه به خدا چنگ زنند؛ یعنی از کتاب او و سنت پیامبرش (ص) پیروی کنند، زیرا هیچ راهی به سوی خدا جز آنچه خود معین فرموده وجود ندارد و هر چه جز آن باشد، راه شیطان است.
و چنگزدنِ یادشده نیز سودی نمیبخشد مگر زمانی که دین خود را — که چنگزدن در چارچوب آن روی میدهد — برای خدا خالص گردانند؛ چرا که شرک، ستمی است که از آن گذشت نمیشود و آمرزیده نخواهد شد. پس هرگاه به سوی خدا توبه کنند، هر تباهیِ خود را اصلاح نمایند، به خدا تمسک جویند و دین خویش را برای خدا خالص سازند، در آن هنگام مؤمنانی خواهند بود که ایمانشان به هیچ شرکی آلوده نیست؛ از این رو از نفاق در امان میمانند و راه مییابند. خدای متعال میفرماید: « اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» (انعام: ۸۲؛ کسانی که ایمان آوردند و ایمان خود را با هیچ ستمی [شرکی] نیامیختند، ایمنی برای آنان است و ایشان راهیافتگانند).
از سیاق آیه برمیآید که مراد از مؤمنان، مؤمنانِ ناب و پاکباخته در ایمانند؛ و خدای متعال آنان را چنین شناسانده که کسانیاند که توبه کرده، اصلاح نموده، به خدا چنگ زده و دینشان را برای خدا خالص ساختهاند. این ویژگیها دربردارندهٔ جزئیاتِ تمام آن صفات و ویژگیهایی است که خدای متعال در کتابش برای مؤمنان برشمرده است؛ مانند این سخن خدای متعال: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاٰتِهِمْ خٰاشِعُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (مؤمنان قطعاً رستگار شدند؛ همان کسانی که در نمازشان فروتنند، و کسانی که از بیهودگی رویگردانند...) تا آخر آیات (مؤمنون: ۱-۳)، و کلام دیگر خدای متعال: «وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ الْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِيٰاماً» (و بندگانِ خدای رحمان کسانیاند که بر زمین فروتنانه راه میروند، و هرگاه نادانان با آنان سخن گویند پاسخی مسالمتآمیز میدهند، و کسانیاند که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام سپری میکنند...) تا پایان آیات (فرقان: ۶۳-۶۴).
و سخن دیگر خدای متعال که میفرماید: «فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰي يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً» (نساء: ۶۵): «نه، سوگند به پروردگارت که ایمان نمیآورند مگر آنکه تو را در اختلافات میان خود داور کنند، سپس از داوریات در دلهای خود هیچ تنگی و ناخشنودی نیابند و کاملاً تسلیم شوند».
بنابراین، مقصود قرآن از «مؤمنان»، هرگاه این واژه بهطور مطلق و بدون نشانهای برخلاف آن به کار رود، همین است.
و خدای متعال فرموده است: « فَأُولٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ» (پس آنان همراه مؤمنانند) و نفرمود: «فأولئك من المؤمنين» (پس آنان از مؤمنانند)؛ چرا که آنان با نخستین مرتبهٔ تحقق این ویژگیها در وجودشان به مؤمنان میپیوندند، ولی تا زمانی که این اوصاف در وجودشان پایدار و ماندگار نشود از خودِ مؤمنان نخواهند بود؛ پس این نکته را دریاب.
بحث روایی
و در همان کتاب، ابنابیشیبه، مروزی در «زوائد الزهد» و ابوالشیخ بن حبّان از مکحول روایت کردهاند که گفت: به من رسیده است که پیامبر (ص) فرمود: «ما أخلص عبد لله أربعين صباحا-إلا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه» (هیچ بندهای چهل بامداد خود را برای خدا خالص نکرد، مگر آنکه چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش جاری شد).
میگویم: این روایت از احادیث مشهور است و با همین لفظ یا با معنای آن، از راههای دیگری نیز روایت شده است.
و در همان کتاب، حکیم تِرمِذی در «نوادر الاصول» از زید بن ارقم روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «من قال لا إله إلا الله مخلصا دخل الجنة،قيل:يا رسول الله و ما إخلاصها؟ قال:أن تحجزه عن المحارم» (هر کس خالصانه «لا إله إلا الله» بگوید وارد بهشت میشود. عرض شد: ای پیامبر خدا، اخلاصِ آن چیست؟ فرمود: اینکه او را از گناهان و حرامها بازدارد).
میگویم: این روایت از نظر معنا مستفیض است (راویانِ فراوان دارد) و با راههای گوناگون در جوامع روایی اهلسنت و شیعه از پیامبر و امامانِ اهلبیت (ع) روایت شده است؛ و ما انشاءالله تعالی بخش عمدهٔ الفاظ نقلشدهاش را در جای مناسب خود خواهیم آورد.