ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمۡ فَإِن كَانَ لَكُمۡ فَتۡحٞ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ وَإِن كَانَ لِلۡكَٰفِرِينَ نَصِيبٞ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَيۡكُمۡ وَنَمۡنَعۡكُم مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَلَن يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لِلۡكَٰفِرِينَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ سَبِيلًا
همان کسانی که چشمبهراه [پیشامدها برای] شمایند؛ پس اگر پیروزی و گشایشی از جانب خدا نصیب شما شود، میگویند: «آیا ما همراه شما نبودیم؟» و اگر برای کافران بهرهای [از غلبه] باشد، [به آنان] میگویند: «آیا ما بر شما چیره نبودیم و [میتوانستیم کارتان را یکسره کنیم، ولی] شما را از گزند مؤمنان بازنداشتیم؟» پس خداوند در روز قیامت میان شما داوری خواهد کرد؛ و خداوند هرگز برای کافران راهی [برای چیرگی] بر مؤمنان قرار نمیدهد.
تفسیر آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ نساء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۱۱۶ تا ۱۲۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/4/141/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اَلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كٰانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللّٰهِ» (همان کسانی که پیوسته در کمین و منتظر پیشامدی برای شما هستند؛ پس اگر گشایش و پیروزیای از جانب خدا نصیبتان شود...)؛ واژهٔ «تربّص» به معنای انتظار کشیدن است،
و «استحواذ» به معنای چیره شدن و غلبه یافتن است. این کلام وصف دیگری از این منافقان است؛ چراکه آنان رابطه و اتصال خود را با هر دو گروهِ مؤمنان و کافران حفظ میکردند تا از هر دو دسته بهرهکشی کنند و از هر طرف که بخت یارش بود سود ببرند. اگر برای مؤمنان فتح و پیروزیای حاصل میشد، میگفتند: «مگر ما با شما نبودیم؟ پس باید سهمی از آنچه به شما رسیده، مانند غنیمت و امثال آن، برای ما باشد»؛ و اگر برای کافران بهرهای از غلبه پیش میآمد، میگفتند: «آیا ما بر شما دست بالا و چیرگی نداشتیم و با این حال شما را از گزند مؤمنان حفظ نکردیم؟»؛ یعنی مانع شدیم از اینکه به آنچه مؤمنان باور دارند ایمان بیاورید و به صف آنان بپیوندید؛ پس یا باید سهمی از این بهرهای که به دست آوردهاید به ما اختصاص دهید، یا اینکه بر شما منّت داریم؛ زیرا ما این بخت و پیروزی را به سوی شما کشاندیم.
گفتهاند: آنچه نصیب مؤمنان میشود با واژهٔ «فتح» بیان شده، زیرا این همان پیروزیِ وعدهدادهشده به آنان است؛ اما آنچه برای کافران پیش میآید «نصیب» (بهرهای ناچیز) تعبیر شده تا بیارزش و خوار نشان داده شود، چراکه پس از وعدهٔ قطعی خدا به مؤمنان مبنی بر پیروزی و اینکه او ولیّ و سرپرستِ ایشان است، پیشامد کافران اعتباری ندارد و به حساب نمیآید؛ و شاید به همین سبب بوده که «فتح» به خدا نسبت داده شده («فَتْحٌ مِنَ اللّٰهِ»)، ولی «نصیب» به خدا منسوب نگشته است.
خدای متعال میفرماید: «فَاللّٰهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (پس خدا روز قیامت میان شما داوری میکند و هرگز خدا برای کافران راه سلطهای بر مؤمنان قرار نخواهد داد). مخاطب این سخن مؤمناناند، هرچند به همهٔ منافقان و کافران نیز سرایت میکند (شامل همهٔ آنان هم میشود). و اما سخن او که میفرماید: « وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ»، معنایش این است که در آن روز، داوری به سود مؤمنان و بر ضد کافران خواهد بود و این امر هرگز دگرگون نخواهد شد؛ و در این بیان، ناامید ساختن منافقان نهفته است، یعنی این منافقان باید نومید شوند، چرا که غلبه و پیروزی در آخرت از آنِ مؤمنان بر کافران است.
و ممکن است نفیِ سبیل (نفی هرگونه راه تسلط) فراگیرتر و شامل هر دو نشئهٔ دنیا و آخرت باشد؛ زیرا مؤمنان تا زمانی که به لوازم ایمان خویش پایبند باشند، همواره به اذن خدا پیروزند. خدای متعال میفرماید: «وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (و سستی نورزید و اندوهگین نشوید که اگر مؤمن باشید، شما برترید؛ آل عمران: ۱۳۹).
بحث روایی
و در کتاب «عیون اخبار الرضا» به سند خود از اباصلت هروی روایت کرده که از امام رضا (ع) دربارهٔ سخن خدای جلجلاله: «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (نساء: ۱۴۱) [و خدا هرگز برای کافران بر ضد مؤمنان راهی قرار نخواهد داد] نقل نموده که فرمود: «فإنه يقول: و لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين حجة، و لقد أخبر الله تعالى عن كفار قتلوا نبيهم بغير الحق-و مع قتلهم إياهم لم يجعل الله لهم على أنبيائه سبيلا»؛ خداوند میفرماید: خدا هرگز برای کافران بر ضد مؤمنان حجتی (دلیل و برهانی) قرار نمیدهد؛ و بهراستی خدای متعال از کافرانی خبر داده است که پیامبرشان را بهناحق کشتند، و با اینکه آنان را کشتند، خدا هیچ راهی (از نظر دلیل و حجت) برایشان بر پیامبرانش قرار نداد.
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنجریر از علی (ع) روایت کرده است:
«وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (نساء: ۱۴۱) [و خدا هرگز برای کافران بر ضد مؤمنان راهی قرار نمیدهد]—
فرمود: «في الآخرة»؛ [این امر] در آخرت است.
میگویم: پیشتر گذشت که ظاهر سیاق، آخرت است؛ و اگر با در نظر گرفتن این جمله بهتنهایی، آن را به غیر آخرت نیز تعمیم دهیم، حجت (دلیل و برهان حقانیت) در دنیا را هم دربرمیگیرد.