أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ
آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟ و آنان تو را از غیر او (معبودان باطل) میترسانند، و هر که را خدا بیراه گذارد، هیچ هدایتکنندهای نخواهد داشت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۶ و ۳۷ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ وَ مَنْ يَهْدِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ » (و هر که را خدا گمراه کند هیچ هدایتکنندهای برای او نیست، و هر که را خدا هدایت کند هیچ گمراهکنندهای برای او نخواهد بود...). این دو جمله در حکم تقابل با یکدیگرند و بهصورت ضابطههایی کلی بیان شدهاند؛ از همین رو در هر دوی آنها نام جلاله (الله) به کار رفته، و از قبیلِ آوردن اسمِ ظاهر به جای ضمیر است.
و اینکه در پی جملهٔ « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِكٰافٍ » (آیا خدا بسنده نیست...)، سخنِ « وَ مَنْ يُضْلِلِ » (و هر که را گمراه کند...) آمده، اشاره به این است که این بیمدهندگان هرگز با ایمانیافتن هدایت نمیشوند و کوشش آنان به فرجام نیک نخواهد رسید، و به خواسته و آرزوی خود دربارهٔ پیامبر (ص) دست نخواهند یافت؛ چرا که خدا هرگز او را گمراه نمیسازد و به یقین او را هدایت کرده است.
و این سخن او که: « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقٰامٍ » (آیا خدا شکستناپذیر و صاحبانتقام نیست؟ [زمر: ۳۷])، پرسشی برای تقریر (تأیید و اقرار گرفتن) است؛ یعنی بیگمان خدا چنین است. این جمله دلیلی آشکار برای این سخن پیشین است که: « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ » (و هر که را خدا گمراه کند... [زمر: ۳۶])؛ چراکه عزتِ خدا (شکستناپذیریاش) و صاحبانتقام بودنش اقتضا میکند از کسی که حق را انکار کرده و بر کفر خود پا فشرده است انتقام بگیرد و در نتیجه او را گمراه سازد و هیچ راهنمایی نتواند هدایتش کند؛ زیرا خدای متعال عزیزی است که در آنچه اراده کند هیچ پیروزمندی بر او چیره نمیشود. همچنین اگر بندهای از بندگانش را به خاطر پرواپیشگی و نیکوکاریاش هدایت کند، هیچ گمراهکنندهای توانِ گمراه ساختن او را نخواهد داشت.
و در این علّتآوری دلالتی است بر اینکه گمراهساختنی که به خدای متعال نسبت داده میشود، از سرِ کیفر و انتقام است، نه اینکه گمراه کردنِ ابتدایی باشد؛ و این نکته بارها گذشت.
تفسیر آیهٔ ۳۶ سورهٔ زمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۶۱ تا ۲۶۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/39/36/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِكٰافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ » (آیا خدا برای بندهاش بسنده نیست؟ و تو را از کسانی که فروتر از اویند میترسانند). بر پایهٔ آنچه از سیاق برمیآید، مقصود از «الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ» (کسانی که فروتر از اویند)، معبودانی هستند که به جای خدا برگزیدهاند؛ و مراد از «عَبْدَهُ» (بندهاش) همان کسی است که خدای متعال در آیات پیشین او را ستوده است، و این عنوان در درجهٔ نخست شامل پیامبر (ص) میشود.
استفهام در آیه برای تقریر (تأیید و تثبیت) است و معنایش این است که: خدا آنان را کفایت میکند؛ و در آن، آرامشبخشی و ایمنساختن پیامبر (ص) در برابر بیمدادنِ مشرکان به معبودانشان نهفته است، و کنایه از وعدهٔ کفایت و پشتیبانیِ خداوند است؛ همانگونه که در این سخن خود به صراحت فرمود: «فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّٰهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (پس بهزودی خدا شرّ آنان را از تو کفایت خواهد کرد، و او شنوای داناست؛ بقره: ۱۳۷).