وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّۗ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ ذِي ٱنتِقَامٖ
و هر که را خدا هدایت کند، هیچ گمراهکنندهای نخواهد داشت؛ آیا خدا شکستناپذیرِ صاحبانتقام نیست؟
تفسیر آیهٔ ۳۷ سورهٔ زمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۶۱ تا ۲۶۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/39/37/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۶ و ۳۷ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ وَ مَنْ يَهْدِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ » (و هر که را خدا گمراه کند هیچ هدایتکنندهای برای او نیست، و هر که را خدا هدایت کند هیچ گمراهکنندهای برای او نخواهد بود...). این دو جمله در حکم تقابل با یکدیگرند و بهصورت ضابطههایی کلی بیان شدهاند؛ از همین رو در هر دوی آنها نام جلاله (الله) به کار رفته، و از قبیلِ آوردن اسمِ ظاهر به جای ضمیر است.
و اینکه در پی جملهٔ « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِكٰافٍ » (آیا خدا بسنده نیست...)، سخنِ « وَ مَنْ يُضْلِلِ » (و هر که را گمراه کند...) آمده، اشاره به این است که این بیمدهندگان هرگز با ایمانیافتن هدایت نمیشوند و کوشش آنان به فرجام نیک نخواهد رسید، و به خواسته و آرزوی خود دربارهٔ پیامبر (ص) دست نخواهند یافت؛ چرا که خدا هرگز او را گمراه نمیسازد و به یقین او را هدایت کرده است.
و این سخن او که: « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقٰامٍ » (آیا خدا شکستناپذیر و صاحبانتقام نیست؟ [زمر: ۳۷])، پرسشی برای تقریر (تأیید و اقرار گرفتن) است؛ یعنی بیگمان خدا چنین است. این جمله دلیلی آشکار برای این سخن پیشین است که: « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ » (و هر که را خدا گمراه کند... [زمر: ۳۶])؛ چراکه عزتِ خدا (شکستناپذیریاش) و صاحبانتقام بودنش اقتضا میکند از کسی که حق را انکار کرده و بر کفر خود پا فشرده است انتقام بگیرد و در نتیجه او را گمراه سازد و هیچ راهنمایی نتواند هدایتش کند؛ زیرا خدای متعال عزیزی است که در آنچه اراده کند هیچ پیروزمندی بر او چیره نمیشود. همچنین اگر بندهای از بندگانش را به خاطر پرواپیشگی و نیکوکاریاش هدایت کند، هیچ گمراهکنندهای توانِ گمراه ساختن او را نخواهد داشت.
و در این علّتآوری دلالتی است بر اینکه گمراهساختنی که به خدای متعال نسبت داده میشود، از سرِ کیفر و انتقام است، نه اینکه گمراه کردنِ ابتدایی باشد؛ و این نکته بارها گذشت.