وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرَۢا
و اگر خدا مردم را به سبب آنچه به دست آوردهاند بازخواست میکرد، هیچ جنبندهای را بر پشت زمین باقی نمیگذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معیّن مهلت میدهد، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد، بیگمان خدا همواره به بندگان خویش بیناست.
تفسیر آیهٔ ۴۵ سورهٔ فاطر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۵۹ تا ۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/35/45/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَوْ يُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِمٰا كَسَبُوا مٰا تَرَكَ عَليٰ ظَهْرِهٰا مِنْ دَابَّهٍ » إلخ («و اگر خداوند مردم را به سبب آنچه به دست آوردهاند مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر پشت زمین باقی نمیگذاشت... تا آخر آیه»).
مراد از مؤاخذه، کیفر دنیوی است؛ چنانکه این سخنِ بعدی خدای متعال بر آن دلالت دارد: « وَ لٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِليٰ أَجَلٍ مُسَمًّي » إلخ («ولی آنان را تا زمانی معین مهلت میدهد... تا پایان آیه»). و مراد از «مردم»، همهٔ انسانها هستند؛ زیرا پیش از این آیه از مؤاخذهٔ گروهی از آنان سخن به میان آمد که همان نیرنگبازانِ تکذیبکنندهٔ آیات خدا بودند. و مراد از «بِمَا كَسَبُوا»، گناهانی است که مرتکب شدهاند، به قرینهٔ مؤاخذه که همان عذاب است. و خدای متعال در آیهٔ مشابهِ آن در سورهٔ نحل میفرماید: «وَ لَوْ يُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِظُلْمِهِمْ مٰا تَرَكَ عَلَيْهٰا مِنْ دَابَّهٍ» (نحل: ۶۱؛ «و اگر خداوند مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر پشت زمین باقی نمیگذاشت»).
مراد از «پشت آن»، پشت زمین (سطح زمین) است؛ زیرا مردم بر روی آن زندگی میکنند، گذشته از اینکه نامِ زمین در آیهٔ پیشین نیز ذکر شده بود.
مراد از «دابّة» (جنبنده)، هر جنبندهای بر روی زمین از جنس انسان است؛ خواه مرد باشد یا زن، بزرگسال باشد یا خردسال. و این احتمال نیز مطرح شده است که مراد، هر جنبندهای از انواع حیوانات بر روی زمین باشد؛ و نابودکردنِ گونههای حیوانات غیر از انسان از آن روست که آنها برای انسان آفریده شدهاند، همانگونه که خدای متعال میفرماید: «خَلَقَ لَكُمْ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» (بقره: ۲۹؛ «همهٔ آنچه را در زمین است برای شما آفرید»).
و سخن برخی که گفتهاند: این [هلاکتِ دیگر جانداران] به سبب شومیِ گناهان است، و خدای متعال فرموده: « وَ اتَّقُوا فِتْنَهً لاٰ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّهً » (و از فتنهای پروا کنید که تنها به ستمکارانِ شما نمیرسد)، مردود است؛ زیرا شومیِ گناه از شخصِ گنهکار به دیگری سرایت نمیکند، در حالی که خدای متعال فرموده است: «وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَهٌ وِزْرَ أُخْريٰ» (فاطر: ۱۸: و هیچ بردارندهای بار گناه دیگری را برنمیدارد). و اما آن آیه، یعنی سخن خدای متعال که میفرماید: «وَ اتَّقُوا فِتْنَهً لاٰ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّهً» (انفال: ۲۵)، بر پایهٔ آنچه در تفسیرش گذشت، دلالتش این است که آن فتنه ویژهٔ ستمکاران است، نه اینکه هم آنان و هم دیگران را در بر گیرد؛ پس به تفسیر آن آیه رجوع شود.
و سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ لٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِليٰ أَجَلٍ مُسَمًّي » (ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت میدهد)، و آن [سرآمد معین]، مرگ یا روز قیامت است؛ و سخن او که میفرماید: « فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ كٰانَ بِعِبٰادِهِ بَصِيراً » (پس چون سرآمدشان فرا رسد، بیگمان خدا همواره به بندگانش بیناست)، یعنی هر کس را در برابر آنچه انجام داده کیفر و پاداش میدهد؛ زیرا او به آنان بینا و به کارهایشان داناست، چراکه آنان بندگانِ اویند، و چگونه ممکن است آفریدگار از آفریدهٔ خود و پروردگار از کردارِ بندهاش ناآگاه باشد؟!
و از آنچه گذشت روشن شد که سخن خدای متعال: « فَإِنَّ اللّٰهَ كٰانَ بِعِبٰادِهِ بَصِيراً » (بیگمان خدا همواره به بندگانش بیناست)، از بابِ نهادن سبب به جای مسبَّب (معلول) است که همان کیفر و پاداش باشد.
و این آیه، یعنی سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ لَوْ يُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ » تا پایان آیه، در جایگاه پاسخ به پرسشی فرضی است که از آیهٔ پیشین برمیخیزد؛ زیرا خدای متعال هنگامی که نیرنگبازان و دروغانگارانِ مشرک را به مؤاخذه و کیفر هشدار داد و به آنچه بر سرِ امتهای پیشین آمد استشهاد فرمود و یادآور شد که هیچ چیزی در آسمانها و زمین او را درمانده و ناتوان نمیکند، گویی چنین گفته شد: حال که هیچ چیزی در آسمانها و زمین او را درمانده نمیسازد، پس چگونه دیگر مردم را با گناهانی که مرتکب میشوند واگذاشته است؟ و چه چیزی مانع میشود که آنان را به سبب آنچه به دست آوردهاند بازخواست کند؟ پس پاسخ داد که اگر او همهٔ مردم را به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند بازخواست میکرد، همانگونه که این نیرنگبازانِ دروغانگار را بازخواست میکند، بر پشتِ زمین هیچ کس از آنان را که بجنبد و حرکت کند بر جا نمینهاد؛ در حالی که خداوندِ سبحان چنین مقدر فرموده است که آنان در زمین زندگی کنند و آن را آباد سازند، آنجا که فرمود:
«وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتٰاعٌ إِليٰ حِينٍ» (بقره: ۳۶: و برای شما در زمین تا زمانی معین، قرارگاه و برخورداری خواهد بود). از این رو، آنان را بیدرنگ بازخواست نمیکند، بلکه تا سرآمدی معین مهلتشان میدهد که همان مرگ یا رستاخیز است؛ پس چون سرآمدشان فرا رسد، با آنان بر پایهٔ آنچه انجام دادهاند رفتار میکند، چراکه او همواره به بندگانِ خویش بیناست.
بحث روایی
و در تفسیر قمی آمده است: پدرم از نوفلی، از سکونی، از امام جعفر [صادق]، از پدرش (ع) برایم روایت کرد که فرمود: پیامبر خدا (ص) فرمود: علم [الهی] پیشی گرفته، قلم خشکیده، قضا نافذ گشته و تقدیر به انجام رسیده است؛ با تحققِ کتاب، باورداشتِ پیامبران، و سعادت از سوی خدا برای کسی که ایمان آورَد و تقوا پیشه کند، و شقاوت برای کسی که تکذیب کند و کفر ورزد، و ولایت از سوی خدای عزّوجلّ برای مؤمنان، و بیزاری از جانب او برای مشرکان.
سپس پیامبر خدا (ص) فرمود: خدای عزّوجلّ میفرماید: ای فرزند آدم، به خواستِ من تو چنان شدی که آنچه را برای خود میخواهی بخواهی، و به ارادهٔ من تو چنان شدی که آنچه را برای خود میخواهی اراده کنی، و با فزونیِ نعمتم بر تو بود که بر نافرمانیام توان یافتی، و با نیرو، نگاهداری (عصمت) و تندرستیِ من بود که واجباتم را به جای آوردی؛ و من به نیکیهایت از خودت سزاوارترم، و تو به گناهت از من سزاوارتری؛ خیر و نیکی از سوی من با بخشایشی که به تو ارزانی داشتم به تو میرسد، و شر و بدی به عنوان کیفرِ جنایتی که مرتکب شدهای از خودت به خودت بازمیگردد؛ و با چیرگی و توانی بسیار که به تو دادم بر طاعتم روآوردی، و با بدگمانیات به من، از رحمتم ناامید شدی؛
پس ستایش و نیز حجت با روشنگری از آنِ من بر توست، و به سبب نافرمانیات راه بازخواست بر تو برای من باز است، و پاداش نیک در برابر نیکی نزد من برای توست؛ هشدار دادن به تو را وانگذاشتم، و تو را در غفلت و ناآگاهیات فرو نگرفتم؛ و این همان سخن خدای عزّوجلّ است که: « وَ لَوْ يُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِمٰا كَسَبُوا-مٰا تَرَكَ عَليٰ ظَهْرِهٰا مِنْ دَابَّهٍ » (و اگر خدا مردم را به سبب آنچه به دست آوردهاند بازخواست میکرد، بر پشتِ زمین هیچ جنبندهای بر جا نمینهاد). بیش از توانت بر تو تکلیف ننهادم، و از امانت جز آنچه خود به پذیرش آن بر خویش اقرار کردی بر دوشت نگذاشتم، و برای خود از تو به همان چیزی خشنود شدم که تو برای خودت از من به آن خشنود شدی. سپس خدای عزّوجلّ فرمود: « وَ لٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِليٰ أَجَلٍ مُسَمًّي-فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ كٰانَ بِعِبٰادِهِ بَصِيراً » (ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت میدهد، پس چون سرآمدشان فرا رسد، بیگمان خدا همواره به بندگانش بیناست).