ٱسۡتِكۡبَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗاۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا
[این سرکشیشان از سرِ] خودبزرگبینی در زمین و نیرنگ زشت بود؛ و نیرنگ زشت جز به اهلش بازنمیگردد [و دامنگیر خود او میشود]. پس آیا جز سنّت [کیفر الهی دربارهٔ] پیشینیان را انتظار میبرند؟ و هرگز برای سنّت خدا دگرگونی نخواهی یافت، و هرگز در سنّت خدا جابهجایی نخواهی دید.
تفسیر آیهٔ ۴۳ سورهٔ فاطر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۵۷ تا ۶۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/35/43/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « اِسْتِكْبٰاراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ » (به سبب سرکشی در زمین و نیرنگ زشت، و نیرنگ زشت جز دامنگیر اهلش نمیشود). راغب گفته است: «مكر» بازگرداندنِ دیگری از مقصودش با چارهاندیشی و ترفند است، و این بر دو گونه است: مکر ستوده، و آن این است که با این چارهاندیشی کار نیکی در نظر باشد؛ و از همین روست که خدای متعال میفرماید: « وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ » (و خدا بهترین چارهجویان است)؛ و مکر نکوهیده، و آن این است که با آن کار زشتی قصد شود؛ خدای متعال میفرماید: « لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ » (و نیرنگ زشت جز دامن اهلش را نمیگیرد).
و نیز [راغب] گفته است: خدای عزوجل میفرماید: « وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ »؛ یعنی فرود نمیآید و اصابت نمیکند. و گفته شده است: ریشهٔ آن «حق» بوده و قلب (دگرگونی لفظی) یافته است، مانند «زل» و «زال»؛ و «فأزلهما الشيطان» و «أزالهما» قرائت شده است، و بر همین قیاس است «ذمه» و «ذامه».
و سخن خدا: « اِسْتِكْبٰاراً فِي الْأَرْضِ »، مفعولله (بیانگر علت) برای سخن او: « نُفُوراً » است؛ یعنی از او رمیدند و به سبب سرکشی در زمین، از او دوری گزیدند. و سخن خدا: « وَ مَكْرَ السَّيِّئِ » معطوف بر « اِسْتِكْبٰاراً » و مانند آن مفعولله است؛ و برخی گفتهاند: معطوف بر « نُفُوراً » است. اضافه در آن نیز از قبیل اضافهٔ موصوف به صفت است [نیرنگِ زشت]، به دلیل سخن بعدیِ او: « وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ » تا آخر.
و سخن خدا: « وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ » (و نیرنگ زشت جز دامن اهلش را نمیگیرد)؛ یعنی نیرنگِ زشت جز به اهل خود اصابت نمیکند و فرود نمیآید، و جز در او قرار نمیگیرد؛ زیرا نیرنگِ زشت اگرچه چهبسا آسیبی به نیرنگخورده برساند، اما آن آسیب از میان خواهد رفت و پایدار نمیماند، ولی اثرِ بدِ آن از آن جهت که نیرنگی زشت است، در جانِ نیرنگباز باقی میماند و بهزودی در او آشکار میشود و بهطور حتم یا در دنیا یا در آخرت سزای آن را خواهد دید. از همین رو در «مجمع البیان»، این آیه را با این سخن تفسیر کرده است که: «معنا این است که کیفر نیرنگ زشت، جز بر انجامدهندهاش فرود نمیآید».
و این کلام ضربالمثلگونه جاری شده است، مانند فرمودهٔ خدای متعال: «إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ» (یونس: ۲۳؛ «سرکشی و ستم شما فقط به زیان خودِ شماست») و «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَليٰ نَفْسِهِ» (فتح: ۱۰؛ «پس هر که پیمان شکند، تنها به زیان خود پیمانشکنی کرده است»).
و فرمودهٔ او: « فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّٰ سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ » («پس آیا جز سنّتِ [عذابِ] پیشینیان را انتظار میکشند؟»)؛ واژگان «نظر» و «انتظار» به معنای چشمداشتن و انتظار کشیدن است، حرف «فاء» برای تفریع (نتیجهگیری) است و جمله، نتیجهای از مطالب پیش از خود به شمار میآید. استفهام نیز برای انکار است و معنا چنین میشود: اکنون که نیرنگِ بد ورزیدند و نیرنگِ بد دامنگیر اهل خود میشود، پس آنان چشمانتظار چیزی جز سنّتِ جاری در امتهای گذشته نیستند؛ همان عذاب الهی که در پی نیرنگشان و تکذیب آیات خدا بر آنان فرود آمد.
و سخن خدای متعال که: « فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّٰهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّٰهِ تَحْوِيلاً » («و هرگز برای سنّت خدا تبدیلی نخواهی یافت، و هرگز برای سنّت خدا جابهجایی نخواهی یافت»)؛ «تبدیل سنّت» این است که سلامت و نعمت به جای عذاب قرار گیرد، و «تحویل سنّت» این است که عذاب از قومی سزاوار به دیگران منتقل شود. سنّت خدا نه تبدیل میپذیرد و نه تحویل؛ زیرا خدای متعال بر صراط مستقیم (مبتنی بر حق و عدل استوار) است و حکم او هیچ تبعیض و استثنایی برنمیتابد.
و همانا خداوند این مشرکان نیرنگباز را در روز بدر به عذاب گرفتار کرد و بیشترشان کشته شدند. خطابِ آیه نیز متوجه پیامبر (ص) یا هر شنوندهای است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، ابنابیحاتم از طریق سفیان، از ابوزکریای کوفی، از مردی که برای او نقل کرده روایت کرده است که پیامبر خدا (ص) فرمود: از نیرنگِ بد بپرهیزید، چراکه نیرنگ بد جز دامنگیرِ اهلش نمیشود، و آنان را از سوی خدا پیجوییکنندهای [برای کیفر] است.