فَلَمَّآ أَنجَىٰهُمۡ إِذَا هُمۡ يَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۗ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَا بَغۡيُكُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۖ مَّتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُكُمۡ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ
اما هنگامی که نجاتشان داد، ناگهان در زمین به ناحق سرکشی میکنند. ای مردم، سرکشی شما تنها به زیان خودِ شماست؛ [بهرهای اندک از] کالای زندگی دنیاست، سپس بازگشتتان به سوی ما خواهد بود و شما را از آنچه انجام میدادید باخبر خواهیم کرد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
و در این آیه التفات (تغییر لحن و سبک سخن) شگفتانگیزی وجود دارد که همان التفات از خطاب به غیبت است در کلام خدای متعال: « وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَهٍ- إلي قوله- بِغَيْرِ الْحَقِّ » (و با بادی خوش آنان را پیش بردند ــ تا آنجا که میفرماید ــ به ناحق)؛ و شاید نکتهاش این باشد که ضمیر آنان را به صورت غایب آورده و روی سخن را متوجه پیامبر (ص) نموده و شگفتانگیزترین بخشِ این داستانِ بازگو شده را برای ایشان وصف کرده است تا آن را بشنود و از آن به شگفت آید؛ و افزون بر این، در چنین بیانی نوعی اعراض و رویگردانی از دستور به سخن گفتن با آنان وجود دارد، چراکه آنان سخن را درنمییابند.
این جمله، دنباله و متمّم آیهٔ پیشین است و مجموع این بخش، یعنی کلام الهی: « هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ -إلي قوله- بِغَيْرِ الْحَقِّ » (او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر میدهد ــ تا آنجا که میفرماید ــ به ناحق)، به منزلهٔ شاهد و مثال است نسبت به عموم سخن پیش از آن، یعنی:
« وَ إِذٰا أَذَقْنَا النّٰاسَ رَحْمَهً مِنْ بَعْدِ ضَرّٰاءَ مَسَّتْهُمْ » (و هرگاه به مردم پس از رنجی که به آنان رسیده رحمتی بچشانیم...) تا پایان آیه [یونس: ۲۱]؛ یا شاهدی است برای خصوصِ این سخن او که:
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۶ تا ۴۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلَمّٰا أَنْجٰاهُمْ إِذٰا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ » (پس چون نجاتشان داد، بناگاه در زمین به ناحق سرکشی میکنند)؛ اصل معنای «بَغی» همان طلبیدن و خواستن است و کاربرد آن در ستم بسیار است، زیرا ستم در واقع طلبیدنِ حق دیگری با دستدرازی و تعدّی به آن است؛ و در این حالت، با قیدِ «بِغَيْرِ الْحَقِّ» (به ناحق) همراه میشود، و اگر بغی صرفاً به معنای ستم میبود، این قید زاید میشد.
« قُلِ اللّٰهُ أَسْرَعُ مَكْراً » (بگو: مکر و تدبیر خدا سریعتر است)؛ و در هر حال، کلام خدای متعال: « يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ » (ای مردم، سرکشی شما تنها به زیان خودتان است...) تا آخر، از اموری است که تمامیتِ هدفِ سخن در آیهٔ پیشین بر آن توقف دارد، هرچند که از سخنان پیامبر (ص) نباشد؛ پس این نکته را نیک دریاب.
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ مَتٰاعَ الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا ثُمَّ إِلَيْنٰا مَرْجِعُكُمْ » (ای مردم، سرکشی شما فقط به زیان خودتان است؛ [این] بهرهٔ زندگی دنیاست، سپس بازگشت شما به سوی ما خواهد بود...) تا پایان آیه. در این کلام، التفات از غیبت به خطاب صورت گرفته است؛ بنابراین سخن خدای متعال: « يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ » (ای مردم...)، خطاب بیواسطهٔ خودِ او به مردم است و از کلام پیامبر (ع) نیست که خدای پاک و منزه به او فرمان داده باشد تا مردم را با آن مخاطب قرار دهد.
و دلیل بر این مطلب، سخن خدای متعال است که میفرماید: « ثُمَّ إِلَيْنٰا مَرْجِعُكُمْ » (سپس بازگشت شما به سوی ماست...) تا پایان آیه؛ زیرا شایسته نیست که این جمله در مقام خطاب، از سخنان پیامبر (ص) باشد.
و نکتهٔ این التفات، همانند نکتهای است که پیشتر در کلام خدای متعال در آغاز این گفتار یادآور شدیم که فرمود: « إِنَّ رُسُلَنٰا يَكْتُبُونَ مٰا تَمْكُرُونَ » (قطعاً فرستادگان ما آنچه را نیرنگ میزنید مینویسند) [یونس: ۲۱]. گویی خدای پاک و منزه در میان سخنانی که پیامبر (ص) با مردم در میان میگذارد، ناگهان پرده از آگاهی و نظارت مستقیم خویش بر آنان برمیدارد، در حالی که آنان میپندارند پروردگارشان از آنان غایب است و از نیّات و مقاصدشان در کارهایی که میکنند بیخبر است؛ پس بر آنان احاطه مییابد و بدینگونه حضور خود را در همهٔ حالات و نیز احاطهاش بر آنان را مجسم میسازد و به آنان میگوید: من به شما و به اعمالتان از خودِ شما نزدیکترم؛ پس هر کاری که انجام میدهید و با آن قصد دارید بر ما سرکشی کنید و با ما نیرنگ ببازید، تنها با تقدیر ما پدید میآید و به دست قدرت ما جاری میگردد، پس چگونه ممکن است با آن بر ما سرکشی کنید؟! بلکه این کار، سرکشی شما به زیان خودتان است، چراکه شما را از ما دور میسازد و گناهانش در کارنامهٔ اعمالتان نوشته میشود؛ بنابراین سرکشی شما تنها به زیان خودتان است و این همان بهرهٔ زندگی دنیاست که روزهایی اندک از آن برخوردار میشوید، سپس بازگشت شما به سوی ماست و ما در آنجا حقایق کارهایتان را به شما خبر داده و برایتان روشن میسازیم.
و سخن خدای متعال: « مَتٰاعَ الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا » (کالای زندگی دنیا) در قرائت حفص از عاصم به نصب (فتحهٔ کلمهٔ «مَتَاعَ») خوانده شده و تقدیرش چنین است: «تتمتعون متاع الحيٰاه الدنيا» (از کالای زندگی دنیا بهرهمند میشوید)؛ و در قرائت غیر او به رفع (ضمّهٔ «مَتَاعُ») آمده و خبر برای مبتدای محذوف است، و در تقدیر چنین است: «هو أي بغيكم و عملكم متاع الحيٰاه الدنيا» (آن ــ یعنی سرکشی و کردار شما ــ کالای ناچیز زندگی دنیاست).
بنا بر هر دو قرائت، این سخن خدا: « مَتٰاعَ الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا » (بهرهٔ زندگی دنیاست) تا پایان آیه، شرح و تفصیلی است بر آنچه در عبارت « إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ » (سرکشی شما تنها به زیان خودتان است) به اجمال آمده بود. از این رو عبارت « مَتٰاعَ » برای این مطلب که سرکشیشان به زیان خودشان تمام میشود در جایگاه علّتآوری قرار دارد، از آن قبیل که سخنی فشرده را با شرح و تفصیلش تبیین و مستند میسازند.
بحث روایی
و در تفسیر عیاشی، از منصور بن یونس، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «ثلاث يرجعن علي صاحبهن: النكث و البغي و المكر»؛ سه خصلت است که به خودِ صاحبش بازمیگردد: پیمانشکنی، ستم و سرکشی (بَغی)، و نیرنگ. خداوند فرموده است: «يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ» (یونس: ۲۳)؛ «ای مردم، ستم و سرکشی شما تنها به زیان خودتان است».
میگویم: این مضمون از اَنَس از پیامبر خدا (ص) نیز روایت شده است که فرمود: «ثلاث هن رواجع علي أهلها: النكث و المكر و البغي»؛ «سه چیز است که گریبانگیر خود مرتکبش میشود: پیمانشکنی، نیرنگ، و ستمگری». سپس پیامبر خدا (ص) تلاوت فرمود: « يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنَّمٰا بَغْيُكُمْ عَليٰ أَنْفُسِكُمْ »؛ «ای مردم، ستمگریِ شما فقط به زیان خودتان است» (یونس: ۲۳)؛ و « وَ لاٰ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ »؛ «و نیرنگ بد جز به اهلش فرود نمیآید» (فاطر: ۴۳)؛ و « فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَليٰ نَفْسِهِ »؛ «پس هر کس پیمان بشکند، تنها به زیان خود پیمان میشکند» (فتح: ۱۰). این روایت در کتاب «الدر المنثور» آورده شده است.
و در کتاب «الدر المنثور»، ابونعیم در کتاب «الحلیه» از امام باقر، محمد بن علی (ع) روایت کرده است که فرمود:
«ما من عباده أفضل من أن تسأل، و ما يدفع القضاء إلا الدعاء، و إن أسرع الخير ثوابا البر، و أسرع الشر عقوبه البغي، و كفي بالمرء عيبا أن يبصر من الناس ما يعمي عليه من نفسه، و أن يأمر الناس بما لا يستطيع التحول عنه، و أن يؤذي جليسه بما لا يعنيه»؛ «هیچ عبادتی برتر از این نیست که از خداوند درخواست و طلب شود، و قضای الهی را چیزی جز دعا بازنمیگرداند، و بیگمان سریعترین کار نیک در پاداش، نیکی و احسان است، و سریعترین کار بد در کیفر، ستمگری است؛ و برای عیب آدمی همین بس که در مردم چیزی را ببیند که در خود از دیدنش کور است، و مردم را به کاری فرمان دهد که خود توانِ دست کشیدن از خلافِ آن را ندارد، و همنشین خود را با آنچه به او مربوط نیست و فایدهای ندارد بیازارد».
و در همان کتاب، ابنمردویه از ابنعباس روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «لو بغي جبل علي جبل لدك الباغي منهما»؛ «اگر کوهی بر کوهی دیگر ستم کند، بیگمان آن کوهی که ستم کرده خرد و متلاشی خواهد شد».