فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ
پس خدا را منزه بدارید هنگامی که به شامگاه میرسید و هنگامی که به بامداد وارد میشوید.
تفسیر آیهٔ ۱۷ سورهٔ روم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۶۰ تا ۱۶۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/30/17/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۷ و ۱۸ با هم
خدای متعال میفرماید: « فَسُبْحٰانَ اللّٰهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ » (پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که شام میکنید و آنگاه که صبح میکنید، و ستایش در آسمانها و زمین برای اوست، و شامگاهان و هنگامی که به نیمروز میرسید). از آنجا که خداوند پیش از این یادآور شد که آفرینش را آغاز میکند و سپس آن را بازمیگرداند و بندگان را برای دیدارش بازمیآورد و آنان را به دو گروه تقسیم میکند: اهل بهشت و نعمت، و اهل دوزخ و عذاب؛ اهل بهشت همان مؤمنان اهل عمل صالحاند و اهل دوزخ همان کافران تکذیبکنندهٔ آیات خدا هستند؛ و نیز بیان فرمود که این کافران در دنیا برخوردار از توان و نعمت بودند، اما آخرت را از یاد بردند و آیات الهی را دروغ شمردند و به مسخره گرفتند تا کارشان به بدترین کیفر (عذاب ریشهکنکننده) انجامید که سزای ستمشان بر خود بود، و خدا به آنان ستم نکرد، بلکه خود بر خویشتن ستم میکردند؛
از این بیان به دست آمد که در جهان هستی، تدبیری الهی، استوار، شایسته و در بالاترین مرتبهٔ زیبایی برقرار است، در حالی که انسان در گذر زمانها و روزگاران، پیوسته مرتکب گناهان و خطاهایی شده است؛ از باورهای نادرست دربارهٔ پروردگارش، شریکتراشی برای او و انکار دیدار قیامت گرفته تا دیگر نافرمانیها.
از این رو، خداوند سخن را به تسبیح خویش در هر زمان که پیدرپی نو میشود، و به ستایش خود بر آفرینش و تدبیرش در آسمانها و زمین (که همان سراسر جهان مشهود است) پیوند داد؛ چرا که خدای پاک و منزه از این عقاید باطل و کارهای ناپسند مبرّاست، و در تمام آنچه در آسمانها و زمین آفریده و تدبیر فرموده، ستوده است.
از همین جا چند نکته روشن میشود:
نخست اینکه تسبیح و تحمید در این دو آیه، انشای تنزیه و ستایشی از سوی خودِ خدای متعال است، نه از سوی غیر او تا معنایش این باشد که: «بگویید سبحانالله و بگویید الحمدلله»؛ چرا که تسبیح و تحمید خداوند نسبت به خودش در کلام الهی بارها تکرار شده است، مانند این سخن او: «سُبْحٰانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّهِ» (صافات: ۱۸۰؛ «پاک و منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت») و سخن دیگرش:
«تَبٰارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَليٰ عَبْدِهِ» (فرقان: ۱؛ «بزرگ و پربرکت است آنکه فرقان را بر بندهاش نازل کرد»).
دوم اینکه مقصود از تسبیح و تحمید، همان معنای عام و مطلقِ آنهاست نه نمازهای واجب روزانه؛ برخلاف دیدگاه بیشتر کسانی که واژهٔ «بگویید» را در تقدیر گرفتهاند و معنا را چنین پنداشتهاند که: «بگویید سبحانالله و بگویید الحمدلله [یعنی نماز بخوانید]».
سوم اینکه عبارت « وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ » جملهای معترضه (میانجمله) است که میان معطوف و معطوفعلیه جای گرفته است، و عبارت « وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ » معطوف به جایگاه « حِينَ تُمْسُونَ » است، نه به عبارت « فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ » تا چنین گمان شود که شامگاه و بامداد ویژهٔ تسبیح است و آسمانها و زمین و عصر و ظهر ویژهٔ تحمید؛ بلکه همهٔ این زمانها و آنچه در آنهاست برای تسبیح است، و مکانها و آنچه در آنهاست برای تحمید.
بنابراین، سیاق آیات نشان میدهد آنچه در آسمانها و زمین از آفرینش و تدبیر هست از آنِ خداست و به سبب زیبایی و کمالش، ستایش و سپاس را برای خدای پاک و منزه برمیانگیزد؛ و از سوی دیگر، انسان در گذر روزگاران و دگرگونی زمانها و وقتها، مرتکب شرک و گناهانی میشود که ساحت قدس خدای متعال از آنها پیراسته و منزه است.
آری، در اینجا نگاه دیگری نیز هست که تسبیح و تحمید در آن به هم پیوند میخورند، و آن اینکه: زمانها و وقتها با همهٔ دگرگونی و گذرا بودنشان، بخشی از پدیدههای آسمانها و زمیناند و از این رو با خودِ هستیشان خدای متعال را میستایند؛ از سوی دیگر، همهٔ موجودات آسمانها و زمین به سبب نیازمندیشان به خدای متعال، فروتنی در برابر او و کاستیشان در مقایسه با کمال او، وی را تسبیح میگویند؛ چنانکه فرموده است: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» (اسراء: ۴۴؛ «و هیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش او، وی را تسبیح میگوید»). با این حال، در این دو آیهٔ مورد بحث ما این نگاه مد نظر نبوده است.
مفسران دربارهٔ این دو آیه سخنان گوناگون دیگری نیز دارند که ما در ضمن نکاتی که آوردیم، به مهمترین آنها اشاره کردیم.
تغییر سیاق در عبارتِ « وَ عَشِيًّا » (و شامگاهان) به این دلیل است که از واژهٔ «عَشیّ»، فعلی در باب اِفعال ساخته نشده است؛ بر خلافِ «مساء»، «صباح» و «ظهیره» که از آنها «إمساء» (به شب درآمدن)، «إصباح» (به صبح رسیدن) و «إظهار» (به ظهر رسیدن) به معنای درآمدن به وقتِ شبانگاه، بامداد و نیمروز ساخته شده است؛ اینگونه گفتهاند.
خطابی که در این دو آیه در عبارتِ « تُمْسُونَ و تُصْبِحُونَ و تُظْهِرُونَ » (شام میکنید و صبح میکنید و به ظهر میرسید) آمده، اصلاً از بابِ التفات (تغییر رویهٔ سخن از غایب به مخاطب) نیست، بلکه همگانیکردنِ همان خطابی است که از آغاز سوره رو به پیامبر(ص) بود؛ و معنا چنین است: «پس هرگاه کار از این قرار است، خداوند منزّه و پاک است هنگامی که شما آدمیان به شامگاه درمیآیید و هنگامی که به بامداد وارد میشوید و در شامگاهان و هنگامی که به نیمروز میرسید؛ و در آسمانها و زمین، ستایشِ نیکو ویژهٔ اوست.»
نظیرِ این همگانیکردنِ خطاب، هم در سخنِ پیشینِ خداوند آمده است: « ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » (سپس بهسوی او بازگردانده میشوید) [روم: ۱۱]، و هم در ادامه در این کلام خواهد آمد:
« وَ كَذٰلِكَ تُخْرَجُونَ » (و اینچنین [از گورها] بیرون آورده میشوید).