تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا
بسیار پربرکت و بزرگوار است آن که فرقان (کتاب جداکنندهٔ حق از باطل) را بر بندهاش نازل کرد تا برای جهانیان هشداردهندهای باشد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
و شگفتآور سخن برخی مفسران است که گفتهاند: این سوره یکسره مدنی است، مگر سه آیه از آغاز آن؛ یعنی از « تَبٰارَكَ الَّذِي » (بزرگوار و پربرکت است آن ذاتی که...) تا سخن او: «نُشُوراً» (و نه رستاخیزی را).
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
دربارهٔ این آیه و آیهٔ پیش از آن، مفسران سخنان دیگری نیز دارند که به سبب بیفایده بودنشان از بازگویی آنها چشمپوشی کردیم.
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۷۳ تا ۱۷۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « تَبٰارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَليٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعٰالَمِينَ نَذِيراً » (بزرگوار و پربرکت است آن ذاتی که فرقان [کتاب جداکنندهٔ حق از باطل] را بر بندهاش فرو فرستاد تا برای جهانیان بیمدهندهای باشد). «بَرَكَت» (با دو فتحه) پایداری و ثبوتِ خیر در چیزی است؛ مانند پایداریِ آب در «بِرْكَه» (آبگیر). این واژه از «بَرَكَ البعير» گرفته شده، هنگامی که شتر سینهاش را بر زمین مینهد و بر آن آرام میگیرد و مستقر میشود. «تَبارُک» نیز از همین ریشه و به معنای ثبوت و استقرار خیر بسیار است، و چنانکه گفتهاند در ساختار لفظیاش دلالت بر مبالغه دارد. این تعبیر گویی ویژهٔ خدای متعال است و جز بهندرت بر غیر او اطلاق نشده است.
«فرقان» همان فَرق (جدا کردن) است، و قرآن از آن رو فرقان نامیده شده که آیاتش جداجدا نازل گشته است یا به این سبب که حق را از باطل جدا و متمایز میسازد. مؤید این معنای دوم، به کار رفتن واژهٔ فرقان در کلام خدای متعال دربارهٔ تورات است، با آنکه تورات یکباره نازل شد. راغب در المفردات میگوید: «وَ الْفُرْقَانُ أَبْلَغُ مِنَ الْفَرْقِ لِأَنَّهُ يُسْتَعْمَلُ فِي الْفَرْقِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ، وَ تَقْدِيرُهُ كَتَقْدِيرِ رَجُلٍ قَنِعَانٍ يُقْنَعُ بِهِ فِي الْحُكْمِ، وَ هُوَ اسْمٌ لَا مَصْدَرٌ فِيمَا قِيلَ، وَ الْفَرْقُ يُسْتَعْمَلُ فِيهِ وَ فِي غَيْرِهِ» (فرقان رساتر از فَرق است؛ زیرا در جدا ساختن حق از باطل به کار میرود، و ساختار وزنیِ آن مانند صفتِ «قَنعان» در عبارت «رَجُلٌ قَنعان» [مردی که در داوری بدو بسنده و به حکمش رضایت داده میشود] است؛ همچنین گفتهاند فرقان اسم است نه مصدر، در حالی که واژهٔ فرق هم در این معنا و هم در غیر آن به کار میرود). پایان سخن راغب.
«عالَمون» جمع «عالَم» و به معنای آفریدگان است. در الصحاح آمده است: «الْعَالَمُ الْخَلْقُ وَ الْجَمْعُ الْعَوَالِمُ، وَ الْعَالَمُونَ أَصْنَافُ الْخَلْقِ» (عالَم یعنی آفریدگان و جمع آن عوالم است، و عالَمون یعنی اصناف و گروههای گوناگونِ آفریدگان). پایان. این واژه گرچه همهٔ آفریدگان اعم از جماد، گیاه، حیوان، انسان، جن و فرشته را در بر میگیرد، اما سیاق آیه که در آن «بیم دادن» (انذار) را هدفِ فرستادن قرآن قرار داده است، نشان میدهد که مراد از آن، آفریدگان مکلّفاند؛ یعنی تا آنجا که ما میدانیم، دو گروهِ ثَقَلَین: انس و جن.
از همین جا نادرستی سخن برخی مفسران روشن میشود که گفتهاند این آیه بر فراگیری رسالت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) برای تمام ماسویالله (همهچیز جز خدا) دلالت دارد؛ زیرا در این سخن، از نکتهٔ تعبیر آوردن از رسالت با واژهٔ «انذار» (بیم دادن) غفلت شده است. همانند این آیه است سخن خدای متعال که میفرماید: «وَ اصْطَفٰاكِ عَليٰ نِسٰاءِ الْعٰالَمِينَ» (و تو را بر زنان جهانیان برتری داد؛ آل عمران: ۴۲) و سخن او که: «وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلَي الْعٰالَمِينَ» (و آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم؛ جاثیه: ۱۶).
چنانکه گفتهاند، «نذیر» به معنای «مُنذِر» (بیمدهنده) است، و معنای «انذار» به ترساندن و هشدار دادن نزدیک است.
پس سخن خدای متعال که میفرماید: « تَبٰارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَليٰ عَبْدِهِ » بدین معناست: خیرِ بسیار ثابت و محقق گشت در کسی که فرقان را بر بندهاش محمد (صلیاللهعلیهوآله) نازل کرد. و ثبوتِ خیرِ فراوانی که به آفریدگان بازمیگردد در ذات خدای متعال، کنایه از فیضان و ریزش آن از سوی او بر آفریدگانش است؛ چراکه بر بندهاش کتابی جداکنندهٔ حق از باطل فرود آورد تا جهانیان را از گمراهی برهاند و به سوی هدایت پیش براند.
در این آیه، چند نکته در کنار هم گرد آمده است: فرود آمدن قرآن از نزد خدای متعال، پیامبر بودنِ آن حضرت از سوی او و بیمدهندگیاش برای جهانیان، نامیدن قرآن به فرقانِ میان حق و باطل، و توصیف پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به اینکه بندهٔ او و بیمدهندهٔ جهانیان است؛ توصیفی که نشان میدهد او بندهای مملوک و فرمانبردار است و از خود اختیاری ندارد. همهٔ اینها زمینهچینی برای سخنانی است که در ادامه از مشرکان بازگو خواهد شد؛ از خردهگیریهایشان بر قرآن که آن را دروغی بافتهشده بر خدا میدانستند که خودِ پیامبر برساخته و گروهی دیگر به او کمک کردهاند، تا طعنههایشان به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) که چرا غذا میخورد و در بازارها راه میرود، و دیگر یاوههایی که بر زبان راندند، و همچنین زمینهچینی برای پاسخها و بطلان طعنههای آنان است.
حاصل کلام این است که این کتاب با برهان درخشان خود میان حق و باطل جدایی میافکند، پس نمیتواند چیزی جز حق باشد؛ چراکه باطل هرگز حق را از باطل جدا نمیکند، بلکه باطل را به صورت حق میآراید تا بر مردم مشتبه سازد. همچنین آورندهٔ این کتاب، بندهای فرمانبردار برای خداست که به وسیلهٔ آن جهانیان را بیم میدهد و به حق فرامیخواند؛ پس او نیز جز بر مدار حق نیست، و اگر اهل باطل بود هرگز به حق دعوت نمیکرد، بلکه از آن کناره میگرفت و منحرف میشد. افزون بر این، خدای پاک و منزه در کلام اعجازآمیز خود بر درستیِ رسالت او گواهی میدهد و اعلام میدارد کتابی که او آورده، از جانب خودِ او نازل شده است.
از اینجا نادرستی سخن برخی آشکار میشود که گفتهاند: مراد از «فرقان» عموم کتابهای آسمانیِ نازلشده بر پیامبران، و مراد از «عَبْدِهِ» عموم پیامبران (علیهمالسلام) است؛ و پوشیده نیست که چنین تفسیری چقدر از ظاهر لفظ دور است.
و سخن خدای متعال که میفرماید: « لِيَكُونَ لِلْعٰالَمِينَ نَذِيراً » (تا برای جهانیان هشداردهندهای باشد)؛ حرف «لام» برای بیان علّت و هدف است و نشان میدهد غایتِ فرو فرستادن فرقان بر بندهٔ خویش، این است که او برای همهٔ جهانیان، از انسانها و پریان (جن)، بیمدهنده باشد. جمعِ همراه با الف و لام («العالمین») بیانگر فراگیریِ همهٔ افراد و گروههاست، و آوردن این قالب جمع خالی از این نکته نیست که همگان یک خدا دارند، نه آنگونه که بتپرستان میپندارند که هر قومی خدایی جداگانه برای خود برمیگزیند.
و اینکه تنها به «بیم دادن» (انذار) بسنده شده و از «مژده دادن» (تبشیر) یادی نیامده، به این سبب است که سیاق و آهنگ کلام در این سوره، آهنگِ هشدار و ترساندن است.
بحث روایی
در کتاب کافی با سند خود از ابنسنان و او از شخصی که نام برده روایت کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ قرآن و فرقان پرسیدم که آیا این دو، دو چیز جداگانهاند یا یک چیز؟ فرمود: «قرآن، تمامِ کتاب است و فرقان، آیاتِ محکمی است که عمل به آن واجب است».
و در کتاب اختصاص شیخ مفید، در حدیث گفتوگوی عبدالله بن سلام با پیامبر خدا (ص) آمده است که گفت:
«پس به من خبر ده که آیا خداوند بر تو کتابی نازل کرده است؟» فرمود: «آری». پرسید: «و آن چه کتابی است؟» فرمود: «فرقان».
پرسید: «و چرا پروردگارت آن را فرقان نامید؟» فرمود: «چون آیهها و سورههایش جداجدا و به تدریج نازل شده و در غیر الواح (لوحها) فرود آمده است؛ در حالی که دیگر کتابهای آسمانی از صحیفهها، تورات، انجیل و زبور همگی یکباره در لوحها و برگها نازل شدهاند». گفت:
«راست گفتی ای محمد».
میگویم: هر یک از این دو روایت، به یکی از آن دو معنایی نظر دارد که پیشتر برای فرقان گذشت.