تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗاۚ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ
آن سرای آخرت است که آن را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین نه برتریجویی میخواهند و نه تباهی؛ و فرجامِ [نیک] از آنِ پرهیزگاران است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷۶ تا ۸۴ با هم
خدای پاک و منزه داستان قارون از بنیاسرائیل را پس از آن بیان فرموده که این سخنِ مشرکان را بازگو کرد: ادامه در متن کامل
« إِنْ نَتَّبِعِ الْهُديٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا » (اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمینمان ربوده [و بیرون رانده] میشویم) و با پاسخهایی که گذشت به آنان جواب داد تا از سرگذشت او عبرت بگیرند؛ چرا که وضعیت او گویای وضعیتِ خودِ آنان بود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۳ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۷۵ تا ۸۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/83/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَهُ لِلْمُتَّقِينَ » (آن سرای آخرت است که آن را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین نه خواهان برتریجوییاند و نه فساد، و فرجام [نیک] برای پرهیزگاران است). این آیه و آیهٔ بعد بهمنزلهٔ نتیجهای است که از داستان [قارون] برگرفته شده است.
و سخن پروردگار که: « تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَهُ » (آن سرای آخرت)؛ اشاره به آن با واژهٔ دور («تِلْكَ»)، برای نشان دادن شرافت، شکوه و والاییِ جایگاه آن است، و همین خود گواه آن است که مراد از آن، همان سرای سعادتبار آخرت است؛ و از همین رو آن را به بهشت تفسیر کردهاند.
و سخن خدای متعال که: « نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً » (آن را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین نه خواهان برتریجوییاند و نه فساد)، یعنی آن را ویژهٔ آنان میگردانیم. خواستنِ برتری، همان سرکشی و خودبزرگبینی بر بندگان خداست، و خواستنِ فساد در زمین، در پیِ نافرمانیهای خدای متعال رفتن است؛ زیرا خداوند شریعتهای خود را — که تکالیف انساناند — بر پایهٔ مقتضیات فطرت و آفرینش او بنیان نهاده است و فطرت او نیز جز به آنچه با بهترین نظامِ جاری در زندگی انسانی و زمینی سازگار است فرا نمیخواند؛ از این رو هر نافرمانی، بیواسطه یا باواسطه، به تباهی در زمین میانجامد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِي النّٰاسِ» (آشکار شد فساد در خشکی و دریا به سبب دستاوردِ دستهای مردم؛ روم: ۴۱).
از اینجا روشن میشود که خواستنِ برتری، از مصادیقِ خواستنِ فساد است و تنها به سبب اهمیتی که داشته، جداگانه و به طور ویژه ذکر شده است؛ و خلاصهٔ معنا چنین است: آن سرای سعادتبار آخرت را ویژهٔ کسانی میگردانیم که در زمین، نه با برتریجویی بر بندگان خدا و نه با هیچ گناه دیگری، خواهان فساد نیستند.
این آیه عام است و این سخن خدای متعال آن را تخصیص میزند (دایرهاش را محدودتر میکند) که: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً» (اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی میشوید دوری گزینید، بدیهایتان را از شما میزداییم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میسازیم؛ نساء: ۳۱).
و سخن پروردگار که: « وَ الْعٰاقِبَهُ لِلْمُتَّقِينَ » (و فرجام [نیک] برای پرهیزگاران است)، یعنی فرجام پسندیده و زیبا؛ و آن همان سرای سعادتبار آخرت است، یا فرجام نیک در دنیا و آخرت؛ اما سیاق این دو آیه احتمال نخست را تأیید میکند.
بحث روایی
و در مجمعالبیان زاذان از امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده است: «ایشان در حالی که حاکم بود، در بازارها راه میرفت، گمکردهراه را راهنمایی میکرد، ناتوان را یاری میرساند و چون بر فروشنده و بقال میگذشت، قرآن را برای او میگشود و تلاوت میکرد:
« تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَهُ-نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً » (قصص: ۸۳: «آن سرای آخرت است که آن را برای کسانی قرار میدهیم که نه در پی برتریجویی در زمیناند و نه فساد») و میفرمود:
«نزلت هذه الآية في أهل العدل و التواضع-من الولاة و أهل القدرة من سائر الناس» (این آیه دربارهٔ اهل دادگری و فروتنی نازل شده است؛ چه از میان زمامداران و چه دیگر صاحبان قدرت در میان مردم).
و در همان کتاب [مجمع البیان]، سلام اعرج از امیر مؤمنان (ع) روایت کرده است که فرمود: «الرجل ليعجبه شراك نعله فيدخل في هذه الآية « تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَهُ »الآية» (گاه آدمی از بند کفش خود خوشش میآید و به همین سبب در شمول این آیه درمیآید: «تِلْكَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ» [قصص: ۸۳] تا پایان آیه).
میگویم: و از سید ابنطاووس در کتاب «سعد السعود» نقل شده است که او این روایت را از طبرسی اینگونه آورده است:
«إن الرجل ليعجبه أن يكون شراك نعله أجود-من شراك نعل صاحبه فيدخل تحتها» (همانا آدمی خوش دارد که بند کفشش از بند کفش همراهش بهتر باشد، و با همین کار زیر عنوان این آیه قرار میگیرد).
و در کتاب «الدر المنثور»، محاملی و دیلمی از ابوهریره از پیامبر (ص) دربارهٔ این آیه روایت کردهاند که فرمود: «التجبر في الأرض و الأخذ بغير الحق» (منظور، سرکشی در زمین و تصاحب [اموال و حقوق] به ناحق است).