وَأَصۡبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوۡاْ مَكَانَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَقُولُونَ وَيۡكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُۖ لَوۡلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا لَخَسَفَ بِنَاۖ وَيۡكَأَنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ
و کسانی که دیروز آرزوی جایگاه او را داشتند، بامدادان میگفتند: «شگفتا! گویی خداست که روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد میگستراند و [بر هر که بخواهد] تنگ میگیرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز در زمین فرو میبرد. شگفتا! گویی کافران هرگز رستگار نمیشوند.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷۶ تا ۸۴ با هم
خدای پاک و منزه داستان قارون از بنیاسرائیل را پس از آن بیان فرموده که این سخنِ مشرکان را بازگو کرد: ادامه در متن کامل
« إِنْ نَتَّبِعِ الْهُديٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا » (اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمینمان ربوده [و بیرون رانده] میشویم) و با پاسخهایی که گذشت به آنان جواب داد تا از سرگذشت او عبرت بگیرند؛ چرا که وضعیت او گویای وضعیتِ خودِ آنان بود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۲ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۷۵ تا ۸۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/82/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكٰانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللّٰهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ يَقْدِرُ » (و کسانی که دیروز آرزوی جایگاه او را داشتند، بامدادان میگفتند: شگفتا، گویی خدا روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد میگسترد و تنگ میگیرد...) تا پایان آیه. مفسران گفتهاند که «وَيْ» واژهای برای ابراز پشیمانی است و چه بسا برای شگفتی نیز به کار میرود؛ هر دو معنا بر این مورد قابل انطباق است، هرچند ابراز پشیمانی زودتر به ذهن میرسد.
و سخن آنان که گفتند: « وَيْكَأَنَّ اللّٰهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ يَقْدِرُ » (شگفتا، گویی خدا روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ یا تنگ میگرداند)، اعترافی از سوی آنان به نادرستیِ پندار قارون است که پیشتر خودشان نیز آن را باور کرده بودند؛ پنداری که میگفت برخورداری از نیرو و ثروت در دنیا در گرو نبوغ علمی انسان و تدبیر نیکوی اوست نه از فضل خدای پاک و منزه، در حالی که فراخیِ روزی یا تنگیِ آن تنها به خواستِ خدا وابسته است.
جایگاه سخن در اینجا جایگاه یقین و اثباتِ قطعی است نه تشبیهی که با شک و تردید تناسب داشته باشد؛ اما اینکه در گفتارشان « وَيْكَأَنَّ » (شگفتا، گویی...) را به کار بردند، برای نشان دادن آغاز تردیدشان در ادعای قارون بود؛ ادعایی که پیشتر آن را پذیرفته و باور کرده بودند، و این شیوهای رایج در کاربردهای زبانی است.
گواه بر این مطلب، سخن بعدیِ آنان است که با قاطعیت و یقین گفتند: « لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَيْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا » (اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، بیگمان ما را نیز در زمین فرو میبرد).
و سخن پروردگار [از زبان آنان] که فرمود: « وَيْكَأَنَّهُ لاٰ يُفْلِحُ الْكٰافِرُونَ » (شگفتا، گویی کافران رستگار نمیشوند)، پشیمانیِ دوبارهٔ آنان و دل کندن از لازمهٔ آرزوی پیشینشان برای داشتن جایگاه قارون است.