وَأَصۡبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَٰرِغًاۖ إِن كَادَتۡ لَتُبۡدِي بِهِۦ لَوۡلَآ أَن رَّبَطۡنَا عَلَىٰ قَلۡبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
و دل مادر موسی [از هر چیز جز یاد او] تهی گشت؛ و اگر دلش را استوار نکرده بودیم تا از مؤمنان باشد، نزدیک بود آن [راز] را آشکار سازد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۹ و ۱۰ با هم
و جملهٔ « وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ » (در حالی که بیخبر بودند)، جملهای حالیه است؛ یعنی همسر فرعون آن سخنان را گفت و برای او میانجیگری کرد و کشته شدن را از او گرداند، در حالی که فرعونیان درنمییافتند چه میکنند و حقیقت ماجرا چیست و سرانجامش چه خواهد بود!
خدای متعال میفرماید: « وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسيٰ فٰارِغاً إِنْ كٰادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَليٰ قَلْبِهٰا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » (قصص: ۱۰). «إبداء» به معنای آشکار ساختن چیزی است، و «ربط بر شیء» به معنای محکم بستن آن است که کنایه از استوار ساختن و آرامش بخشیدن است.
تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۲ تا ۱۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/10/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
مراد از فارغ بودن دل مادر موسی، تهی و آسوده بودن آن از ترس و اندوه است؛ لازمهٔ چنین حالتی آن بود که افکار پریشان و خیالات ناسازگار بر او هجوم نیاورد، تا مبادا دلش مضطرب شود و بیتابی او را فراگیرد و آنچه را که باید از کار فرزندش پنهان میداشت، آشکار کند.
چرا که از ظاهر سیاق برمیآید که سبب آشکار نکردن راز توسط او، آسودگی خاطرش بود؛ و سبب آسودگی خاطرش، دلگرمی و استواریای بود که خدا به دل او بخشید؛ و سبب آن استواری نیز سخن خدای متعال بود در آنچه به او وحی کرد که: « لاٰ تَخٰافِي وَ لاٰ تَحْزَنِي إِنّٰا رَادُّوهُ إِلَيْكِ » (مترس و غمگین مباش که ما او را به تو بازمیگردانیم...).
و در عبارت « إِنْ كٰادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لاٰ »، حرف «إِنْ» مخففه از مثقله (به معنایِ بهراستی و بهیقین) است؛ یعنی بهراستی نزدیک بود ماجرا را برملا و راز را فاش کند، اگر دلش را با استواریبخشیدنْ آرام نکرده بودیم؛ و این کلام الهی که:
« لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » یعنی تا از باورمندان و اطمیناندارندگان به نگهداریِ خداوند باشد، تا در نتیجه شکیبایی ورزد و بر او بیتابی نکند و رازش آشکار نشود.
مجموع این بخش، یعنی عبارت « إِنْ كٰادَتْ لَتُبْدِي بِهِ » تا پایان آیه، در مقام بیان و توضیحِ این بخش است:
« وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسيٰ فٰارِغاً ». چکیدهٔ معنای آیه چنین است: دل مادر موسی به سبب وحی ما از ترس و اندوهی که به آشکار شدن راز میانجامید، خالی و آسوده شد؛ و اگر دل او را به واسطهٔ آن وحی استوار نساخته بودیم تا به نگهداریِ خدا مطمئن باشد، نزدیک بود از شدت بیتابی بر فرزند، رازش را نزد آنان فاش سازد.
با آنچه گذشت، ضعف برخی از سخنان مفسران در تفسیر جملات این آیه روشن میشود؛ مانند گفتهٔ بعضی دربارهٔ « وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسيٰ فٰارِغاً » که گفتهاند: یعنی عقل از سرش پرید، به سبب ترس و سرگشتگی شدیدی که با شنیدن خبر افتادن کودک به دست فرعون به او دست داد؛ و سخن گروهی دیگر که گفتهاند: یعنی از آن وحی که به او شده بود، به خاطر فراموشی، تهی شد؛ و نیز این سخن که: یعنی دلش از همه چیز جز یاد موسی خالی شد (و یکسره در یاد او بود). زیرا سیاق آیه هیچیک از این وجوه را برنمیتابد.
مانند این سخنان در سستی، گفتهٔ کسانی است که پنداشتهاند جوابِ «لَولا» حذف شده و تقدیر چنین است: «لو لا أن ربطنا علي قلبها لأبدته» (اگر دلش را محکم نمیبستیم، هرآینه آن را آشکار میکرد)؛ دلیل آنان بر این فرض آن است که گفتهاند: «لولا» مانند ادوات شرط در آغاز کلام میآید و جوابش نمیتواند پیش از آن ذکر شود. نقد و بررسی این دیدگاه پیش از این در ذیل کلام خدای متعال گذشت که میفرماید: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهٰا لَوْ لاٰ أَنْ رَأيٰ بُرْهٰانَ رَبِّهِ» (یوسف: ۲۴).