وَٱجۡعَل لِّي لِسَانَ صِدۡقٖ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ
و برای من در میان آیندگان نامی نیک و یادی راستین قرار ده،
تفسیر آیهٔ ۸۴ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۸۶ تا ۲۹۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/84/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ اجْعَلْ لِي لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » (شعراء: ۸۴؛ «و برای من در میان آیندگان، زبانی راستگو قرار ده»). اضافهٔ «لسان» به «صدق» از نوع اضافهٔ لامیه (بیانگر اختصاص) است و میرساند که آن زبان چنان به راستی اختصاص دارد که جز به راستی سخن نمیگوید. ظاهرِ اینکه چنین زبانی برای او قرار داده شود، آن است که مانند زبان خودِ او ویژهاش باشد و جز به آنچه در درون اوست و خود بدان سخن میگوید سخن نگوید. پس معنا به این درخواست بازمیگردد که خداوند در میان آیندگان، کسی را برانگیزد که دعوت او را برپا دارد و مردم را به آیین او که همان دین توحید است فراخواند.
بنابراین، این آیه هممعنای کلام الهی در سورهٔ صافات پس از یادکرد ابراهیم (ع) است که فرمود: «وَ تَرَكْنٰا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ» (صافات: ۱۰۸؛ «و برای او در میان آیندگان [نام نیک] بر جای نهادیم»). خداوند این جمله را پس از یادکرد شماری دیگر از پیامبران مانند نوح، موسی، هارون و الیاس نیز آورده است. همچنین خدای متعال در سورهٔ مریم پس از یادکرد زکریا، یحیی، عیسی، ابراهیم، موسی و هارون فرمود: «وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ لِسٰانَ صِدْقٍ عَلِيًّا» (مریم: ۵۰؛ «و برای آنان زبانی راستگو و بلندمرتبه قرار دادیم»). پس به هر حال، مراد زنده نگهداشتن دعوت آنان پس از خودشان با برانگیختن پیامبرانی همانند آنان است.
و برخی گفتهاند: مراد از آن، برانگیختن پیامبر اسلام (ص) است؛
چنانکه از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «أَنَا دَعْوَةُ أَبِي إِبْرَاهِيمَ» (من دعای پدرم ابراهیم هستم). اینکه در جایجای قرآن، دین پیامبر «آیین ابراهیم» نامیده شده نیز مؤید همین معناست؛ و معنای آیه در این صورت به معنای کلام الهی در حکایت از ابراهیم و اسماعیل (ع) هنگام ساختن کعبه بازمیگردد: «رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ ... رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ» (بقره: ۱۲۸-۱۲۹؛ «پروردگارا، ما را فرمانبردار خود قرار ده و از نسل ما نیز امتی فرمانبردار خود پدید آر... پروردگارا، در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزهشان گرداند»).
و گفته شده است: مقصود از آن این است که خداوند برای او پس از وی تا روز قیامت، یاد نیکی و ستایش شایستهای قرار دهد؛ و خداوند نیز دعایش را اجابت فرمود، چرا که پیروان همهٔ ادیان او را میستایند و به نیکی یاد میکنند.
اما صدق کردنِ عنوان «لسانِ صِدق» (زبان راستین) بر یادِ نیکو پوشیده و مبهم است؛ همچنین یکی دانستنِ این دعا با دعایی که در سورهٔ بقره حکایت شده، خالی از ابهام و پوشیدگی نیست.
بحث روایی
در تفسیر قمی دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ اجْعَلْ لِي لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » (و برای من در میان آیندگان نامی نیک و زبانی راستگو قرار ده) آمده است:
«او امیرالمؤمنین (ع) است.»
میگویم: این روایت هم میتواند تفسیرِ آیه باشد و هم از بابِ جَری (تطبیق بر مصداقِ برتر).
و در کتاب «کافی» به سند خود از یحیی، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «نام نیک و یاد خیری که خداوند برای انسان در میان مردم قرار میدهد، از مالی که آن را بخورد و به ارث بگذارد بهتر است.» تا آخر حدیث.