أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا
آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود گرفته است؟ آیا تو میتوانی نگهبان و کارساز او باشی؟
تفسیر آیهٔ ۴۳ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۲۳ تا ۲۳۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/43/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً »؛ (آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود گرفته است؟ آیا تو میتوانی نگهبان و کارسازِ او باشی؟). «هوی» تمایل نفس به خواهشها و شهوتها بدون مهار و تعدیل عقل است. مقصود از «معبود گرفتنِ هوای نفس»، فرمانبرداری و پیروی از آن به جای خداوند است؛ و خدای پاک و منزه در کلام خود، پیروی از هوا و هوس را بسیار نکوهش کرده و اطاعت از هر چیزی را پرستشِ آن به شمار آورده است؛ چنانکه میفرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يٰا بَنِي آدَمَ أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا الشَّيْطٰانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي» (ای فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید [و اطاعت نکنید]، که او بیگمان برای شما دشمنی آشکار است؟ و اینکه مرا بپرستید؛ یس: ۶۱).
و جملهٔ « أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً » پرسشی انکاری است؛ یعنی تو نگهبان و متولی جان و امور او نیستی تا بتوانی او را به راه رشد و هدایت برسانی؛ چنین کاری در توان تو نیست، در حالی که خداوند او را گمراه ساخته و اسباب هدایت را از او بریده است. هممعنا با این مضمون است سخن خدای متعال که میفرماید: «إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ» (تو نمیتوانی هر کس را که دوست داری هدایت کنی؛ قصص: ۵۶) و نیز: «وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ» (و تو نمیتوانی سخن خود را به گوش کسانی که در گورهایند برسانی؛ فاطر: ۲۲). این آیه گویی بیانی اجمالی و چکیده است برای همان تفصیلِ موجود در این سخن پروردگار: «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَليٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَليٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَليٰ بَصَرِهِ غِشٰاوَهً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ» (آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود ساخته و خدا او را با وجودِ آگاهی گمراه کرده و بر گوش و دلش مهر زده و بر چشمش پرده افکنده است؟ پس بعد از خدا چه کسی او را هدایت میکند؟؛ جاثیه: ۲۳).
از معنایی که گذشت روشن میشود که عبارت « اِتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ » بر نظم و ترتیب طبیعی خود قرار دارد؛ یعنی « اِتَّخَذَ » فعلی دو مفعولی است، « إِلٰهَهُ » مفعول اول و « هَوٰاهُ » مفعول دوم آن است؛ زیرا همین ترتیب با سیاق آیات سازگار است. دلیل آن هم این است که سخن دربارهٔ شرک مشرکان و رویگردانیِ آنان از پرستش خدا به سوی پرستش بتها، و رویگردانی از اطاعت حق (که همان اطاعت خداست) به سوی اطاعت از هوای نفس است؛ همان هوای نفسی که شرک را در نظرشان زیبا جلوه میدهد. این مشرکان قبول دارند که معبودی دارند که باید از او اطاعت شود و در این اصل نیز بر حقاند، اما بر این باورند که این مطاع و فرمانروا همان هوای نفس است؛ در نتیجه، به جای آنکه حق را فرمانروا بگیرند، هوای نفس را فرمانروای خود برمیگزینند. بنابراین، آنان هوای نفس را جایگزین حق کردهاند، نه اینکه فرمانروا را جایگزین غیرِ فرمانروا کرده باشند؛ پس به این نکته دقت کن.
از همین جا سستی و اشکالِ سخن گروهی از مفسران آشکار میشود که گفتهاند: « هَوٰاهُ » مفعول اول برای فعل « اِتَّخَذَ » است و « إِلٰهَهُ » مفعول دومی است که جلوتر آمده است، و اگر مقدم شده، برای توجه و اهمیت دادن به آن بوده است؛ زیرا موضوع شگفتی در عبارت « أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ » و مانند آن، بر محور همین کلمه میچرخد؛ چنانکه برخی از آنان اینگونه گفتهاند، یا به گفتهٔ برخی دیگر، تقدیم آن برای افادهٔ حصر (منحصر کردن) بوده است. مفسران در این باره بحثهای مفصلی دارند که ما از بازگوییِ آنها چشمپوشی کردیم، و آنچه بیان کردیم به خواست خدا بسنده است.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، دربارهٔ این سخن خدای متعال: « أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ » (آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود گرفت؟)، طبرانی از ابوامامه روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «ما تحت ظل السماء من إله يعبد من دون الله-أعظم عند الله من هوى متبع» (در زیر سایهٔ آسمان، هیچ معبودی که به جای خدا پرستش شود، نزد خدا بزرگتر [و گناهآلودتر] از هوای نفسی نیست که از آن پیروی شود).