وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ
و زندگان و مردگان نیز برابر نیستند. بیگمان خدا هر کس را بخواهد شنوا میسازد، و تو نمیتوانی کسانی را که در گورها خفتهاند شنوا کنی.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۲۶ با هم
پس از آنکه خدای متعال برای آنان روشن ساخت که آفرینش و تدبیر هستی تنها از آنِ اوست و در نتیجه او پروردگارشان است و فرمانروایی فقط به او اختصاص دارد، نه به معبودانی که جز او میخوانند ــ چرا که آنها مالک چیزی نیستند تا بخواهند تدبیرش کنند ــ اکنون همان حقیقت را با بیانی دیگر پی میگیرد که آمیخته به بیمدادن و هشدار است؛ بدین بیان که خدای متعال از آنان بینیاز است و آنان سراپا نیازمندِ اویند، ازاینرو اگر بخواهد، میتواند به کیفر دستاوردشان نابودشان کند و آفریدگانی نو [به جای آنان] پدید آورد. ادامه در متن کامل
سپس خطاب را متوجه پیامبر (ص) ساخته و حاصلش این است که این مؤاخذه و هلاکت، تنها دامنگیر این تکذیبکنندگان میشود، نه مؤمنانی که هشدار پیامبر (ع) در آنان اثر میگذارد؛ چرا که میان این دو گروه تفاوتی آشکار است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۹ تا ۲۲ با هم
و این جملههای پیاپی و پشتِ سر هم، یعنی سخن خدای متعال: « وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَعْميٰ وَ الْبَصِيرُ -إلي قوله- وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ » (نابینا و بینا یکسان نیستند -تا آنجا که فرمود- و زندگان و مردگان برابر نیستند)، تمثیلهایی برای مؤمن و کافر و پیامدهای کارهای آن دو است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۲ سورهٔ فاطر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۲ تا ۳۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/35/22/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ » (و زندگان و مردگان برابر نیستند) تا پایان آیه، عطف است بر این سخنِ او:
« وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَعْميٰ وَ الْبَصِيرُ » (نابینا و بینا یکسان نیستند). و اگر عبارت « مٰا يَسْتَوِي » (یکسان نیستند) تکرار شد و « اَلْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ » (زندگان و مردگان) به عنوان چهارمین مورد بر «اَلْأَعْمىٰ وَ الْبَصِيرُ» (نابینا و بینا) عطف نگردید، به سبب طولانی شدن فاصله میان آنهاست؛ از این رو « مٰا يَسْتَوِي » تکرار شد تا معنا از ذهن شنونده بیرون نرود. این شیوه، مانند این سخن خدای متعال است: «كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ -إلي أن قال- كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ» (چگونه برای مشرکان نزد خدا و نزد پیامبرش پیمانی باشد؟! -تا آنجا که فرمود- چگونه [پیمانی باشد] در حالی که اگر بر شما دست یابند...) الخ (توبه: ۸).
و این سخن او: « إِنَّ اللّٰهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشٰاءُ » (بیگمان خدا هر کس را بخواهد شنوا میسازد)، همان مؤمن است که مرده بود و خداوند زندهاش کرد و به سبب استعدادی که در جانش برای این کار داشت، سخن حق را به گوش او رسانید. خدای متعال میفرماید: «أَ وَ مَنْ كٰانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنٰاهُ وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً» (آیا کسی که مرده بود و ما زندهاش کردیم و برایش نوری قرار دادیم...؟!) (انعام: ۱۲۲)؛ و پیامبر(ع) تنها وسیله است و هدایت، هدایتِ خداست.
و این سخن او: « وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » (و تو شنوایِ اهلِ گورها نیستی)، یعنی مردگان؛ و منظور از آنان کافرانی هستند که بر دلهایشان مُهر نهاده شده است.
بحث روایی
و در تفسیر قمی دربارهٔ کلام خدای متعال: « إِنَّ اللّٰهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » (بیگمان خدا هر که را بخواهد شنوا میسازد، و تو شنواکنندهٔ کسانی که در گورهایند نیستی) آمده است: [امام] فرمود: این کافران [سخن حق را] از تو نمیشنوند، همانگونه که اهل قبور نمیشنوند.
و در کتاب «الدر المنثور»، ابوسهل سَرِیّ بن سهل جندیسابوری در بخش پنجم از حدیث خود، از طریق عبدالقدوس، از ابوصالح، از ابنعباس روایت کرده است که دربارهٔ سخن [خدا]: « إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتيٰ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » گفت: پیامبر (ص) در روز بدر بر بالین کشتگان میایستاد و میفرمود:
«آیا آنچه را پروردگارتان وعده داده بود حق یافتید؟ ای فلان بن فلان، آیا به پروردگارت کفر نورزیدی؟ آیا پیامبرت را تکذیب نکردی؟ آیا پیوند خویشاوندیات را نگسستی؟» [اصحاب] گفتند: ای پیامبر خدا، آیا آنچه را میگویی میشنوند؟ فرمود: «شما به آنچه میگویم از آنان شنواتر نیستید.» پس خدا نازل کرد: « إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتيٰ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » (تو نمیتوانی مردگان را شنوا سازی و نمیتوانی کسانی را که در گورهایند شنوا کنی)؛ مَثَلی است که خدا برای کافران زده است که آنان به سخن او گوش فرانمیدهند.
میگویم: در این روایت نشانههای آشکاری از ساختگی بودن وجود دارد؛ زیرا ساحت پیامبر (ع) والاتر از آن است که سخنی را بدون آگاهی از جانب پروردگارش بگوید تا آنجا که خداوند آیهای نازل کند و او را در آنچه ادعا میکند و خبر میدهد تکذیب نماید!
گذشته از این، آنچه راوی از آیه نقل کرده با مصحف شریف مطابقت ندارد؛ زیرا آغاز آن از سورهٔ نمل: ۸۰ و پایانش از سورهٔ فاطر: ۲۲ برگرفته شده است.
افزون بر آنکه سیاق این آیه مکی است و در پیوستگی با آیاتی پیشین و پسین قرار دارد که همگی مکی هستند.