تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا
بزرگ و خجسته است آن که اگر بخواهد، بهتر از این را برایت قرار میدهد: باغهایی که نهرها از فرودستِ آنها جاری است، و برای تو کاخهایی پدید میآورد.
تفسیر آیهٔ ۱۰ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۱۸۵ تا ۱۸۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/10/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « تَبٰارَكَ الَّذِي إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذٰلِكَ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً » (بزرگ و پربرکت است آنکه اگر بخواهد، بهتر از آن را برایت پدید میآورد: باغهایی که از زیر [درختان] آنها جویبارها روان است، و برای تو کاخهایی قرار میدهد). اشاره در عبارت « مِنْ ذٰلِكَ » (از آن)، به پیشنهاد بیاساسِ آنان در این سخن است که: « أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّهٌ يَأْكُلُ مِنْهٰا » (یا باغی داشته باشد که از آن بخورد)، یا به مجموعِ آنچه از گنج و باغ یاد کردند.
«قُصور» جمع «قصر» است و آن خانهای استوار و برافراشته (کاخ و کوشک) است، و نکره آمدنِ « قُصُوراً » برای دلالت بر بزرگی و شکوه است.
این آیه در جایگاه پاسخ به طعنههای آنان به پیامبر (ص) و پیشنهادهای بیجای آنان است که فرشتهای به سوی او فرود آید، یا گنجی به سویش افکنده شود، یا باغی داشته باشد؛ جز اینکه در این آیه التفاتی (تغییر لحنی) از سخن به صورت متکلم به غایب به کار رفته و نفرمود:
«بگو: اگر پروردگارم بخواهد برای من چنین و چنان قرار میدهد»؛ بلکه از آن شیوه بازگشت و فرمود: « تَبٰارَكَ الَّذِي إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَكَ » (بزرگ و پربرکت است آنکه اگر بخواهد برای تو پدید میآورد...) تا آخر آیه.
در این تغییر لحن، اشارهای است به اینکه آنان سزاوار پاسخ نیستند و شایستگیِ آن را ندارند که مخاطب واقع شوند؛ چراکه به نادرستی و بطلانِ آنچه به پیامبر پیشنهاد کردهاند آگاهاند؛ زیرا پیامبر (ص) به آنان چیزی جز این نگفته بود که بشری مانند خودِ آنهاست که به او وحی میشود، و هرگز ادعا نکرده بود که قدرتی غیبی و سلطنتی الهی بر هرچه بخواهد یا از او خواسته شود دارد؛ چنانکه خدای متعال پس از حکایتِ برخی از پیشنهادهای بیجای آنان در سورهٔ اسراء فرمود: «قُلْ سُبْحٰانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلاّٰ بَشَراً رَسُولاً» (اسراء: ۹۳) (بگو: منزه است پروردگارم! آیا من جز بشری فرستادهشده هستم؟).
ازاینرو، خدای سبحان از مخاطبساختنِ آنان و از پاسخدادن به پیشنهادهایشان روی گرداند، و تنها به پیامبرش (ص) یادآور شد که پروردگارش — که او را به رسالت برگزیده و فرقان (قرآنِ جداکنندهٔ حق از باطل) را بر او نازل کرده است تا برای جهانیان هشداردهندهای باشد — بر والاتر از آنچه پیشنهاد میکنند تواناست؛ و اگر بخواهد، بهتر از آن را برایش فراهم میسازد: باغهایی که از زیر [درختان] آنها جویبارها روان است، و برای او کاخهایی قرار میدهد که وصف هیچ وصفکنندهای بدان نمیرسد؛ و این بیگمان بسیار بهتر از آن است که تنها باغی داشته باشد که از آن بخورد، یا گنجی به سویش افکنده شود تا در نیازهای خود صرف کند.
بدین اندازه، پاسخِ پیشنهادهای آنان دربارهٔ گنج و باغ حاصل میآید؛ اما دربارهٔ فرودآمدنِ فرشته به سوی پیامبر تا در هشداردادن همراهش باشد و در تبلیغ یاریاش کند، پاسخی در اینجا نیامده، چراکه بطلانش آشکار است. البته خدای متعال در جاهای دیگری از کلام خود با پاسخهای گوناگون بدان جواب داده است؛ مانند این سخن که: «وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَكاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنٰا عَلَيْهِمْ مٰا يَلْبِسُونَ» (انعام: ۹) (و اگر او را فرشتهای قرار میدادیم، حتماً وی را بهصورت مردی درمیآوردیم و امر را بر آنان همانگونه که مشتبه میسازند، مشتبه میکردیم)، و این کلامش: «قُلْ لَوْ كٰانَ فِي الْأَرْضِ مَلاٰئِكَهٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنٰا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمٰاءِ مَلَكاً رَسُولاً» (اسراء: ۹۵) (بگو: اگر در زمین فرشتگانی بودند که با آرامش راه میرفتند، قطعاً از آسمان فرشتهای را به پیامبری بر آنان نازل میکردیم)، و این سخن او:
«مٰا نُنَزِّلُ الْمَلاٰئِكَهَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مٰا كٰانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ» (حجر: ۸) (ما فرشتگان را جز به حق نازل نمیکنیم، و در آن هنگام به آنان مهلتی داده نمیشود). و بیانِ استدلالِ هریک از این آیات پیش از این در ضمن تفسیرشان گذشت.
از اینجا روشن میشود که مراد از قرار دادنِ باغها و کاخها برای پیامبر (ص)، پدید آوردنِ آنها در دنیاست؛ بدانگونه که اقتضای مقامِ استدلال و رد سخنِ مشرکان است. زیرا حاصلِ سیاق این است که آنان بر تو چنین و چنان پیشنهاد میکنند و قصدشان درماندهکردن و خاموشساختنِ توست، درحالیکه پروردگارت بر بزرگتر از اینها تواناست و اگر بخواهد، بهتر از آن را برایت پدید میآورد: باغهایی که از زیر [درختان] آنها نهرها روان است... و اینها بهناچار در همین دنیاست؛ وگرنه با آن، کشمکش و مخاصمه پایان نمیپذیرفت.
بدین ترتیب، بیاساسبودنِ آنچه از برخی مفسران نقل شده که مراد را باغها و کاخهای آخرت دانستهاند، آشکار میگردد؛ و از آن هم بیاساستر، سخنِ گروهی دیگر است که گفتهاند مراد، قرار دادنِ باغهای دارای جویبارها در دنیا و نهادنِ کاخها در آخرت است. و چهبسا برای تأیید این سخن به این نکته استیناس جسته و استشهاد کردهاند که تعبیر دربارهٔ باغها با عبارتِ « إِنْ شٰاءَ جَعَلَ » (اگر بخواهد قرار میدهد) آمده است. صیغهٔ ماضی و بیانگر حتمیتِ تحقق و مناسب با دنیاست، و دربارهٔ قصرها با تعبیر « يَجْعَلْ » آمده که صیغهٔ مضارع (آینده) و مناسب با آخرت است. در حالی که فعل واقع در قلمروِ شرط، از زمان تهی است (بر زمان خاصی دلالت ندارد)، و این تفاوت در تعبیر، گونهگونی در بیان (تَفَنُّن در کلام) و نوکردن چهرهٔ سخن است؛ و خدا داناتر است.