ثُمَّ قَسَتۡ قُلُوبُكُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَٱلۡحِجَارَةِ أَوۡ أَشَدُّ قَسۡوَةٗۚ وَإِنَّ مِنَ ٱلۡحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنۡهُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ وَإِنَّ مِنۡهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخۡرُجُ مِنۡهُ ٱلۡمَآءُۚ وَإِنَّ مِنۡهَا لَمَا يَهۡبِطُ مِنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ
سپس دلهای شما پس از آن سخت شد؛ چنانکه مانند سنگ یا حتی سختتر از آن گردید. چرا که پارهای از سنگها هستند که از آنها جویها و نهرها بیرون میجوشد، و پارهای از آنها شکاف برمیدارد و آب از آن بیرون میآید، و پارهای از آنها از بیمِ خدا [از بلندی] فرو میافتد؛ و خدا از آنچه انجام میدهید هرگز غافل نیست.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۶۷ تا ۷۴ با هم
کوتاه سخن اینکه، مقدم داشتن این بخش از داستان برای روشن ساختن موضوع در خطابِ بعدی بود، همانطور که بیان شد؛ علاوه بر این، نکتهٔ دیگری نیز در میان است: داستان گاو در توراتِ فعلیِ یهودیان نیامده است، از این رو سزاوار بود که اصلاً در این داستان مورد خطاب قرار نگیرند، یا پس از بیان دستکاریها و تحریفهایشان با آنان سخن گفته شود. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۶۷ تا ۷۴ با هم
و در کتاب «معانیالأخبار» و «تفسیر عیاشی» از بَزَنطی روایت شده است که گفت: شنیدم امام رضا (ع) میفرمود: مردی از بنیاسرائیل یکی از خویشاوندانش را کشت، سپس پیکر او را برداشت و بر سر راه بهترین تیره از تیرههای بنیاسرائیل انداخت. ادامه در متن کامل
میگویم: همانطور که میبینید، این روایات در مجموع با آنچه بهطور خلاصه از آیات شریف برداشت کردیم، همخوانی دارد. ادامه در متن کامل
بحثی فلسفی) [زنده کردن مردگان و مسخ شدن
تفسیر آیههای ۶۳ تا ۷۴ با هم
این سوره، همانگونه که میبینی، دربردارندهٔ چند معجزه در داستانهای بنیاسرائیل و دیگران است؛ مانند شکافتن دریا و غرقکردن فرعونیان در کلام خدای متعال که میفرماید: «وَ إِذْ فَرَقْنٰا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنٰاكُمْ وَ أَغْرَقْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ» تا پایان آیه (بقره: ۵۰)؛ و فرودآمدن صاعقه بر بنیاسرائیل و سپس زنده… ادامه در متن کامل
سپس این صورت انسانی نیز کارها و حالاتی دارد که از روی هم قرار گرفتنِ تدریجیِ آنها، صورتی ویژه و تازه پدید میآید؛ صورتی که موجب تنوع در نوع انسانی میشود، درست همانگونه که نظیرش در نوع حیوانی گذشت. ادامه در متن کامل
میگویم: هرگز چنین نیست؛ زیرا تناسخ محال است. تناسخ یعنی روحی که به کمال شایستهٔ نوع خود رسیده است، پس از جدایی از بدن، دوباره به بدنی دیگر وابسته شود. ادامه در متن کامل
بحثی علمی و اخلاقی) [معنای تقلید
تفسیر آیههای ۶۳ تا ۷۴ با هم
و هیچ رذیلتی از رذایل سنگدلی و جفاکاریِ بنیاسرائیل را که قرآن یاد کرده است نمیبینی، مگر آنکه در اینان نیز وجود دارد. ادامه در متن کامل
کوتاه سخن اینکه به همین سبب، آنان در برابر دستورهای پیامبرانشان و دانشمندان الهیِ خود که خیرِ دنیا و آخرتشان در آن بود، بسیار سرکش بودند و بهسختی تسلیم میشدند (رفتارها و برخوردهای آنان با حضرت موسی و دیگران را به یاد آور)، ولی در مقابل، بهسرعت به هر چیزی که سودجویان، مغرضان و خودبزرگبینان از خودشان بدان فرامیخواندند، میپیوستند. ادامه در متن کامل
امروزه نیز حقیقت و حق به بلایی شبیه به همین گرفتار شدهاند؛ بلایی که از سوی تمدن مادیِ ارمغانآوردهٔ جهان غرب دامنگیرشان شده است. ادامه در متن کامل
بررسی کامل و همهجانبه در علم اخلاق، نتیجهای برعکسِ این را نشان میدهد؛ زیرا نه هر دلیلی خواستنی و پسندیده است و نه هر تقلیدی ناپسند و نکوهیده. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۷۴ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۰۰ تا ۲۱۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/74/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجٰارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً» (سپس دلهای شما پس از آن سخت شد، پس همانند سنگ یا سختتر از آن گردید). «قسوت» (سنگدلی) در دل، بهمنزلهٔ صلابت و سختی در سنگ است. کلمهٔ «أَوْ» در اینجا به معنای «بل» (بلکه) است؛ و مقصود از اینکه به معنای «بلکه» باشد، این است که معنای اِضراب و ترقّی (بالاتر رفتن سخن) بر این مورد منطبق است، و خداوند شدّت سنگدلیِ آنان را با این سخن روشن کرده است: «وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَهِ لَمٰا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ» (و به راستی از پارهای سنگها جویها میشکافد و روان میشود). در اینجا سنگ و آب در برابر هم قرار داده شدهاند؛ زیرا همانطور که سنگ در سختی و نفوذناپذیری ضربالمثل است، آب هم در نرمی و روانی ضربالمثل به شمار میرود. پس این سنگها با وجود نهایتِ سختیشان، نهرهایی با آن آبِ روان از آنها میجوشد، و شکاف برمیدارند و آب با همهٔ نرمیاش از دلِ سختیِ آنها بیرون میآید؛ در حالی که از دلهای بنیاسرائیل نه حال و خویی پدید میآید که با حق سازگار باشد، و نه سخنِ حقی سر میزند که شایستهٔ حقیقتِ کمال باشد.
خدای متعال میفرماید: «وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَهِ اللّٰهِ» (و همانا پارهای از آنها از بیم خدا فرو میافتند). فروافتادن سنگها همان چیزی است که میبینیم؛ صخرهها بر فراز قلههای کوه شکاف برمیدارند و قطعههایی از آنها بر اثر زلزله، یا ذوبشدن یخهایی که در زمستان میان شکافها بوده و در بهار به آب تبدیل میشود، و مانند اینها به پایین سرازیر میگردند. این فروافتادن، با اینکه مستند به سببهای طبیعی خود است، فروافتادن از بیم خدای متعال شمرده شده است؛ چرا که همهٔ سببها در نهایت به خدای پاک و منزه میرسند. از این رو، اثرپذیری سنگها در فروافتادنشان از سبب ویژهٔ خود، در حقیقت اثرپذیری از فرمان خدای پاک و منزه به آنها برای فروافتادن است، و سنگها به فرمان پروردگارشان آگاهی و درکی تکوینی (درونی و ناظر به نظام آفرینش) دارند؛ همانگونه که خدای متعال میفرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ،وَ لٰكِنْ لاٰ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» (و هیچ چیزی نیست مگر اینکه با سپاسش او را تسبیح میگوید، ولی شما تسبیح آنها را درنمییابید؛ اسراء: ۴۴)، و خدای متعال میفرماید: «كُلٌّ لَهُ قٰانِتُونَ» (بقره: ۱۱۶؛ همگی برای او فروتن و فرمانبردارند). این تأثیرپذیریِ آگاهانه همان خشیت و بیم است؛ پس سنگها نیز از خشیت خدای متعال فرو میافتند. ازاینرو، این آیه درست همراستای این سخن خدای متعال است که میفرماید: «وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلاٰئِكَهُ مِنْ خِيفَتِهِ» (رعد: ۱۳؛ و رعد به ستایش او تسبیح میگوید و فرشتگان نیز از بیمِ او تسبیحگویانند)، و نیز مانند این آیه است: «وَ لِلّٰهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلاٰلُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ» (رعد: ۱۵؛ و هر که در آسمانها و زمین است، خواه و ناخواه، و سایههایشان نیز بامدادان و شامگاهان، تنها برای خدا سجده میکنند). در این آیات، صدای رعد تسبیح و ستایش شمرده شده و سایهها نیز سجدهکننده برای خدای پاک و منزه به حساب آمدهاند؛ و همچنین است آیات دیگری از این دست که همانگونه که پوشیده نیست، سخن در آنها بر مدار تحلیل و بررسیِ حقیقتِ هستی جریان یافته است.
کوتاه سخن اینکه این سخن خداوند: «وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا يَهْبِطُ» (و مسلماً پارهای از آنها از ترس خدا فرو میافتند)، دومین بیان برای این حقیقت است که دلهای آنان از سنگ سختتر است؛ چراکه سنگها از خدای متعال خشیت دارند و از ترس او فرو میریزند، ولی دلهای ایشان از خدای متعال خشیتی ندارد و از او پروا نمیکند.