۞ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡدُودَٰتٖۚ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوۡمَيۡنِ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۖ لِمَنِ ٱتَّقَىٰۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ
و خدا را در روزهایی معین یاد کنید؛ پس هر کس شتاب کند و [اعمال را] در دو روز به پایان بَرَد، گناهی بر او نیست، و هر کس تأخیر کند [و تا روز سوم بماند] نیز گناهی بر او نیست، [این تخفیف] برای کسی است که پروا پیشه کرده باشد؛ و از خدا پروا بدارید و بدانید که به سوی او محشور خواهید شد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۰۰ و ۲۰۳ با هم
و در «کافی»، از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال: «وَ اذْكُرُوا اللّٰهَ فِي أَيّٰامٍ مَعْدُودٰاتٍ» (و خدا را در روزهایی معین یاد کنید [بقره: ۲۰۳]) تا آخر آیه، روایت شده است که فرمود: «و هي أيام التشريق،و كانوا إذا أقاموا بمنى بعد النحر تفاخروا-فقال الرجل منهم:كان أبي يفعل كذا و كذا،فقال الله جل شأنه: فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ،قال:و التكبير:الله أكبر،الله أكبر، لا إله إلا الله و الله أكبر و لله الحمد،الله أكبر على ما هدانا،الله أكبر على ما رزقنا من بهيمه الأنعام» (این روزها، همان روزهای تشریق [یازدهم تا سیزدهم ذیحجه] است؛ رسم مردم بر این بود که چون پس از قربانی در منا میماندند، فخرفروشی میکردند و هر مردی از آنان میگفت: پدرم چنین و چنان میکرد؛ پس خداوند، جل شأنه، فرمود: «فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً» [پس هنگامی که مناسک خود را به جای آوردید، خدا را یاد کنید همانگونه که پدرانتان را یاد میکنید یا با یادی بیشتر؛ بقره: ۲۰۰]. فرمود: و تکبیر چنین است: «الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلا الله و الله أكبر و لله الحمد، الله أكبر على ما هدانا، الله أكبر على ما رزقنا من بهيمه الأنعام» [خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است؛ هیچ معبودی جز خدا نیست، و خدا بزرگتر است و ستایش ویژهٔ خداست؛ خدا بزرگتر است به شکرانهٔ آنکه ما را هدایت فرمود، خدا بزرگتر است به شکرانهٔ آنچه از چهارپایان روزی ما کرد]).
تفسیر آیهٔ ۲۰۳ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲، صفحهٔ ۸۲ تا ۸۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/203/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «وَ اذْكُرُوا اللّٰهَ فِي أَيّٰامٍ مَعْدُودٰاتٍ» (و خدا را در روزهایی معین یاد کنید) [بقره: ۲۰۳]. «روزهای معین» (ایام معدودات) همان روزهای تشریق (یازدهم تا سیزدهم ذیالحجه که گوشتهای قربانی در منا خشکانده میشد) است که عبارتاند از روز یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذیالحجه. دلیل اینکه این روزها پس از دههٔ نخست ذیالحجه قرار دارند، آمدن این حکم پس از پایانِ بیان اعمال حج است؛ و دلیل سه روز بودن آنها این سخن خدای متعال است: «فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ...» (پس هر کس در دو روز شتاب ورزد...)؛ زیرا شتاب کردن در دو روز تنها زمانی معنا دارد که روزها سه تا باشند: یک روز برای کوچ کردن (نَفْر) و دو روز برای شتاب، که در مجموع سه روز میشود؛ و در روایات نیز به همین صورت تفسیر شده است.
خدای متعال میفرماید: «فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلٰا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلٰا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَيٰ» (پس هر کس در دو روز شتاب کند گناهی بر او نیست، و هر کس تأخیر ورزد گناهی بر او نیست، برای کسی که تقوا پیشه کرده باشد) [بقره: ۲۰۳]. کلمهٔ «لا» نافیهٔ جنس است (هر نوع گناهی را به کلی نفی میکند)؛ بنابراین عبارت «لٰا إِثْمَ عَلَيْهِ» در هر دو جا، جنس و حقیقت گناه را از حاجی نفی میکند و اصلاً مقید به چیزی نشده است. اگر مراد این بود که در شتاب کردن یا تأخیر انداختن گناهی نیست، لازم بود به آن قید زده شود؛ پس معنا چنین است: هر کس اعمال حج را به پایان برساند آمرزیده است و گناهی بر او نیست، چه در دو روز شتاب کند و چه تأخیر ورزد. از اینجا آشکار میشود که آیه در مقام بیان اختیار دادن میان تأخیر و شتاب به زائر حج نیست، بلکه مقصود بیان این است که گناهانِ حاجی در هر صورت آمرزیده میشود.
و اما سخن خدای متعال: «لِمَنِ اتَّقَىٰ» (برای کسی است که پروا پیشه کند)، بیانی برای تعجیل و تأخیر نیست؛ وگرنه سزاوار بود گفته شود: «عَلَى مَنِ اتَّقَى» (بر عهدهٔ کسی است که تقوا ورزیده). بلکه ظاهر آن است که عبارت «لِمَنِ اتَّقَىٰ» همانند این کلام خدای متعال است: «ذٰلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» (بقره: ۱۹۶؛ این [حکم] برای کسی است که خانوادهاش ساکن مسجدالحرام نباشد). مقصود این است که این حکم برای کسی است که تقوا ورزیده باشد، اما برای کسی که تقوا پیشه نکرده، چنین نیست. و لازم است که این تقوا، پرهیز از همان چیزهایی باشد که خدای پاک و منزه در حج از آنها نهی فرموده و به حج اختصاص داده است. بنابراین معنا چنین بازمیگردد که این حکم ویژهٔ کسی است که از محرمات احرام (یا برخی از آنها) پروا کرده باشد؛ اما کسی که پروا نکرده، واجب است در منا بماند و در روزهای معین و شمردهشده خدا را یاد کند. این معنا در برخی از روایات منقول از امامان اهلبیت (ع) نیز آمده است، همانگونه که به خواست خدا خواهد آمد.
خدای متعال میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» (و از خدا پروا بدارید و بدانید که به سوی او محشور میشوید)؛ این دستوری به تقوا در پایان کلام و یادآوریِ حشر و برانگیخته شدن در قیامت است؛ چراکه تقوا کامل نمیشود و از گناه دوری نمیگردد مگر با یاد روز جزا. خدای متعال میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِيدٌ بِمٰا نَسُوا يَوْمَ الْحِسٰابِ:» (ص: ۲۶؛ بیگمان کسانی که از راه خدا گمراه میشوند، به سزای آنکه روز حساب را فراموش کردهاند، عذابی سخت دارند).
و در گزینش واژهٔ «حشر» در سخن خدای متعال: «أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» (که به سوی او محشور میشوید)، همراه با آنچه در مناسک حج از حشر و گردآمدن مردم وجود دارد، لطافتی آشکار نهفته است؛ و اشارهای است به اینکه شایسته است حاجی با این اجتماع و کوچِ همگانی، روزی را به یاد آورد که خدای پاک و منزه همهٔ مردم را محشور میسازد و هیچیک از آنان را فروگذار نخواهد کرد.
بحث روایی
و در همان کتاب، از آن حضرت (ع) روایت است که فرمود: «و التكبير في أيام التشريق من صلاة الظهر يوم النحر إلى صلاة الفجر من اليوم الثالث،و في الأمصار يكبر عقيب عشر صلوات» (تکبیر در روزهای تشریق [برای حاضران در منا] از نماز ظهر روز عید قربان تا نماز صبحِ روز سوم است، و در سایر شهرها در پیِ ده نماز تکبیر گفته میشود).
و در کتاب «من لایحضره الفقیه»، دربارهٔ سخن خدای متعال: «فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاٰ إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلاٰ إِثْمَ عَلَيْهِ» (پس هر کس شتاب ورزد و [کوچ را] در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست و هر کس تاخیر کند، گناهی بر او نیست [بقره: ۲۰۳]) تا آخر آیه، از امام صادق (ع) دربارهٔ این آیه پرسیدند، پس فرمود: «ليس هو على أن ذلك واسع إن شاء صنع ذا،لكنه يرجع مغفورا له لا ذنب له» (معنایش این نیست که او مخیر است و اگر خواست این کار را بکند، بلکه [معنایش این است که با هر یک از این دو حالت]، آمرزیدهشده بازمیگردد و هیچ گناهی بر او نیست).
و در تفسیر عیاشی از آن حضرت (ع) روایت شده است که فرمود: «يَرْجِعُ مَغْفُوراً لَهُ لاٰ ذَنْبَ لَهُ لِمَنِ اتَّقىٰ» (برای کسی که تقوا پیشه کرده باشد، آمرزیدهشده و بیگناه بازمیگردد).
و در کتاب «من لا یحضره الفقیه» از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدای متعال: «لِمَنِ اتَّقىٰ» (برای کسی که تقوا پیشه کند) تا پایان آیه، روایت شده است که فرمود: «يَتَّقِي الصَّيْدَ حَتّىٰ يَنْفِرَ أَهْلُ مِنىٰ» (از شکار پروا میکند تا زمانی که اهل منا [از منا] کوچ کنند).
و از امام باقر (ع) روایت است: «لِمَنِ اتَّقَى الرَّفَثَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْجِدَالَ وَ مَا حَرَّمَ اللهُ فِي إِحْرَامِهِ» (برای کسی است که از آمیزش و گناه و مشاجره و آنچه خداوند در احرامش حرام کرده است، پروا بدارد).
و نیز از آن حضرت روایت شده است: «لِمَنِ اتَّقَى اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ» (برای کسی است که از خدای عزیز و جلیل پروا کند).
و از امام صادق (ع) روایت است: «لِمَنِ اتَّقَى الْكَبَائِرَ» (برای کسی است که از گناهان کبیره پروا بدارد).
میگویم: دانستی که آیه بر چه چیزی دلالت دارد، و میتوان به عمومیت تقوا تمسک جست، همانگونه که در دو روایت اخیر آمده است.